۴٫۱
(۳۲)
نعیم: غلاف کن. کِی بیاد اون وقت و ساعتی که تو ناموسم باشی و فُحشِتو به جون بخرم.
شاهده: آدم هرجایی باشه، ناموسِ تو نباشه.
بوف عینکی
گفتم تو حرف نزن یا نه، گفتم به عربدهکشی نمیرسیم یا نه؟ گفتم بعدِ من بیا و هوام باش یا نه؟ تو چی بودی؟ از هر چی بهت گفته بودم، تو یا نه شدی. تو اصلاً چرا حالیت نیست؟ معرکهگیری تو خیابون با تفنگ و نقاب؟ این بود قرار یا یه بچهقاپیِ ساده؟
دینانی
نعیم: چرا یه جوری دست میدی که انگار ما از اول شیشگیریم و تو هم رو تاسِت جز شیش هیچی نیست؟ مگه تُو تو تنهایی و بی کَسیت چی داری که هیچی خالی واسه من توش نیست؟ مگه قراره چقد این بیرون باشیم؟ حالا هر چقد، بیا باهم باشیم. میریم دفترخونه رسمیش میکنیم.
شاهده: جلو نیا نعیم، گُم شو عقب.
(شاهده اسلحه را مسلح میکند و رو به نعیم میگیرد.)
نعیم: یعنی اونقد چرند و پرندم که تو روم تفنگ بالا بیاری؟
شاهده: آره. چرند میگی. جفنگ میگی. گُم شو تا سرِ هیچی خونِتو ننداختی گردنم.
نعیم: من دارم خودم و تو رو نیگا میکنم. هر جوری هم نیگا میکنم میبینم میشه. دو نفریم عین هم از یه قماش. از آسمون و زمین نیستیم. از یه جاییم.
|ݐ.الف
چرا یه جوری دست میدی که انگار ما از اول شیشگیریم و تو هم رو تاسِت جز شیش هیچی نیست؟ مگه تُو تو تنهایی و بی کَسیت چی داری که هیچی خالی واسه من توش نیست؟ مگه قراره چقد این بیرون باشیم؟ حالا هر چقد، بیا باهم باشیم. میریم دفترخونه رسمیش میکنیم.
ava
و خوشحالم که محمدرضا قلیپور علیرغم جفاهایی که در به صحنه بردن آثارش دید، خسته نشد و از پا ننشست و اکنون با همت و تلاش، برای انتشار آثارش گام برداشته و امید که مسیر پیشرفت را در استقلال رأی و حفظ شرافت قلم و پرهیز از سفارشینویسی باب روز در "تئاتر بورژوا و طبقهٔ نوکیسه" بداند و همچنان بپاید و این راه صعب را با جانسختی بپیماید، فلسفیتر و عمیقتر ببیند و مقهور شرایط منحطی نشود که گاه بهترین استعدادها را قربانی افراد متوسط اما متمکن یا دارای رانت و مناسبات میکند که با یک جایزهٔ "حساب شده" یک شبه به منزلتی میرسند ولی این اقبال اغلب دولت مستعجل است و ناپایدار و مقطعی.
راهبهیمدرن
حجم
۳۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۷۶ صفحه
حجم
۳۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۷۶ صفحه
قیمت:
۱۳,۹۰۰
تومان
