جملات زیبای کتاب عشق و ژلاتو | طاقچه
تصویر جلد کتاب عشق و ژلاتوsubscriptionAvailable

کتاب عشق و ژلاتو

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۲۸۱ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سارا
۵۰
«من بدترین آدمی‌ام که می‌تونی این رو ازش بپرسی. من عاشق شدم و توی همون حال موندم... ولی اگه از من می‌پرسی، ارزشش رو داره. زندگی بدون عشق مثل یه سالِ بدون تابستون می‌مونه.»
(:Ne´gar:)
۳۹
از آن دوست‌هایی بود که می‌دانستی احتمالاً لیاقتش را نداری.
وانیلِ تلخ
۳۷
«خُب، نظرت درمورد فیلم چی بود؟» «بامزه بود... و درعین‌حال، غمگین.»
(:Ne´gar:)
۳۴
بعداز آن نتوانستم از فکرکردن به او دست بردارم
Josee
۲۶
«اگه می‌تونستی از هرچیزی توی دنیا عکس بگیری، اون چیز چی بود؟» قبل‌ازاینکه حتی به آن فکر کنم، گفتم: «امید.»
setare:|
۲۲
من رازنگه‌دار خوبی نیستم و گویا همه می‌دانند عاشق شده‌ام.
Josee
۲۱
هر شروع جدیدی، از پایان یک شروع دیگر نشأت می‌گیرد.
maria__zad
۱۶
بی‌دلیل نیست که به آن، افتادن در عشق می‌گویند؛ چون وقتی رُخ می‌دهد-وقتی واقعاً رُخ می‌دهد-دقیقاً همین حس افتادن را داری. هیچ کاری انجام نمی‌دهی یا سعی نمی‌کنی؛ فقط رها می‌کنی و امیدواری کسی آنجا باشد تا تو را بگیرد. درغیراین‌صورت، تو می‌مانی و چند کبودی نسبتاً بزرگ. به من اعتماد کنید؛ من این را کاملاً حس کردم.
موفنری
۱۴
زندگی بدون عشق مثل یه سالِ بدون تابستون می‌مونه
mhrnaz
۱۱
وقتی کسی رابطه‌ای را ترک می‌کند، نمی‌توان کاری کرد که او را آنجا نگه داشت.
sogand
۱۱
شکلات به هر زبانی با من حرف می‌زد.
حنای
۱۱
گاهی می‌توانستم ساعت‌ها وانمود کنم بدون او همه‌چیز خوب است؛ اما هیچ‌وقت زیاد طول نمی‌کشید.
|ZaHra|
۹
زندگی بدون عشق مثل یه سالِ بدون تابستون می‌مونه.
weareone
۹
خُب... بگذارید فقط این را بگویم که ندانستن سعادت است.
maria__zad
۸
«رسواکننده! خُب، احتمالاً جواب سؤال‌هات اون توئه. انگار اکثر روابط رمانتیکِ پنهانی، یه عمری برای خودشون دارن.»
کاربر
۸
هاوارد با دیدن حالت چهره‌ام، با شرمندگی ادامه داد: «منظورم اینه که، به ایتالیا خوش اومدی. خوش‌حالم که اینجایی.» «هاوارد؟» «سلام، سونیا.» یک زن قدبلند و زیبا وارد اتاق شد. شاید چند سالی بزرگ‌تر از هاوارد بود؛ با پوستی قهوه‌ای و چند ردیف دستبند طلا روی هر دستش. زیبا بود؛ و البته یک سورپرایز. «لینا...» سعی کرد اسمم را دقیق تلفظ کند. «بالاخره اومدی. پروازت چطور بود؟» این‌پا و آن‌پا کردم. کسی می‌خواست ما را به هم معرفی کند؟ «خوب بود. آخرین پرواز خیلی طولانی بود.» «ما خیلی خوش‌حالیم که تو اینجایی.» به من لبخند زد و لحظه‌ای سکوت سنگینی حکم‌فرما شد.
maryam
۸
رن غُرغُر کرد: «اولین قانون ارتباط با ایتالیایی‌ها: اون‌ها عاشق آدرس دادن هستن. به‌خصوص وقتی‌که اصلاً نمی‌دونن دارن درمورد چی حرف می‌زنن!»
shido
۷
هر شروع جدیدی، از پایان یک شروع دیگر نشأت می‌گیرد.
maryam
۶
«نشنیدی؟ توی چندتا فیلم هست. درمورد اینه که هروقت عاشق کسی می‌شی، معلوم می‌شه که اون عاشق کس دیگه‌ایه... و توی این دایرهٔ بزرگِ درهم‌برهم، هیشکی به کسی که می‌خواد، نمی‌رسه.» «اُه... خیلی غم‌انگیزه!»
mhdse
۶
وقتی کسی رابطه‌ای را ترک می‌کند، نمی‌توان کاری کرد که او را آنجا نگه داشت.
niloufar
۵
کسی به من بگوید ساکت، متنفر بودم. مردم همیشه طوری این کلمه را می‌گفتند که انگار نوعی کمبود است؛ که اگر مثلاً بلافاصله همه‌چیز را نمی‌گفتم، نامهربان یا مغرور بودم. مادرم این را درک کرده بود. تو شاید دیر گرم بشی، ولی وقتی بشی، به کل اتاق نور می‌بخشی.
نیومون
۵
چرا باید درباهٔ من می‌گفت ساکت؟ از اینکه کسی به من بگوید ساکت، متنفر بودم. مردم همیشه طوری این کلمه را می‌گفتند که انگار نوعی کمبود است؛ که اگر مثلاً بلافاصله همه‌چیز را نمی‌گفتم، نامهربان یا مغرور بودم.
تینا
۵
هر شروع جدیدی، از پایان یک شروع دیگر نشأت می‌گیرد.
sogand
۴
آخرین نوعی که خوردم، چی بود؟ اون‌که تیکه‌های شکلات داشت؟» «استراسیاتلا.» «می‌خوام این رو به‌عنوان اسم اولین دخترم انتخاب کنم.»
ولنسی پارسی
۴
هر شروع جدیدی، از پایان یک شروع دیگر نشأت می‌گیرد.
یک مشکل لاینحل، sky
۴
هر شروع جدیدی، از پایان یک شروع دیگر نشأت می‌گیرد.
یک مشکل لاینحل، sky
۴
این فصلی جدید است. زندگی من... و من با آغوش باز به‌طرفش می‌دوم. هر کار دیگری، فقط اتلاف وقت است.
samane souhani
۴
و چرا باید درباهٔ من می‌گفت ساکت؟ از اینکه کسی به من بگوید ساکت، متنفر بودم. مردم همیشه طوری این کلمه را می‌گفتند که انگار نوعی کمبود است؛ که اگر مثلاً بلافاصله همه‌چیز را نمی‌گفتم، نامهربان یا مغرور بودم. مادرم این را درک کرده بود. تو شاید دیر گرم بشی، ولی وقتی بشی، به کل اتاق نور می‌بخشی.
Sara.iranne
۴
اگر چیزی در ظاهر آن‌قدر خوب است که نمی‌تواند واقعی باشد، پس حتماً خیلی خوب است.
Nesa
۴
زندگی بدون عشق مثل یه سالِ بدون تابستون می‌مونه.»