چند اسم دیگر نیز بر پشتِ در به چشم میخوردند که تو آنها را نخواهی شناخت. هِربِرت و کرولاین و اِدنا، تعداد زیادی غریبه که اینجا زندگی کرده، بزرگ شده و مُرده بودند. نوزادان، سپس کودکان، نوجوانان، بزرگسالان و بعد، مردگان. کسانی که با تو وابستگیِ خونی دارند. خانوادهات هستند، اما غریبهاند. میراثت بهشمار میروند. مُردهاند، اما نرفتهاند. فراموش گشتهاند، اما هنوز اینجا هستند تا کشف شوند.