
Emma
۷
حقیقت این است که هر جایی را برای سکونت انتخاب کنی، میبینی آن مکان اشتباه است.
Sahia
۲
میتوانی این را حس کنی؟
هرکسی در کمای شخصیِ خودش است.
Sahia
۲
ما چیزی را میبینیم که میخواهیم. ما آنگونه که میخواهیم، میبینیم. ما تنها خودمان را میبینیم.
Sahia
۱
چند اسم دیگر نیز بر پشتِ در به چشم میخوردند که تو آنها را نخواهی شناخت. هِربِرت و کرولاین و اِدنا، تعداد زیادی غریبه که اینجا زندگی کرده، بزرگ شده و مُرده بودند. نوزادان، سپس کودکان، نوجوانان، بزرگسالان و بعد، مردگان. کسانی که با تو وابستگیِ خونی دارند. خانوادهات هستند، اما غریبهاند. میراثت بهشمار میروند. مُردهاند، اما نرفتهاند. فراموش گشتهاند، اما هنوز اینجا هستند تا کشف شوند.
Sahia
۱
وقتی چیزی را نمیفهمی میتوانی هرطور خواستی معنایش کنی.
Sahia
۱
هر بار به کشفِ چیزی برسی که از قبل بهخوبی میشناختیاش، دردِ تازهای در وجودت خواهی یافت.
Sahia
۱
وقتی کسی میمیرد، بوی شدیداً متعفّنِ مادهای را از خود برون میدهد که انسان نامش را اِپینِفرین گذاشته است. او گفت که این بو، بوی ترس است.
Sahia
۰
از هنرمندانِ شهیر گرفته تا پیمانکارانِ ساختمانسازی، ما همه در پیِ آنیم که امضائی از خود به یادگار بگذاریم. آخرین اثر ماندگارِ ما. زندگیات پس از مرگ.
ما همه میخواهیم خودمان را شرح دهیم. هیچکس خوش ندارد که از یاد برود.
Sahia
۰
تو بیشمار راه برای اقدام به خودکشی داری تا از مُردن به علتِ «مُردن» جلوگیری کنی.
Sahia
۰
چهکسی میداند چرا ما آنچه را که دوست داریم، دوست میداریم؟
Sahia
۰
چرا ما کاری را که انجام میدهیم، انجام میدهیم؟
Sahia
۰
آنخِل میگوید: اگر احساس بتواند عملی فیزیکی را خلق کند، پس تکرار آن عملِ فیزیکی میتواند موجب خلقِ دوبارهٔ احساس شود.
Sahia
۰
برای داشتنِ فهمِ درستی از جلوهٔ درد، میستی توضیح میدهد که چگونه مجسمهسازی به نامِ بِرنینی چهرهٔ خود را هنگامیکه داشت پای خود را با یک شمع میسوزاند، طراحی کرد. وقتی ژریکو، قایقِ الواریِ مِدوسا را نقاشی کرد، به بیمارستان رفت تا چهرهٔ بیمارانِ درآستانهٔ مرگ را طراحی کند. او سرها و بازوهای قطعشده را به کارگاهش آورد تا تغییر رنگ پوست را هنگام فاسدشدن بررسی کند.
Sahia
۰
پارادوکسی از «بودن» بهعنوانِ یک هنرمندِ حرفهای. اینکه چگونه ما زندگیمان را صرفِ تلاش برای ابراز و بیانِ خود به بهترین نحو میکنیم، امّا عاقبت هیچچیز برای گفتن نداریم.
Sahia
۰
ما خلاقیت را در قالبِ یک سیستمِ علت و معلول میخواهیم. در قالبِ نتایج. محصولی با قابلیت بازاریابی. ما میخواهیم «نظم و پشتکار» برابر شود با «پاداش و استقبال».
Sahia
۰
کتاب از صفحهای گشوده شده است که کسی در آن نوشته: آنها برای نجاتِ جانِ فرزندانِ خود، تو را به کشتنِ تکتکِ فرزندانِ خدا میگمارند.
Sahia
۰
اکثر مردم، ما، زندگی را بیهیچ دستاورد یا افتخاری به پایان میبریم.
Sahia
۰
میگوید: منظورم این بود که گاهیاوقات، برای یک هنرمند، دردِ مزمن میتواند موهبت باشد.
Sahia
۰
هرآنچه انجام میدهی، بهمثابهٔ خلقِ یک خودنگاره است.
Sahia
۰
پیتر عادت داشت بگوید: تنها کاری که از دست یک هنرمند برمیآید، این است که به توصیفِ چهرهٔ خویش بپردازد.
تو محکوم به «خود بودن» هستی.
میگوید: این، دستمان را آزاد میگذارد تا هرچه بخواهیم رسم کنیم، چراکه تنها داریم خودمان را ترسیم میکنیم.
Sahia
۰
کودکانِ کار در معادن یا آسیابها. بردهداری. مواد مخدر. کلاهبرداری در بازار سهام. نابود کردن طبیعت با قطعِ بیرویهٔ درختها، افزایش جمعیت، درو کردنِ همهچیز تا سرحدّ انقراض. انحصارطلبی. بیماری. جنگ. هر ثروت و سرمایهای از یک چیزِ ناخوشایند سرچشمه میگیرد.
Sahia
۰
رنگِ مشکیِ استخوانی، استخوانِ زغالشده است.
شلاک، فضلهٔ بهجاماندهٔ شته بر برگها و شاخههای نازک است. مشکیِ قطرهای، تاکِ سوخته است. در رنگهای روغنی از گردو یا تخمِ خشخاشِ خُردشده استفاده میشود. هرچه بیشتر دربارهٔ هنر بدانی، بیشتر به جادوگری شباهت پیدا میکند. با خُردکردن و مخلوطکردن و پختنِ همهچیز، بیشتر به آشپزی میماند.
Sahia
۰
ارادتمندِ شما
نورا آدامز
دستنویس به نامه ضمیمه شده است.