شریل در نامهاش گفته بود همه چیز خوب است، اما حرفهایش حس خوبی نداشت. روی دیوارهای اتاق جلویی، با اسپری تصاویری از گل آفتابگردان و صورتهای خندان کشیده شده بود و کف زمین پر از چیزهایی بود که به صورت پراکنده ریخته شده بود: فنجانهای پلاستیکی، قوطیهای قُر شده، کاغذهای به درد نخور و همینطور لولهٔ دستمالکاغذی با طرح ارواح، که موقع رد شدن و رفتن به اتاق شریل آن را با پاهایم له کردم.
Mary