با این اوضاع من میخواستم ذهن آدم دیگری را تحلیل کنم و روح صاف یا پیچیدهاش را ببینم. حتی سادهترین و ابلهترین و بیچارهترین انسان هم، چنان روح پیچیدهای دارد که آدم را متعجب میکند. چرا از فهم این مسأله میگریزیم و حس میکنیم قضاوت و نظر دادن در مورد این مخلوق، تا این حد سادهست. چطور وقتی حتی نمیتوانیم نظر قطعیمان را با دیدن یک قالب پنیر اعلام کنیم، در اولین دیدار، راجع به یک انسان حکم صادر میکنیم و سراغ نفر بعدی میرویم؟