
کتاب شاخه نبات
معشوقه افسانهای حافظ شیرازی
پدیدآورندگان:
حمزه سردادورانتشارات:
انتشارات پر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
mehregan
۳
نظامالدین که پیشوا و مقتدای مردم اصفهان بود، وقتی یقین کرد جاسوسهای شاهسلطان عاقبت به محل اختفای شیخ پی خواهند برد، خود پیشدستی کرده نزد شاهسلطان رفت و اطلاع داد که شیخ در خانه او پنهان شده است! شاهسلطان فورا جمعی را مأمور دستگیری «ولینعمت» خود ساخت
mehregan
۳
امیرمبارزالدین را در غزلیاتش «محتسب» مینامید و از جور و ستمش مینالید و در باره سختگیریهای ریاکارانه مبارزالدین در جلوگیری از بادهخواری و ساز و آواز غزلیات شیوایی میسرود از قبیل:
بود آیا که در میکدهها بگشایند
گره از کار فرو بسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین
mehregan
۲
روز دوم ورودش بهشیراز بود که حکم کرد تمام میخانههای شیراز را ویران سازند و خمهای شراب را شکسته رودی از شراب در کوچهها بهراه اندازند.
در جلوگیری از شرابخواری بهحدی افراط میکرد که در میان مردم معروف به «محتسب» شده بود.
یك رهگذر
۲
میگویند زن موجود پر صبر و طاقتی است. هر درد و مصیبتی را تحمل میکند، جز درد رقیب و هوو را
Dayana
۲
من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم
ت ت
۲
افسوس که مرغ عمر را دانه نماند
امید بههیچ خویش و بیگانه نماند
دردا و دریغا که در این مدت عمر
از هر چه بگفتیم، جز افسانه نماند
یك رهگذر
۱
خدا را ای نصیحتگو، حدیث از مطرب و می گو
که متنی در خیال ما از این خوشتر نمیگیرد
یك رهگذر
۱
برای یک زن خیلی دشوار است اینطور در برابر مردی که مورد علاقه او است زانو بزند و اظهار ضعف و ناتوانی کند. عشق در دل یک دختر جوان باید تا چه اندازه مشتعل و جنونآسا باشد که او را وادار سازد عشق شدید خود را اعتراف کند.
ت ت
۱
با چرخ ستیزهکار مستیز و برو
با گردش دهر، در میاویز و برو
یک کاسه زهر است که مرگش خوانند
خوش درکش و جرعه بر جهان ریز و برو
Alaghe Band
۰
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آب ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آنشب قدر که این تازه براتام دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجر صبری است کز آن «شاخهنبات» ام دادند
یك رهگذر
۰
اگر وصال دلدار دست دهد یا نه، در هر حال من تا آخر عمر بهعشق خود وفادار خواهم ماند.
یك رهگذر
۰
همیشه همینطور است. کمتر کسی در دنیا پیدا میشود که از بخت خود راضی باشد.
یك رهگذر
۰
ای جوان! همین قدر بدان که بخت فقط یک بار در زندگی بهآدم روی میآورد.
یك رهگذر
۰
خوشترین ساعات شاعران، خاصه سرایندگان، جوان در این است که اشعارشان را برای دیگران بخوانند و با شنیدن تعریف و تحسین، عرش برین را سیر کنند. اینها حاضرند حتی پای تعریف کنندگان را ببوسند.
یك رهگذر
۰
درد هجران، شعلههای عشق را در دل عاشق فروزانتر خواهد ساخت.
یك رهگذر
۰
بیا بهمصر دلم تا دمشق جان بینی
که آرزوی دلم در هوای بغداد است
یك رهگذر
۰
از خصوصیات اخلاقی آدمیزاد است که هر چه در راه نیل به مقصود با مانع بیشتری روبهرو شود، حرص و ولعش برای رسیدن بههدف شدیدتر میگردد
یك رهگذر
۰
مردم که خودشان مرتکب کارهای ناروایی نمیشوند، روی پاکدلی و خوشبینی تصور میکنند دیگران نیز همان رویه آنان را بهکار میبرند.
یك رهگذر
۰
خداوند کریم ممکن است گناهانی را که مربوط به حقالله باشد، یعنی بهکاری که مربوط بهبنده و خداوند است، در مقابل عمل خیری عفو فرماید، اما یادت باشد گناهی که مربوط به حقالناس باشد، یعنی از طرف یکی از بندگان خدا صدمه جانی و مالی و ناموس و غیره بهبنده دیگری وارد آید، خداوند آن گناه را نخواهد بخشید.
یك رهگذر
۰
هر چه درد هجران و عطش وصال بیشتر باشد، مزه وصل شیرینتر و لذیذتر است و هر چه موعد سعادت دیدار نزدیکتر شود، سوز و گداز، شدیدتر خواهد شد.
یك رهگذر
۰
این شیوه دیرین روزگار است که با عشاق جفاکار است و با هنرمندان بدرفتار، بهجای شهد و شکر در کامشان زهر و حنظل میریزد
یك رهگذر
۰
باید توجه داشت مدت عمر و موقع مرگ افراد بشر، یکی از اسراری است که خدا نخواسته هیچ کس قبلاً از آن مطلع باشد.
یك رهگذر
۰
این یک قاعده و قانون فطری است که اولین عشق که بر دل یک پسر یا دختر جوان و بالغ بنشیند، بهآسانی محو شدنی نیست
ت ت
۰
همیشه همینطور است. کمتر کسی در دنیا پیدا میشود که از بخت خود راضی باشد.
ت ت
۰
در تاریخ کرارا بهاشخاصی بر میخوریم که عشق شدید و سوزانی در دل خود میپروردند، اما وقتی شکست قطعی خوردند و کاسه امیدشان واژگون شد آن عشق با همان شدت و سوزندگی به کینه تبدیل شده و حوادث خطرناکی را بهوجود آورده است.
