بهترین جملات زیبا و معروف از کتاب ما که کاری نمی کنیم! | طاقچه
تصویر جلد کتاب ما که کاری نمی کنیم!

بریده‌هایی از کتاب ما که کاری نمی کنیم!

انتشارات:انتشارات آرنا
امتیاز:
۴.۱از ۹۱ رأی
۴٫۱
(۹۱)
اگر به کودکی بازمیگشتم هرگز قایم باشک بازی نمیکردم... اصلا هر چیز که موجب اضطرابم میشد رهایش میکردم... مسخره است دنبال کسی بگردی که نمیخواهد پیدایش کنی!
یاش
هی رفیق جان!... دلم برای صدایت تنگ شده است...
تئو:)
مادربزرگ گفت: چرا تو همیشه غمگینی؟ گفتم: چون دنیا غمگین است... گفت: سیاه میبینی... گفتم: هرگز نخواسته ام... گفت: تو هر آنچه را درک نمیکنی به سیاهی، به زشتی، به کثیفی، به غم، به حماقت، به پلیدی نسبت میدهی و این مشکل توست... تو نمیتوانی دنیا را زیبا ببینی، تو هرگز دنیا را زیبا ندیده ای چون ندانم هایت و نپرسیده هایت خیلی بیشتر از تحمل و درکت شده اند، وقتی نمیدانی، نمی‌فهمی و آنگاه تمام خشم خود را با نفرت به دنیا ابراز میکنی...
تئو:)
دلم میگیرد از کوچه های تنگ و تاریک این شهر... از ریه های تنگ و باریک این شهر، که صدای سرفه های خسته اش مدت هاست خواب از سرم پرانده ... می بینی؟ خزان غم کوچکی ست! فصل های بعدی را یادمان نداده اند...
badkarma:)
آسمان را پشت پنجره کشیده ام، بیا ببین... دردی مرا به بند کشیده است، بیا ببین... چه باقی مانده است ازاین دیار؟ بیا ببین... رنجی ست در چشمان ما، بیا ببین... خسته ام! خسته از شعر و باران، بیا ببین... کفش هایم خیسِ رفتنند بیا ببین... نان و نام را داده ایم از دست، بیا ببین... دار و نداری نمانده باقی، بیا ببین...
𝑁𝑎𝑧𝑎𝑛𝑖𝑛
و تو هرگز نخواهی فهمید این صورتک خندان شب ها چه خواب هایی میبیند!
فضانورد اقیانوس
این افکاری که ما را حبس کرده اند، دنیایمان را سیاه کرده اند...
نیلوفر🍀
من فکر میکنم آدم باید لحظه ای را انتخاب کند و قلبش را خالی کند تا با چیزهای دلخواهش پر شود...
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
ما که کاری نمی‌کنیم!
یك رهگذر
ما باید برای خودمان کاری بکنیم...
ݥحَّدٽہ
من لبخند میزنم... و تو هرگز نخواهی فهمید این صورتک خندان شب ها چه خواب هایی میبیند!
Friba
در زندگی لحظه هایی هست که آدم فکر میکند هیچ کس را دوست ندارد... یا حتی از هیچ کس کینه ای ندارد... و قلبش خالی میشود...
#Mohad3h#
من از اینکه خانم جان زنها را مسئول سربه راه کردن مردها میداند متنفرم، از اینکه یک عمر دخترهایش را طوری بزرگ کرد که به گمان خودش پسرها مرتکب خطا نشوند بدم می آید، آخر اهالی محل حوصلهٔ تربیت کردن پسرها را نداشتند و به نظر در تنگنا قرار دادن دخترانشان راحت تر و بی دردسرتر بود...
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
دنیا هر چه زور زد نتوانست به او بفهماند که باید بی خیال باشد... باز هم چایش سرد شد...
noora2005
بارها ... و هر بار مثل همیشه!...
یلدا روشن
و ما متهمان به آنچه هرگز نفهمیدیم!!!... و شما مدعیان به آنچه هرگز نرسیدید!!!...
کوکتل مولوتوف
آنچنان هم مهم نیست، اگر برایمان دست نزنند... تو در سکوت بیشتر شنیده خواهی شد...
سکوتِ قبلِ فریاد
تو تا به حال گلهای قاصدک را دیده ای؟؟؟ حیف میشود اگر برای رساندن پیغام ما پرپر شوند!...
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
شب هنگام آغاز شد زبان رنج در من... مردگان حضور داشتند کنار بسترم و زندگان خواب مرگ میدیدند...
ݥحَّدٽہ
کاش زندگی شوخی بود، مثل جوکی که خدا تعریف کند وتمام جهان یک صدا بخندند...
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
و یک روز همه چیز تمام میشود... و ما آنقدر بلند میخندیم که فرشتهٔ کوچک به نشانهٔ تسلیم دست هایش را بالا میبرد و ماشه ای شلیک میشود در مغز ما!...
تئو:)
و یک روز همه چیز تمام میشود...
.
بخندیم...آنقدربلند که مادربزرگ بپرسد: امروزآفتاب از کدام طرف درآمده؟!
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
مثل خوابهای خوبی که خودت خوب میدانی خواب میبینی...
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
هر وقت کسی در مورد خوبی، نیکی، پاکی حرف میزند، اشک در چشمانم حلقه میزند...
ر‌‌َقصنده با‌ گُرگ
من از اینکه خانم جان زنها را مسئول سربه راه کردن مردها میداند متنفرم، از اینکه یک عمر دخترهایش را طوری بزرگ کرد که به گمان خودش پسرها مرتکب خطا نشوند بدم می آید، آخر اهالی محل حوصلهٔ تربیت کردن پسرها را نداشتند و به نظر در تنگنا قرار دادن دخترانشان راحت تر و بی دردسرتر بود...
هانی
اگر به کودکی بازمیگشتم هرگز قایم باشک بازی نمیکردم... اصلا هر چیز که موجب اضطرابم میشد رهایش میکردم... مسخره است دنبال کسی بگردی که نمیخواهد پیدایش کنی!
sofia
مادربزرگ حرف قشنگی میزد که آدم باید خودش را باور داشته باشد... اگر به کودکی باز میگشتم، شاید در اتاقم مینشستم و کتاب میخواندم!
sofia
چیز بدی جود ندارد، اما حرف های بعضی ها که گمان میکنند میدانند، حال مرا بد میکند...
Mrym
من در جهانی پر از سکوت هستم... من در جهانی پراز سؤال هستم... در این میان احساس میکنم نیروهایی مرا به جهاتی هدایت میکنند... افسوس که اعتماد و تشخیص راه برایم دشوار است...
تئو:)

حجم

۴۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۷۰ صفحه

حجم

۴۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۷۰ صفحه

قیمت:
رایگان