جملات زیبای کتاب فریدا | طاقچه
تصویر جلد کتاب فریدا
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب فریدا

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۳۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
هایدان هررا، فروغ پوریاوری
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
رز
۱۲
«وقتی از طریق حواس به انسان‌ها نزدیک می‌شوید، آن‌ها انعطاف‌پذیرترند، مثل هنگامی که آدم بر حسب تصادف به فرم‌ها و اشکال زیبا می‌اندیشد، یا ریتم و ملودی‌های زیبا را می‌شنود.
mahi.m
۱۰
می‌بینی که همیشه کمی رنج کشیدن به درد هدفی می‌خورد.
رز
۱۰
«چرا این‌قدر چیز می‌خوانی؟ در جستجوی کدامین رمز و رازی؟ کوتاه زمانی دیگر زندگی خودش را نشانت خواهد داد. من بدون خواندن و نوشتن هم تمامش را می‌دانم. تا همین چندی پیش، یعنی تا همین چند روز پیش، هنوز بچه‌ای بودم که در دنیای رنگ‌ها و اشکال سخت و قابل لمس این ور و آن ور می‌رفت. همه چیز پر از رمز و راز و عنصر نامکشوفی بود که خیال می‌کردم برای من یک بازی است. کاش می‌دانستی که ناگهان دانستن چقدر وحشتناک است، مثل این است که صاعقه‌ای زمین را شکافته باشد. حالا در سیاره غم‌انگیزی زندگی می‌کنم که عین یخ شفاف است؛ اما انگار همه‌چیز را بلافاصله و ظرف چند ثانیه آموختم. دوستان و رفقایم به آهستگی زن شدند، اما من فقط ظرف چند ثانیه پیر شدم و امروز همه‌چیز بی‌روح و فهم‌پذیر است. می‌دانم که پشت این همه هیچ چیز نیست، اگر چیزی بود می‌دیدم...»
رز
۶
«آدم وقتی در بستر یا در زندان است دوستان خود را می‌شناسد»
رز
۶
بسیاری از دوستان خوبم می‌دانند که همه عمر عذاب کشیده‌ام، اما هیچ‌کس شریک عذاب‌هایم نبوده، حتی دیه‌گو. دیه‌گو می‌داند که چه عذابی می‌بینم، اما دانستن با شریک بودن تفاوت دارد.»
kimeow
۲
به دنیا آمده‌ام که گلدانی سفالی باشم و هرگز از اتاق ناهارخوری بیرون نیایم...
محمدمیلاد
۱
. دیه‌گو و فریدا قبل از ۱۹۳۴، هنگامی که پس از چهار سال اقامت در زندگی کردند.
کاربر ۳۳۸۴۶۸۵
۱
فریدا شادی خود را چون طاووسی به نمایش می‌گذاشت، اما شادی، سردر گریبانی و غم عمیق و حتی وسواس فکری او را پنهان می‌کرد.
kimeow
۱
برایم یک‌خرده پشت سر دیگران حرف بزن، چون این‌جا هیچ‌کس با من در باره هیچ‌چیز حرف نمی‌زند، و بعضی وقت‌ها حرف زدن پشت سر دیگران بسیار دلپذیر است...
kimeow
۰
می‌گفت دوست ندارد از مردم عکس بگیرد زیرا مایل نیست آنچه را که خداوند زشت آفریده است اصلاح کند.
kimeow
۰
بعضی شب‌ها خیلی می‌ترسم و دلم می‌خواهد کنارم باشی تا ترسم کم شود و بتوانی به من بگویی حتی با وجود «دست‌یافتنی» بودنم باز به اندازه دسامبر گذشته دوستم داری، باشد الکس؟ باید همچنان چیزهای سهل‌الوصول را دوست داشته باشی... دلم می‌خواهد از این هم دست‌یافتنی‌تر باشم، چیز کوچکی باشم که بتوانی همیشه و همیشه در جیبت بگذاری... الکس برایم زود نامه بنویس و بگو که خیلی دوستم داری و بدون من نمی‌توانی زندگی کنی، حتی اگر حقیقت نداشته باشد...