جملات زیبای کتاب کی پنیر مرا جابه جا کرد؟ | طاقچه
تصویر جلد کتاب کی پنیر مرا جابه جا کرد؟subscriptionAvailable

کتاب کی پنیر مرا جابه جا کرد؟

راهی شگفت‌انگیز برای مقابله با هرگونه تغییر در کار و زندگی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۵۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فائزه قائمی
۲۷
خندید و متوجه شد از وقتی یاد گرفته بود به خودش و به اشتباهاتش بخندد، شروع به تغییر کرده بود.
آرشین
۲۰
اگر تغییر نکنی، نابود می‌شوی.
Samane Ashrafi
۱۷
بعضی وقت‌ها اوضاع عوض می‌شود، و دیگر هیچ‌وقت مثل قبل نمی‌شود. به نظر می‌رسد که این یکی از همان وقت‌هاست. زندگی این است! زندگی پیش می‌رود. و ما هم باید با آن حرکت کنیم.»
شاپرک
۱۶
سپس ناتان، انگار که با خودش صحبت کند، آهسته گفت: «من فکر می‌کنم مسئله این است که چه چیزی را باید رها کنیم و به سمت چه چیزی باید پیش برویم؟»
Samane Ashrafi
۶
«ولی آیا دقت کرده‌اید که وقتی اوضاع تغییر می‌کند، ما دلمان نمی‌خواهد عوض شویم؟»
کاربر ۴۹۹۲۰۰۰
۶
«هو، هو، ما را ببین. یک کار را دوباره و دوباره انجام می‌دهیم، و تازه متعجبیم که چرا اوضاع بهتر نمی‌شود. اگر قضیه این قدر مسخره نبود، می‌توانست حتی بامزه‌تر از این باشد.»
کاربر ۴۹۹۲۰۰۰
۵
مایکل تصدیق کرد: «همین‌طور است. گاهی اوقات حتی متوجه نیستیم که می‌ترسیم. من می‌دانم که آن موقع متوجه نبودم. وقتی بار اول داستان را شنیدم، از این سؤال خیلی خوشم آمد: «اگر نمی‌ترسیدی، چه می‌کردی؟»
فائزه قائمی
۵
کارلوس گفت: «فکر می‌کنم ما در برابر تغییر مقاومت می‌کنیم، چون از عوض‌شدن می‌ترسیم.»
shakiba
۴
او فهمید که سریع‌ترین راه برای تغییر، خندیدن به حماقت خود است ــ بعد می‌توانی گذشته را رها کنی و پیش بروی.
آذر
۴
باید اعتراف می‌کرد که بزرگ‌ترین مانع برای تغییر، درون خود تو قرار دارد، و تا موقعی که تو تغییر نکنی، اوضاع بهتر نمی‌شود.
فائزه قائمی
۳
آنچه از آن وحشت داری، هرگز به آن بدی که مجسم می‌کنی نیست. وحشتی که اجازه می‌دهی در ذهنت شکل بگیرد، بدتر از وضعیتی است که واقعا وجود دارد.
فائزه قائمی
۳
هو متوجه شد که زندانی ترس خودش بوده است. حرکت در مسیری تازه او را آزاد کرده بود.
seti
۳
بعضی وقت‌ها اوضاع عوض می‌شود، و دیگر هیچ‌وقت مثل قبل نمی‌شود. به نظر می‌رسد که این یکی از همان وقت‌هاست. زندگی این است! زندگی پیش می‌رود. و ما هم باید با آن حرکت کنیم.»
کاربر ۴۹۹۲۰۰۰
۲
هر وقت به مرز ناامیدی و دلسردی می‌رسید، به خودش یادآوری می‌کرد کاری که دارد انجام می‌دهد، هر چقدر هم در آن لحظه سخت و طاقتفرسا باشد، در واقع خیلی بهتر از باقی ماندن در آن وضع بی‌پنیری است. به جای این که اجازه بدهد حوادث بر او مسلط شود، خودش کارها را در دست گرفته بود.
shakiba
۲
هر وقت به مرز ناامیدی و دلسردی می‌رسید، به خودش یادآوری می‌کرد کاری که دارد انجام می‌دهد، هر چقدر هم در آن لحظه سخت و طاقتفرسا باشد، در واقع خیلی بهتر از باقی ماندن در آن وضع بی‌پنیری است.
nasrin
۲
هر از گاهی پنیر را بو کن تا متوجه کهنه‌شدنش بشوی.
کاربر ۵۸۸۹۳۲۰
۲
به انتظار تغییر باش آماده جابه‌جا شدن پنیر باش
فائزه قائمی
۲
هرچه سریع‌تر پنیر قدیمی را رها کنی، سریع‌تر پنیر تازه پیدا می‌کنی.
seti
۲
آن‌جا نوشته شده بود: اگر تغییر نکنی، نابود می‌شوی
کاربر ۴۹۹۲۰۰۰
۱
خودِ هو نمی‌دانست، اما به عقب کشیده شدنش به دلیل این بود که هنوز باورهای ترسناکش بر شانه‌اش سنگینی می‌کردند. هو از خود پرسید که هِم از جا تکان خورده یا هنوز به خاطر ترس و وحشتش فلج و بی‌حرکت است.
کاربر ۴۹۹۲۰۰۰
۱
از خودم پرسیدم چطور می‌توانم بیشتر شبیه هو باشم و اشتباهم را ببینم، به خودم بخندم، تغییر کنم و بهتر عمل کنم.»
کاربر ۴۹۹۲۰۰۰
۱
فکر می‌کنم خیلی بهتر است که وقتی می‌توانی، خودت تغییر را شروع کنی، تا این که بعد سعی کنی نسبت به آن عکس‌العمل نشان بدهی و خودت را با آن وفق بدهی. شاید ما خودمان باید پنیرمان را جابه‌جا کنیم.»
mohamadreza vahid
۱
وقتی بر تَرسَت غلبه کنی، احساس آزادی می‌کنی.
۱
توجه زودهنگام به تغییرات کوچک، به تو کمک می‌کند تا خود را با تغییرات بزرگی که در راه است زودتر تطبیق دهی.
nasrin
۱
اگر تغییر نکنی، نابود می‌شوی.
seti
۱
رهاکردن ارتباط، رفتار قدیمی را رها کنیم. تکرار رفتار قبلی همان نتایج را به دنبال می‌آورد.
آذر
۱
تغییر ممکن است به چیزی بهتر منجر شود.
کاربر ۴۹۹۲۰۰۰
۰
هم موش‌ها و هم آدم کوچولوها نمایانگر بخش‌هایی از شخصیت خود ما هستند ــ بخش‌های ساده و پیچیده ــ می‌فهمید که هنگامی که اوضاع تغییر می‌کند، به نفع ماست که کارهای ساده مؤثری انجام دهیم.
کاربر ۴۹۹۲۰۰۰
۰
«ولی آیا دقت کرده‌اید که وقتی اوضاع تغییر می‌کند، ما دلمان نمی‌خواهد عوض شویم؟» کارلوس گفت: «فکر می‌کنم ما در برابر تغییر مقاومت می‌کنیم، چون از عوض‌شدن می‌ترسیم.»
کاربر ۴۹۹۲۰۰۰
۰
تصمیم گرفت که اگر فرصت دوباره‌ای به او داده شود، زودتر از حصار آسایش خودش بیرون بیاید و زودتر خودش را با تغییرات تطبیق دهد. این کارها را ساده‌تر می‌کرد.