
Hossein shiravand
۲۵
تا با کفشهای کسی راه نرفتهای، دربارهاش قضاوت نکن.
hedgehog
۲۰
تا با کفشهای کسی راه نرفتهای، دربارهاش قضاوت نکن.
Elham jannesari
۲۰
ما توتهای پایین و بالای درخت را نمیچیدیم. مادرم میگفت پایینیها مالِ خرگوشها و بالاییها مالِ پرندگان است. آنهایی که اندازهٔ قد آدمها بود، مال آدمها بود.
Elham jannesari
۱۳
در انشای کوتاهم، اعتراف کردم که تاکنون انواع مختلف درختها را بوسیدهام و هر دسته از درختان، بلوطها، افراها، نارونها، قانها طعمِ خاص خودشان را داشتهاند.
محسن
۱۲
تا با کفشهای کسی راه نرفتهای، دربارهاش قضاوت نکن
Elham jannesari
۱۲
انسان نمیتواند از پرواز پرندههای اندوه در بالای سرش جلوگیری کند، اما میتواند جلو آنها را بگیرد تا در موهایش آشیانه نکنند.
n.k
۱۱
چیزی که فهمیدم این بود که اگر مردم از تو انتظار شجاعت دارند، وانمود کن شجاع هستی، حتی زمانی که ترس تا مغز استخوانت نفوذ کرده است.
Hossein shiravand
۱۰
ارزش آب را زمانی درک میکنیم که چاه خشک شده باشد.
Elham jannesari
۸
وقتی کسی را از ته قلب دوست داری باید قبل از آنکه مغزت شروع به محاسبه بکند، کاری را که قلبت گفته انجام بدهی.»
Hossein shiravand
۸
بعضی وقتها آدم ترجیح میدهد با پرندههای اندوهش تنها باشد. بعضی وقتها آدم باید در تنهایی خودش گریه کند.
Hossein shiravand
۶
«هر کسی درگیر مشکلات خودش است، زندگی خودش، ناراحتیهای خودش و ما انتظار داریم که مردم متوجه زندگی ما باشند. ناراحتی مرا ببین. به خاطر من ناراحت باش. بیا توی زندگی من. به مشکلات من اهمیت بده. مواظب من باش.»
Elham jannesari
۵
من با درختها حرف میزدم و همهچیز را از آنها میخواستم، این کار از اینکه مستقیم از خدا بخواهم راحتتر بود. تقریباً همیشه یک درخت نزدیکم بود.
Hossein shiravand
۴
انسان نمیتواند از پرواز پرندههای اندوه در بالای سرش جلوگیری کند، اما میتواند جلو آنها را بگیرد تا در موهایش آشیانه نکنند.
Elham jannesari
۳
او مزرعه را دوست داشت، چون میتوانست در هوای آزاد باشد و هیچوقت موقع کار دستکش دستش نمیکرد، برای اینکه دوست داشت زمین، چوب و حیوانات را لمس کند. برای او کار کردن در یک دفتر بسیار دردناک بود. دوست نداشت درون چیزی حبس شود و از لمس چیزهای واقعی محروم شود.
Hossein shiravand
۳
اگر مردم از تو انتظار شجاعت دارند، وانمود کن شجاع هستی، حتی زمانی که ترس تا مغز استخوانت نفوذ کرده است.
Hossein shiravand
۳
«آدم پرنده نیست که بشود در قفس نگهش داشت.»
hedgehog
۲
اگر مردم از تو انتظار شجاعت دارند، وانمود کن شجاع هستی، حتی زمانی که ترس تا مغز استخوانت نفوذ کرده است.
hedgehog
۲
مادرم به هر چیزی که در طبیعت رشد میکرد و زندگی میکرد عشق میورزید هر چیزی ـــــ مارمولک، درخت، گاو، جیرجیرک، پرنده، وزغ، خوک.
سدریک دیگوری💛
۲
«هر کسی درگیر مشکلات خودش است، زندگی خودش، ناراحتیهای خودش و ما انتظار داریم که مردم متوجه زندگی ما باشند. ناراحتی مرا ببین. به خاطر من ناراحت باش. بیا توی زندگی من. به مشکلات من اهمیت بده. مواظب من باش.»
سدریک دیگوری💛
۲
انسان نمیتواند از پرواز پرندههای اندوه در بالای سرش جلوگیری کند، اما میتواند جلو آنها را بگیرد تا در موهایش آشیانه نکنند.
n.k
۱
حتی در زمانی که همهچیز خوب و درست به نظر میرسد، من نگرانم اتفاقی بیفتد و همهچیز دگرگون بشود.
hedgehog
۱
من با درختها حرف میزدم و همهچیز را از آنها میخواستم، این کار از اینکه مستقیم از خدا بخواهم راحتتر بود. تقریباً همیشه یک درخت نزدیکم بود.
hedgehog
۱
«هر کسی درگیر مشکلات خودش است، زندگی خودش، ناراحتیهای خودش و ما انتظار داریم که مردم متوجه زندگی ما باشند. ناراحتی مرا ببین. به خاطر من ناراحت باش. بیا توی زندگی من. به مشکلات من اهمیت بده. مواظب من باش.»
hedgehog
۱
«آدم پرنده نیست که بشود در قفس نگهش داشت.»
hedgehog
۱
بعضی وقتها آدم ترجیح میدهد با پرندههای اندوهش تنها باشد. بعضی وقتها آدم باید در تنهایی خودش گریه کند.
hedgehog
۱
ما آدمها، وقتی توضیحی برای تمام چیزهای وحشتناکِ دنیا مثل جنگ، قتل و تومورهای مغزی نداریم، وقتی چارهای پیدا نمیکنیم، متوجه چیزهای وحشتناکی میشویم که به ما نزدیکترند و تا زمانی که از بین نرفتهاند در مورد آنها بزرگنمایی میکنیم. درون تمام این چیزهای وحشتناک چیزی وجود دارد که باعث قوت قلب انسان میشود و آن چیز کشف این نکته است: گرچه دنیا پُر از قتل و آدمربایی است، اما بیشتر انسانها شبیه بههم هستند. بعضی وقتها میترسند و بعضی وقتها شجاعاند، بعضی وقتها بیرحم و بعضی وقتها هم مهرباناند.
مسافر
۱
تا با کفش کسی راه نرفتهای، دربارهاش قضاوت نکن.»
سدریک دیگوری💛
۱
نباید زود دربارهٔ مردم قضاوت بکنی. در واقع، باید بتوانی خودت را جای مردم بگذاری
سدریک دیگوری💛
۱
«آدم پرنده نیست که بشود در قفس نگهش داشت.»
سدریک دیگوری💛
۱
وقتی کسی را از ته قلب دوست داری باید قبل از آنکه مغزت شروع به محاسبه بکند، کاری را که قلبت گفته انجام بدهی.»