جملات زیبای کتاب خط چهار مترو | طاقچه
تصویر جلد کتاب خط چهار متروsubscriptionAvailable

کتاب خط چهار مترو

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
لیلی فرهادپور
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مرضیه
۱
قطار پیدایش می‌شود. چراغ‌هایش سیاهی تونل آن سر ایستگاه را روشن می‌کند. می‌ایستی کنار خط قرمز. خطی که نباید از آن جلوتر بروی. حریم، حریم ایمن تو و این‌ آدم‌ها که ردیف کنارت ایستاده‌اند. «چه کیفی داره آدم پاشو از خط قرمز رد کنه...»
مرضیه
۱
بنویسید تا به آرامش دست‌ یابید!
مرضیه
۱
«به قول فرهاد تنهایی آدمو از این رو به اون رو می‌کنه.»
صبا۶۴
۰
«گفتم که از نظر مذهبی نمی‌دونم، ولی ما یه روایت ایرانی و زرتشتی داریم به نام اَرداویراف‌نامه...» می‌گوید: «چی چی نامه؟!» «اَر... دا... ویراف‌نامه. سرگذشت سفر ارداویراف، یکی از بزرگان دین زرتشت، به اون دنیا‌ست. اگه درست یادم باشه ارداویراف‌ در سفرش به بهشت و دوزخ و برزخ جایی به نام همستگان می‌ره که بین بهشت و جهنمه و آدمایی رو که کارای خوب و بدشون، گناه و صوابشون، با هم برابره، تا وقتی که یه تصمیمی براشون گرفته بشه اون‌جا نگه می‌دارن. درست مثل اعراف. گمونم حاج‌خانم فکر می‌کرد این‌جا یه جاییه مثل اعراف.»
مرضیه
۰
حیف آن سال‌ها که می‌خواستی خودکشی کنی و مترو هنوز راه نیفتاده بود، وگرنه این هم می‌شد یک گزینه برای تست هزارجوابی. «مگه خودکشی هزار راه داره؟» چرا ندارد، دارد.
مرضیه
۰
من ساکت‌تر از همیشه کنار پنجره نشسته‌ام و به باران که دیگر شُرشُر می‌بارد، نگاه می‌کنم. شیشۀ اتوبوس بخار گرفته. با دستم یک قلب می‌کشم و بغلش می‌نویسم: مازیار. بعد زود پاکش می‌کنم.
مرضیه
۰
«تنهایی راحت نیست. مخصوصاً برای یه زن. یه وقتی ما تنهایی رو انتخاب می‌کنیم و یه وقتی هم تنها گذاشته می‌شیم. این‌جا نمون وگرنه تنها گذاشته می‌شی.»