چرا پدرم معتقداست زنها نباید سیگار بکشند. مطمئنا به خاطر ضرر یا اعتیادش نیست. اگر پدرم نگران ریهها یا اعتیاد است، چرا خودش روزی دو پاکت سیگارمیکشد؟ نوید میگوید پدرم از اینکه زنی سیگار بکشد احساس خوبی ندارد چون با تمام وجود فکرمیکند وقتی زنی سیگارمیکشد از خطی نامریی عبورکردهاست که به نظر پدرم هرگز و هرگز و هرگز زنها نباید از آن عبورکنند. اما چه خطی؟ واقعا چه خطی؟ سعیکردم بدون این که مسئله را پیچیدهکنم بفهمم واقعا این چه خطی است که مردها با سیگارکشیدن از آن عبور نمیکنند اما زنها از آن میگذرند؟