جملات زیبای کتاب چند خط و یک چمدان | طاقچه
تصویر جلد کتاب چند خط و یک چمدانsubscriptionAvailable

کتاب چند خط و یک چمدان

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمدرضا قلی پور
انتشارات: 
نشر آواژ

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
آننا
۵
مگه مال ما، لکه داره؟ ها؟ نه اون دورَه‌ش تموم شد. مُرد آقا نوحی. باورت می‌شه؟ خیال می‌کرد عمرشم نوحیه. انگارش بود، انگارهٔ جونش تاب می‌خوره اما پایین نمی‌یاد. حسابشِ کن، روزی یه مثقال اِستِرِگنی می‌خورد اما سَم بهش اثر نمی‌کرد. اینجور سخت‌جونی بود نوحی.
بوف عینکی
۱
تو از اونایی که اگه گشنه باشی فرقی نداره واسَه‌ت چی از مرغ و کجاش. ولی ذاتت با اونجای مرغ جوره، با اون پاییناش، پایین پاییناش، تو پا خوری، لذتت می‌گیره به پای مرغ، واسه همینه چندشی، به خیالِ یه جماعتی رمق داری ولی گور بابای رمق، زود به باد می‌ری، مجلسی نمی‌شی، تو دیس نمی‌یای، در حد مرض و مریضی می‌مونی و بس...