
کتاب زمانی که هم خانه داوینچی بودم
بچهمحل نقاشها؛ جلد اول
پدیدآورندگان:
محمدرضا مرزوقیانتشارات:
انتشارات هوپا٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
به رنگ لیمو :)
۱۹
خوشم میآید گاهی وقتها زل بزنی تو صورت بعضیها و هرچه دلت میخواهد به آنها بگویی
کاربر
۱۵
در زندگی هر آدمی گاهی پیش میآید که آدمهای بزرگی سر راهش سبز شوند. من خودم سر راه آدمهای بزرگ سبز میشدم. یکی از این آدمهای بزرگ «لئوناردو داوینچی» بود.
به رنگ لیمو :)
۱۲
در زندگی هر آدمی گاهی پیش میآید که آدمهای بزرگی سر راهش سبز شوند.
کاربر
۷
هیچکس دربارهٔ خوندن دفترچهٔ داییبزرگه حرفی نمیزنیم.
- به هیچکس دربارهٔ خوندن دفترچهٔ ...
اینجا را محسن سکته زد و ریتم تکرار به هم خورد. مینا چپچپ نگاهش کرد: «دوباره بگین.»
- به هیچکس دربارهٔ خوندن دفترچهٔ ...
پریسا پرید وسط: «بهنظرتون کار زشتی نیس؟»
Book worm
۷
اگه میخواهین بدون خنده شاد بهنظر بیاین به بهترین اتفاقی که میتونه تو زندگی براتون بیفته فکر کنین. هر اتفاقی که میتونه راستیراستی خوشحالتون کنه.»
Book worm
۴
«آره ... خودشه ... اینو بهش میگن شادی ... حتی وقتی غمگینی، سعی کن شاد باشی ... این مهمه. بخند تا دنیا رو به خنده بندازی ... ادامه بدین.»
قاتل کتاب
۳
مانی فکر کرد پُربیراه هم نمیگوید. موبایلش را از جیب بیرون آورد و شمارهٔ محسن را گرفت.
ms
۳
«هر کس برای یه کاری تو این دنیاست. یکی برای این که استاد داوینچی باشه، یکی برای اینکه از کارهای داوینچی نگهداری کنه و یکی هم برای رفاقت خوبه. تو یه رفیق خوبی.»
Maryam
۲
آب همیشه وسوسهات میکند جلو بروی، اما موقع برگشت تازه میفهمی چه غلطی کردهای.
Maryam
۲
«انسانها به نسبت ظرفیتی که برای کسب تجربه دارند، عاقل به شمار میرن. کسانی خوشبخت هستند که از تجربهٔ دیگران استفاده میکنن. نه اینکه دوباره اون تجربیات رو تکرار کنن.»
Maryam
۲
«هر کس برای یه کاری تو این دنیاست. یکی برای این که استاد داوینچی باشه، یکی برای اینکه از کارهای داوینچی نگهداری کنه و یکی هم برای رفاقت خوبه. تو یه رفیق خوبی.»
ماوی:)))
۱
خوراک مردم همین رشتههای دراز ماکارونی بود که خودشان به آن پاستا میگفتند و با اینکه مدعی بودند غذای بومیشان است، اما اصلاً بهخوبی ما درستش نمیکردند. این غذای بومی هم که میگفتند یک چاخان محض بود. چون بعدها جایی خواندم یا شنیدم که زمان ژولیوس سزار چینیها این رشتهها را از مملکت خودشان به آنجا آورده بودند، ولی ایتالیاییها آنقدر از آن خوششان آمد که نهتنها آن را به اسم خودشان ثبت کردند، بلکه ملکهشان که آنموقع کلئوپاترا بود آنقدر یک شب از این رشتهها خورد که اسهال گرفت و چند روز تو جا افتاد. کلئوپاترا هم که باشی، اگر کاه و کاهدان را از هم تمیز ندهی نفخ میکنی و مجبوری دمبهدقیقه توی دستشویی باشی.
Maryam
۱
تواضع کار آدمای ریاکاریه که میدونن کارشون اصلاً خوب نیست و بازم میخوان خودنمایی کنن. من وقتی یه شاهکار خلق میکنم، خودم قبل از بقیه متوجه این موضوع میشم. واسه همین خیالم راحته که اگه تموم دنیا هم بهش فحش بدن باز کار من شاهکاره.
Maryam
۱
دلم خنک شد از این حاضرجوابیاش. اصلاً خوشم میآید گاهی وقتها زل بزنی تو صورت بعضیها و هرچه دلت میخواهد به آنها بگویی.
Maryam
۱
همهاش تقصیر این داوینچی سادهدل بود که به بعضیها زیادی رو میداد. فکر کردم باید به او بگویم خیلیها ارزش اینهمه جدی گرفتن را ندارند. خصوصاً آدمی که نمیتواند حتی دماغش را بالا بکشد.
Maryam
۱
فقر چهرهٔ زشتی داره سامی! فقر زیباییها رو هم زشت میکنه.
Maryam
۱
«یادمون نره جناب اسقف! توانمندی و قدرتِ هنر از محدودیت زاده میشه و در آزادی میمیره.»
Maryam
۱
«دشواریها نمیتونن منو شکست بدن. هر مشکلی در برابر ارادهٔ بی چون و چرای من تسلیم میشه. حالا میبینین!»
کاربر ۵۰۴۴۶۹۶
۱
کسانی خوشبخت هستند که از تجربهٔ دیگران استفاده میکنن. نه اینکه دوباره اون تجربیات رو تکرار کنن.»
Maryam
۰
«کسی که اینقدر زود عصبی میشه، حتماً یه جای قلبش ایرادی داره. میدونی که من قلبهای زیادی توی زندگیم دیدم و نقاشی کردم.»
Maryam
۰
«بههرحال بعید میدونم کلیسا با این امر موافقت کنه. واتیکان هم که صددرصد مخالفه. اگر قرار بود آدمیزاد پرواز کنه خداوند دو بال بهش میداد و اگر قرار بود مثل ماهی زیرآبی بره اونو شبیه ماهی خلق میکرد.» نگاه غضبناکش را به داوینچی دوخت: «جناب داوینچی! این کارهای شما دخالت در امور آفریدگاره. استغفار کنین و به همون نقاشی کردن ادامه بدین. بهزودی سفارش تازهای براتون دارم که دربارهٔ آرماگدونه.»