
بریدههایی از کتاب پیش از آنکه مال شما باشیم
۴٫۳
(۵۹)
زندگی فرقی با سینما نداره. هر صحنه موسیقیِ مخصوصِ خودش رو داره، و اون موسیقی برای همون صحنه ساخته شده، به طریقی درش تنیده شده که ما متوجه نمیشیم. فرقی نمیکنه چقدر عاشقِ ملودی روزهای از دست رفته هستیم یا چقدر ترانهٔ روزهای پیش رو را مجسم میکنیم، ما باید با موسیقی امروز برقصیم، وگرنه همیشه ناهماهنگ و خارج از ریتم خواهیم بود، در چیزی دستوپا خواهیم زد که با لحظه همخوانی نداره.
زهرا
«لازم نیست گذشتهٔ یه زن آیندهاش رو پیشبینی کنه. او اگه بخواد میتونه با موسیقیِ جدیدی برقصه. موسیقیِ خودش. برای شنیدن ملودی، فقط باید دست از حرف زدن برداره. منظورم حرف زدن با خودشه. ما همیشه سعی میکنیم خودمون رو متقاعد کنیم.»
لیلی
فرقی نمیکنه چقدر عاشقِ ملودی روزهای از دست رفته هستیم یا چقدر ترانهٔ روزهای پیش رو را مجسم میکنیم، ما باید با موسیقی امروز برقصیم، وگرنه همیشه ناهماهنگ و خارج از ریتم خواهیم بود
لیلی
یکی از بهترین کارهایی که یک پدر میتواند در حق دخترش انجام دهد این است که بگذارد او بفهمد انتظارات پدرش را برآورده کرده است.
فاطمه
«آدمها اتفاقی وارد زندگی ما نمیشن.»
narry612
از فکر اینکه پایان این سقوط بیرحمانه به سمت زوال عقل چه خواهد شد غمگین و دلشکستهایم.
deniro
عشق خواهرها به کلمات نیازی ندارد. به خاطرات، یادگاریها، یا دلیل و مدرک بستگی ندارد. به عمق و قدرت ضربان قلب احساس میشود. همچون نبض، همیشه حاضر است.
Aa
تحمل مصیبت و جابهجایی اغلب سختتر از چیزیه که ذهن و جسم از پسش بر بیان.
kudli
«حقیقت همیشه دیر یا زود مشخص میشه. باورم اینه که بهتره اول خودت ازش مطلع بشی.»
یك رهگذر
«یاد گرفتم برای اینکه خونوادهای دوستت داشته باشن لازم نیست حتماً توی اون خونواده به دنیا بیای.»
یك رهگذر
او زیباست. شخصی باوقار و حساس. نه از آن دسته انسانهایی که عمداً موجبات به بار آمدن مصیبتی را فراهم کند که درست در همین لحظه در حال آغاز شدن است.
deniro
زندگی فرقی با سینما نداره. هر صحنه موسیقیِ مخصوصِ خودش رو داره، و اون موسیقی برای همون صحنه ساخته شده، به طریقی درش تنیده شده که ما متوجه نمیشیم. فرقی نمیکنه چقدر عاشقِ ملودی روزهای از دست رفته هستیم یا چقدر ترانهٔ روزهای پیش رو را مجسم میکنیم، ما باید با موسیقی امروز برقصیم، وگرنه همیشه ناهماهنگ و خارج از ریتم خواهیم بود،
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
زندگی فرقی با سینما نداره. هر صحنه موسیقیِ مخصوصِ خودش رو داره، و اون موسیقی برای همون صحنه ساخته شده، به طریقی درش تنیده شده که ما متوجه نمیشیم. فرقی نمیکنه چقدر عاشقِ ملودی روزهای از دست رفته هستیم یا چقدر ترانهٔ روزهای پیش رو را مجسم میکنیم، ما باید با موسیقی امروز برقصیم، وگرنه همیشه ناهماهنگ و خارج از ریتم خواهیم بود، در چیزی دستوپا خواهیم زد که با لحظه همخوانی نداره.
زیر آسمان شب
«لازم نیست گذشتهٔ یه زن آیندهاش رو پیشبینی کنه. او اگه بخواد میتونه با موسیقیِ جدیدی برقصه. موسیقیِ خودش. برای شنیدن ملودی، فقط باید دست از حرف زدن برداره. منظورم حرف زدن با خودشه. ما همیشه سعی میکنیم خودمون رو متقاعد کنیم.»
narry612
چنین چیزی وقتی ممکن میشود که عشقْ حقیقی و قوی باشد، وقتی آدمها خود را وقف یکدیگر کنند، وقتی حاضر باشند هر چیزی را فدای باهم بودنشان کنند. این چیزی است که برای خودم آرزو میکنم، اما گاهی فکر میکنم آیا چنین چیزی برای نسل مدرن ما ممکن است. خیلی پریشانیم، خیلی...مشغول.
kudli
موهایم را چنگ میزنم و تا وقتی که درد بگیرد میکشم. میخواهم همهاش را بکنم. دانه دانهاش را. دردی میخواهم که آن را بفهمم، به جای آن دردی که نمیفهممش. دردی میخواهم که آغاز و پایانی داشته باشد، نه دردی که تا ابد ادامه دارد و تا مغز استخوان نفوذ میکند.
kudli
باقیماندهٔ ریل فاس را میشوید.
ریل فاس شاهزادهٔ قلمروی پادشاهی آرکادیاست. پادشاه مرده است، قلمروی پادشاهی نیز همینطور.
ریل فاس هم باید با آن بمیرد.
حالا من مِی کرندال هستم.
kudli
زندگی فرقی با سینما نداره. هر صحنه موسیقیِ مخصوصِ خودش رو داره، و اون موسیقی برای همون صحنه ساخته شده، به طریقی درش تنیده شده که ما متوجه نمیشیم. فرقی نمیکنه چقدر عاشقِ ملودی روزهای از دست رفته هستیم یا چقدر ترانهٔ روزهای پیش رو را مجسم میکنیم، ما باید با موسیقی امروز برقصیم، وگرنه همیشه ناهماهنگ و خارج از ریتم خواهیم بود، در چیزی دستوپا خواهیم زد که با لحظه همخوانی نداره
kudli
«لازم نیست گذشتهٔ یه زن آیندهاش رو پیشبینی کنه. او اگه بخواد میتونه با موسیقیِ جدیدی برقصه. موسیقیِ خودش. برای شنیدن ملودی، فقط باید دست از حرف زدن برداره. منظورم حرف زدن با خودشه. ما همیشه سعی میکنیم خودمون رو متقاعد کنیم.»
kudli
«دنبال کمککنندهها بگرد. همیشه کسانی را پیدا خواهی کرد که در حال کمک کردن هستند.»
kudli
در سالهای متعدّد زندگیام، آموختهام که اکثر مردم به بهترین شکلی که میتوانند روزگار میگذرانند. قصد آسیب رساندن به هیچکس را ندارند. این صرفاً محصول جانبیِ وحشتناک بقا است.
یك رهگذر
یکی از بهترین کارهایی که یک پدر میتواند در حق دخترش انجام دهد این است که بگذارد او بفهمد انتظارات پدرش را برآورده کرده است.
یك رهگذر
آیا ما گناههای نسلهای گذشته را به دوش میکشیم؟ اگر اینطور است، آیا میتوانیم وزن آن بار را تحمل کنیم؟
یك رهگذر
یک نفر باید فداکاری کنه تا از کسانی که نمیتونن از خودشون محافظت کنند، حفاظت کنه.
یك رهگذر
«خیلی سخته وقتی به جایی میرسی که هیچ گزینهٔ خوبی وجود نداره.»
یك رهگذر
«داریم تو دنیایی زندگی میکنیم که روی تفریح و سرگرمی میچرخه. همه چیز اسباب تفریح و خنده است.»
یك رهگذر
خندهدار است که چهطور چیزی که به آن عادت کردهای به نظر درست میآید، حتی اگر بد باشد.
یك رهگذر
قلب هنوز هم چیزهایی رو که ذهن به یاد نمیآره میشناسه. عشق، قویتر از همهچیزه. قویتر از هر چیز دیگری.
یك رهگذر
زندگی فرقی با سینما نداره. هر صحنه موسیقیِ مخصوصِ خودش رو داره، و اون موسیقی برای همون صحنه ساخته شده، به طریقی درش تنیده شده که ما متوجه نمیشیم. فرقی نمیکنه چقدر عاشقِ ملودی روزهای از دست رفته هستیم یا چقدر ترانهٔ روزهای پیش رو را مجسم میکنیم، ما باید با موسیقی امروز برقصیم، وگرنه همیشه ناهماهنگ و خارج از ریتم خواهیم بود، در چیزی دستوپا خواهیم زد که با لحظه همخوانی نداره.
یك رهگذر
«لازم نیست گذشتهٔ یه زن آیندهاش رو پیشبینی کنه. او اگه بخواد میتونه با موسیقیِ جدیدی برقصه. موسیقیِ خودش. برای شنیدن ملودی، فقط باید دست از حرف زدن برداره. منظورم حرف زدن با خودشه. ما همیشه سعی میکنیم خودمون رو متقاعد کنیم.»
یك رهگذر
حجم
۴۲۵٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۵۵۹ صفحه
حجم
۴۲۵٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۵۵۹ صفحه
قیمت:
۷,۰۰۰
تومان