انتخاب با تو بودن انتخاب سختی نبود
کتاب باز
هیچ پسری روی کرهٔ زمین وجود نداره که ارزش این همه ناراحتی رو داشته باشه. این رو میدونم؛ چون خودم هم یه همچین پسری بودم.
لیدی الیزابت
«خوبی؟» برای سومین بار این سؤال از طرف او، بیشتر از حد معمول نشاندهندهٔ معنا و مفهوم خاصی بود.
«آره خوبم...»
چه کاری به جز دروغ گفتن میتوانستم بکنم.
«ممنون.»
لیدی الیزابت
وجود این همه پسر مجرد در دانشگاه علاقهمند شدن به پسری فقط به صورت آنلاین، خیلی مسخره بود. از مسخره هم مسخرهتر بود.
لیدی الیزابت
زمان نمیتوانست احساسم را، یا بهتر بود بگویم بیاحساسیام نسبت به او را عوض کند.
olivereader
و میدانستم درد بیوفاییاش هیچ وقت محو نمیشود، اگرچه داشت کمرنگتر و کمرنگتر میشد.
olivereader