بدین ترتیب است که بوم-باورک، پیوسته (مفاهیم) طبیعی و اجتماعی را خلط میکند. این خلط مفاهیم، در توصیفش از کیفیات مازاد کالاها کاملا مشهود است. معجون شگفتانگیزی است: تخصیص، بیان حقوقی روابطی تاریخی است که برای مبادلهپذیر شدن اجناس، باید وجود آنها را مسلم انگاشت (چنین واقعیتی «ماقبل اقتصادی» است)، اما اینکه چنین چیزی چطور باید معیاری کمّی شود، توضیحناپذیر خواهد ماند.