جملات زیبای کتاب شغل مورد علاقه | طاقچه
تصویر جلد کتاب شغل مورد علاقهsubscriptionAvailable

کتاب شغل مورد علاقه

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۴۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فرنوش
۲۱۳
ما عموماً حسادت را یک احساس مولد نمی‌دانیم. اما هر بار که دچار حسادت می‌شویم شانسی به ما رو کرده است تا بدانیم چه چیزهایی ما را از اعماق وجود جذب می‌کنند. وقتی حسادت‌هایمان را بادقت و جزئیات بیشتری بررسی کنیم، می‌توانیم بفهمیم که احساس می‌کنیم دچار چه فقدانی هستیم و با توجه به این نکته، بیندیشیم که باید چه هدفی برای خود برگزینیم.
mortaza.j
۲۰۶
ما نباید به‌خاطر سردرگمی‌هایمان خود را سرزنش کنیم. فرهنگ ما برایمان معضل بسیار بدی به‌بار آورده است: به ما وعده داده که مشاغلی رضایت‌بخش وجود دارند، اما بدبختانه به ما این آمادگی را نداده که چگونه استعدادها و سلایق خود را کشف کنیم.
فرنوش
۱۳۸
هر شخصی که به او حسادت می‌ورزیم، دارای قطعه‌ای از پازلی است که وقتی کامل شود آیندهٔ محتمل ما را به تصویر می‌کشد. هر بار که صفحات روزنامه را ورق می‌زنیم یا در رادیو آخرین اخبار را در مورد پیشرفت‌های شغلیِ همکلاسی‌های قدیمی‌مان می‌شنویم و احساس حسادت می‌کنیم، باید بدانیم که در همین احساس‌ها سرنخ‌هایی وجود دارند که اگر آن‌ها را به‌درستی گرد آوریم آن‌گاه چهره‌تصویری از «خویشتن حقیقی» ما نقاب از رخ برمی‌افکند. به جای اینکه از این عواطف فرار کنیم، باید با آرامش تمام یک پرسش حیاتی و رهایی‌بخش را از همهٔ آن حسادت‌ها بپرسیم: «از شما چه چیزی می‌توانم بیاموزم؟»
plato
۱۰۳
ما هم‌اکنون چیزهای بسیاری می‌دانیم، اما نمی‌دانیم که آن‌ها را می‌دانیم؛ زیرا در فن گردآوری و تفسیر تجربیاتمان هیچ آموزشی ندیده‌ایم
مبین
۶۵
یکی از چیزهایی که بازتابی کوچک اما مهم از این رویکرد است، این عادت ماست که از کودکان حتی وقتی بچه‌اند می‌پرسیم که می‌خواهند وقتی بزرگ شوند چه‌کاره شوند. این پیش‌فرض ضعیف اما واضح در کار است که در میان گزینه‌هایی که کودک به آن‌ها ابراز علاقه می‌کند (فوتبالیست، مدیر باغ وحش، فضانورد و غیره) نخستین بارقه‌های لرزانِ آن ندای درونی را می‌شنویم که تقدیر ازلیِ کودک را اعلام می‌کند. گویا اصلاً برایمان عجیب به‌نظر نمی‌رسد که انتظار داریم یک بچهٔ چهار و نیم‌ساله درکی از هویت خویش در بازار کارِ بزرگسالان داشته باشد.
MSadra
۵۹
بسیار غرورشکن است که بدانیم بسیاری از دستاوردهای بزرگ حاصل استعداد یا مهارت فنی نبوده‌اند، بلکه صرفاً حاصل نوعی شادابیِ غریبِ روح اند که آن را اعتمادبه‌نفس می‌خوانیم.
jim.ech
۴۸
در کودکی به تحلیل خوشی‌هایمان نمی‌پردازیم، اما تقریباً فقط در کودکی است که احساس لذت بی‌واسطه و شدید به ما دست می‌دهد. بعد از کودکی وارد بیابانِ دورهٔ بلوغ می‌شویم، به‌تدریج بازیگوشی کنار می‌رود و به دنبال موقعیت اجتماعی می‌افتیم و در نهایت جذب نظام اقتصادی می‌شویم. وقتی به بزرگسالی می‌رسیم اینکه چه چیزی می‌تواند واقعاً به ما لذت بدهد در پایین‌ترین درجهٔ اولویت‌هایمان قرار می‌گیرد.
plato
۴۴
بدتر آنکه تصور می‌کنیم «کشف رسالتمان در زندگی» کشفی است که همهٔ ما باید بتوانیم در مدت زمانی کوتاه به آن دست یابیم و (به لطف پیشگامان دیندار و هنرمندمان) اعتقادمان بر این است که برای کشف این رسالت یکسره باید انفعال پیشه کنیم: تنها کار لازم این است که برای فرارسیدنِ لحظهٔ الهام منتظر بمانیم؛ تا شوقی درونی یا غریزه‌ای شورمندانه فرا برسد ــ هم‌ارز مدرنِ غرش تندر یا ندایی آسمانی ــ که ما را به‌سوی مثلاً شغل تخصصیِ درمان بیماری‌های پا و یا مدیریت زنجیرهٔ تأمین هدایت کند.
فاطمه
۴۰
کشف بهترین همخوانی بین یک فرد و یک شغل، با اینکه چالشی خطیر و البته بسیار مشروع است، مستلزم میزان بالایی از فکر، کاوش و کمک دانایان است و چه بسا سال‌ها ذهن ما را به خود مشغول کند. از این رو کاملاً منطقی و قابل‌درک است که ندانیم باید سراغ چه کاری برویم. و در واقع اینکه متوجه شویم جواب این پرسش را نمی‌دانیم یکی از نشانه‌های مهم بلوغ است، به‌جای اینکه با این فکر آزارنده بر خودمان رنج‌های بسیار تحمیل کنیم که قاعدتاً باید جواب این سؤال را بدانیم.
mjo1379
۳۹
ما عموماً حسادت را یک احساس مولد نمی‌دانیم. اما هر بار که دچار حسادت می‌شویم شانسی به ما رو کرده است تا بدانیم چه چیزهایی ما را از اعماق وجود جذب می‌کنند. وقتی حسادت‌هایمان را بادقت و جزئیات بیشتری بررسی کنیم، می‌توانیم بفهمیم که احساس می‌کنیم دچار چه فقدانی هستیم و با توجه به این نکته، بیندیشیم که باید چه هدفی برای خود برگزینیم.
I'm 26
۳۶
ما نباید به‌خاطر سردرگمی‌هایمان خود را سرزنش کنیم
علیرضا
۲۶
تفاوت بین ذهن خلاق و ذهن فاقد خلاقیت این نیست که شخص خلاق افکاری متفاوت در سر دارد، بلکه شخص خلاق درونیات ذهنی‌اش را جدی‌تر می‌گیرد.
Z🪐
۲۲
«هر حرکت بی‌ادبانه شرارتی درونی را برملا می‌کند».
مرلین
۲۰
تصور کنید موتزارت آزمون میرز ــ بریگز را انجام می‌داد. پس از اینکه به سؤال‌ها پاسخ می‌داد، احتمالاً به وی از این جنس توصیه‌ها می‌شد: «شغل بهینه برای شما آن‌هایی هستند که مستلزم کار تخیل‌ورزانه با ایده‌ها و طراحی‌ها هستند. از جملهٔ این مشاغل این‌ها هستند: هنرها، بازیگری، نویسندگیِ خلاقانه و همچنین طراحی تجسمی، گریزاندیشی (تفکر بر اساس حس ششم)، خلاقیت شغلی، همکاری یا آغاز کار با ایده‌های جدید و کار در موقعیت‌هایی که هیچ مجموعه دستورالعمل مشخصی در کار نیست. نمونه‌هایی این از مشاغل چنین هستند: طراح گرافیکی، مشاور آموزشی، برنامه‌ریز جشن‌ها، مدیر ارتباطات عمومی». این توصیه‌ها خیلی فاصله دارد با اپرای دون ژوان یا کلارینت کنسرتو در لا ماژور.
plato
۱۹
در حالی که برخلاف آنچه این تصور تأسف‌بار و سرکوب‌گرانهٔ رسالت به ما می‌گوید، کاملاً منطقی ــ و حتی نشانهٔ سلامت ــ است که استعدادهای خویش را نشناسیم و ندانیم آن‌ها را چگونه به کار بگیریم. طبیعت انسان آن‌قدر پیچیده، توانایی‌های هر فرد آن‌قدر غامض و به‌سختی قابلِ تعریف دقیق و اقتضائات زمانه آن‌قدر بی‌ثبات است که کشف بهترین همخوانی بین یک فرد و یک شغل، با اینکه چالشی خطیر و البته بسیار مشروع است، مستلزم میزان بالایی از فکر، کاوش و کمک دانایان است و چه بسا سال‌ها ذهن ما را به خود مشغول کند.
هما
۱۹
در بخش عمده‌ای از تاریخ بشر، این تصوری خارق‌العاده و غیرعادی محسوب می‌شد که هر انسانی قرار است (به جای اینکه صرفاً همسر یا شوهر خویش را تحمل کند) عاشق شریک زندگی‌اش باشد. ازدواج اساساً هدفی عمل‌گرایانه داشت: مثل یکپارچه کردن دو قطعه زمینِ مجاور، یافتن کسی که بتواند خوب شیر گاو بدوشد یا نسل سالمی از فرزندان به دنیا بیاورد. عشق رمانتیک چیز دیگری بود ــ چه بسا برای یک شخص پانزده‌ساله در حد یک تابستان چیز بدی نبود، یا اگر کسی در بزرگسالی طالب عشق می‌بود با کسی به‌جز همسرش این اتفاق می‌افتاد، آن‌هم تازه پس از تولد هفتمین فرزندش.
Masoumeh Torabi
۱۹
این حقیقت را از یاد نبریم که هنگامی بیشترین خدمت را به دیگران می‌کنیم و بیشترین سهم را در جامعه خواهیم داشت که پرتخیل‌ترین و اصیل‌ترین جنبه‌های شخصیِ وجودمان را وارد شغلمان کنیم. تصمیم‌گیری بر حسب وظیفه، درآمدی حداقلی را برایمان تضمین می‌کند اما تنها کار خالصانه و پرلذت است که به موفقیت‌های عظیم می‌انجامد.
محمدجعفر مغنی
۱۶
شغلی رضایت‌بخش است که به‌نحوی ظریف و غیرمستقیم اما کلیدی تقریباً واجد پژواک‌هایی از لذاتی باشد که پیش از این در کودکی آن‌ها را تجربه کرده‌ایم.
maedeh.kj
۱۵
کاملاً منطقی ــ و حتی نشانهٔ سلامت ــ است که استعدادهای خویش را نشناسیم و ندانیم آن‌ها را چگونه به کار بگیریم. طبیعت انسان آن‌قدر پیچیده، توانایی‌های هر فرد آن‌قدر غامض و به‌سختی قابلِ تعریف دقیق و اقتضائات زمانه آن‌قدر بی‌ثبات است که کشف بهترین همخوانی بین یک فرد و یک شغل، با اینکه چالشی خطیر و البته بسیار مشروع است، مستلزم میزان بالایی از فکر، کاوش و کمک دانایان است و چه بسا سال‌ها ذهن ما را به خود مشغول کند
آنا جمشیدی
۱۵
چه بسا زمانی فرا برسد که کم‌کم فرزندان تهدیدی برای جایگاه والدین خویش شوند، البته نه به‌واسطهٔ تنبلی و تن‌آسایی، بلکه برعکس: به‌واسطهٔ موفقیت‌های بزرگی که فرزندان را از خانه جدا می‌کند
مبین
۱۴
هر شخصی که به او حسادت می‌ورزیم، دارای قطعه‌ای از پازلی است که وقتی کامل شود آیندهٔ محتمل ما را به تصویر می‌کشد.
علیرضا
۱۴
«هر انسان باید هر روز صبح قورباغه‌ای را قورت دهد تا مطمئن شود در باقیِ روز با چیز تنفرآورتری روبه‌رو نمی‌شود»
فاطمه یکتا
۱۳
ما باید نسبت به حسادت دیگران بلندنظر باشیم: زیرا سرچشمهٔ آن وجود وجهی ضعیف و شکننده در دیگران است. اما چنین اتفاقی همچنین به این معناست که لزوماً همیشه از جانب کسانی که انتظارش را داریم، تشویق و حمایت دریافت نمی‌کنیم؛ نه به این دلیل که بر خطا هستیم، بلکه اتفاقاً برحق بودنِ ما روی اعصاب دیگران است. چه بسا طوری بار آمده‌ایم که همیشه احساس کنیم خطا از جانب ماست، اما باید با خون‌سردی فاصلهٔ روانیِ خودمان را حفظ کنیم تا حواسمان باشد که چه بسا این حرف‌ها همه از سر خودخواهی باشد و بدانیم که هر تغییر شغلی امکان دارد باعث اختلاف با نزدیکان‌مان شود
میثم
۱۲
ممکن است طبیعی به‌نظر برسد که گاهی این‌طور سخت‌گیرانه با خودمان حرف بزنیم، اما چه بسا فردی دیگر در موقعیتی کاملاً مشابه گفتگوی درونیِ کاملاً متفاوتی در سرش جریان یابد و او توان این را می‌یابد که حتی به فراتر از نتیجه‌ای برسد که تصورش را می‌کرد. در هر صورت دستیابی به موفقیت تا حد زیادی منوط به اعتمادبه‌نفس است: باور به این که هیچ دلیلی وجود ندارد که موفقیت از آنِ ما نباشد. بسیار غرورشکن است که بدانیم بسیاری از دستاوردهای بزرگ حاصل استعداد یا مهارت فنی نبوده‌اند، بلکه صرفاً حاصل نوعی شادابیِ غریبِ روح اند که آن را اعتمادبه‌نفس می‌خوانیم. این حس اعتمادبه‌نفس در نهایت چیزی نیست جز نسخهٔ درونی‌شدهٔ اعتمادی که دیگران به ما داشته‌اند.
رهگذر خورشید
۱۱
مدرنیته بی‌شمار انتخاب پیش رویمان گذاشته است، اما این اصل تراژیک را فراموش کرده است که ما هرگز به‌قدر کافی در مورد خودمان و جهان شناخت نداریم که بتوانیم همیشه دست به انتخاب‌های درست بزنیم. ما فاقد اطلاعات و تجربه‌های لازم و مربوطه هستیم، با این حال مجبوریم تصمیم‌هایی بگیریم که تبعات عظیمی در زندگی خودمان و نیز زندگی دیگران خواهند داشت.
مبین
۱۱
شغل مورد علاقه مجموعه مدرسهٔ زندگی نویسنده: آلن دوباتن
narges
۱۱
اگر فقط یک سال از عمرتان باقی مانده بود، چه می‌کردید؟
plato
۹
فرهنگ ما برایمان معضل بسیار بدی به‌بار آورده است: به ما وعده داده که مشاغلی رضایت‌بخش وجود دارند، اما بدبختانه به ما این آمادگی را نداده که چگونه استعدادها و سلایق خود را کشف کنیم. هدف این کتاب این است که سهمی داشته باشد در تصحیح معضلی تاریخی که خاموش و بی‌صدا زندگی ما را تحلیل می‌برد و امیدهای برحق ما را نقش بر آب می‌کند.
شرقی غمگین
۹
موانع امروزی، دیگر فقدان آموزش یا عدم امکانِ اطلاع یافتن از فرصت‌ها نیست: بلکه مانع اصلی این است که نمی‌توانیم به تحلیل دقیقی از قابلیت‌هایمان دست یابیم و برای پرورش این قابلیت‌ها نیز به‌درستی راهنمایی نمی‌شویم.
genius & hopeful
۹
بهترین نوع نداهای درونی آن‌هایی هستند که به‌نحوی ملایم و غیرشتاب‌زده با ما سخن می‌گویند.