جملات زیبای کتاب از کاپ تا کیپ | طاقچه
تصویر جلد کتاب از کاپ تا کیپ
off
٪۱۰
subscriptionAvailable

کتاب از کاپ تا کیپ

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۶۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
رضا پاکروان، شهلا طهماسبی
انتشارات: 
نشر نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
⠀⠀⠀
۴۴
«اصل قضیه قیمت بنزین است. دولت مدتی بود برای بنزین سوبسید می‌داد اما حالا می‌گوید که دیگر برایش مقدور نیست و قیمت یکشبه بالا رفت. می‌دانید تظاهرکننده‌ها چه‌کار کردند؟ چندتا پمپ‌بنزین رو آتش زدند! می‌دانید دولت چه جوابی بهشان داد؟ اینترنت را قطع کرد! رفیق، مجازات خیلی عجیبیه! ببین، من کشورم‌رو دوست دارم، اما یواش‌یواش داریم ترسناک می‌شیم!»
سیّد جواد
۱۵
اگر این ماجرا دوباره در داغستان و ایران و مصر و صحرا و بقیه جاهای وحشی دیگر تکرار می‌شد، چه؟ این فکر ناراحتم می‌کرد.
bezzad
۱۴
دوستم مدحت همان‌طور که قول داده بود، به دیدنمان آمده بود و داشت درباره تظاهرات و شورش‌هایی که چند روز اخیر در پایتخت رخ داده بود، برایمان حرف می‌زد. «اصل قضیه قیمت بنزین است. دولت مدتی بود برای بنزین سوبسید می‌داد اما حالا می‌گوید که دیگر برایش مقدور نیست و قیمت یکشبه بالا رفت. می‌دانید تظاهرکننده‌ها چه‌کار کردند؟ چندتا پمپ‌بنزین رو آتش زدند! می‌دانید دولت چه جوابی بهشان داد؟ اینترنت را قطع کرد!
sumit
۱۱
وقتی ملتی زیر یوغ دیکتاتوری زندگی می‌کند، مسافر این را در همه‌جا احساس می‌کند. فضا خشک و جدی یا شاید سرد و بی‌روح است،
سیّد جواد
۱۱
سوار شد و ماشین را روشن کرد و موقع بستن در چشمکی به من زد و با سرعت ۳۲۰ کیلومتر در ساعت به تهران برگشت.
sumit
۷
همه کار می‌کنم تا بتوانم سرِ ۱۰۰ روز در کیپ تاون باشم، در این شکی نیست. اما بعد از آن چه؟ بعد چه می‌شود؟
zsmirghasmy
۷
«به‌گمانم شما خبر ندارید، چون چند روزه که تو بیابان بوده‌اید، سودان وضعش خیلی خرابه.» در حیاط سنگی هتلی در خرطوم نشسته بودیم و آب می‌خوردیم و از هوای خنک شب که عضلات کوفته‌مان را آرام می‌کرد، لذت می‌بردیم. دوستم مدحت همان‌طور که قول داده بود، به دیدنمان آمده بود و داشت درباره تظاهرات و شورش‌هایی که چند روز اخیر در پایتخت رخ داده بود، برایمان حرف می‌زد. «اصل قضیه قیمت بنزین است. دولت مدتی بود برای بنزین سوبسید می‌داد اما حالا می‌گوید که دیگر برایش مقدور نیست و قیمت یکشبه بالا رفت. می‌دانید تظاهرکننده‌ها چه‌کار کردند؟ چندتا پمپ‌بنزین رو آتش زدند! می‌دانید دولت چه جوابی بهشان داد؟ اینترنت را قطع کرد! رفیق، مجازات خیلی عجیبیه! ببین، من کشورم‌رو دوست دارم، اما یواش‌یواش داریم ترسناک می‌شیم!»
سیّد جواد
۶
هنگامی که فکر انسان آرام و روشن و عزمش راسخ است، رکاب زدن طولانی رضایت‌بخش می‌شود.
سیّد جواد
۵
در اتیوپی روز از نیمه‌شب شروع نمی‌شد، از موقع طلوع خورشید شروع می‌شد. به این ترتیب، به وسط روز ساعت ۱۲ نمی‌گفتند، بلکه ساعت ۶ می‌گفتند، چون که خورشید ۶ ساعت پیش درآمده بود. چیز دیگری که ما را بیشتر سردرگم می‌کرد، این بود که در اتیوپی سال ۱۲ ماه نداشت، ۱۳ ماه داشت.
sumit
۴
این سفر چنان زندگی مرا مصروف خود کرده بود که به زندگی من بدل شده بود.
Darush
۴
دوستم مدحت همان‌طور که قول داده بود، به دیدنمان آمده بود و داشت درباره تظاهرات و شورش‌هایی که چند روز اخیر در پایتخت رخ داده بود، برایمان حرف می‌زد. «اصل قضیه قیمت بنزین است. دولت مدتی بود برای بنزین سوبسید می‌داد اما حالا می‌گوید که دیگر برایش مقدور نیست و قیمت یکشبه بالا رفت. می‌دانید تظاهرکننده‌ها چه‌کار کردند؟ چندتا پمپ‌بنزین رو آتش زدند! می‌دانید دولت چه جوابی بهشان داد؟ اینترنت را قطع کرد! رفیق، مجازات خیلی عجیبیه! ببین، من کشورم‌رو دوست دارم، اما یواش‌یواش داریم ترسناک می‌شیم!»
sumit
۳
علتش را نمی‌توانم توضیح دهم. شاید چون، تحت نام قبلی‌اش، حبشه، یکی از معدود کشورهای آفریقایی بود که در طول مبارزات آفریقا استقلال به‌دست آورد؛ شاید چون گذشته از شش سالی که ضمیمه ایتالیا شده بود، در مقابل هیچ قدرتی سَر خَم نکرده بود؛
sumit
۳
چون هنوز در زندگیی که همیشه می‌خواسته‌ام، سیر می‌کنم: ماجراجویی، خلاقیت، پرورش آگاهی، نوشتن، فیلم‌سازی، مدرسه‌سازی و بالاتر از همه، زندگی کردن
fahime
۳
این از خصوصیات عجیب سفرهای طولانی بدون وقفه است. معمولا به‌نظر می‌آید که این انسان نیست که حرکت می‌کند بلکه جهان است. چرخ‌های دوچرخه‌های او به جلو نمی‌روند، فقط موقعیت او را در حینی که سیاره زیر پایش می‌چرخد، حفظ می‌کنند، او را به کشورهای جدید و ملاقات آدم‌های جدید می‌فرستند و کسانی را که می‌شناسد می‌کشند و می‌برند و از او دور می‌کنند.
سیّد جواد
۳
قاهره ــ شاید خطرناک‌ترین شهری که در سراسر سفر با آن روبه‌رو شده بودیم ــ
sumit
۲
چندان نگران اقامتگاه نبودیم، راحت کیسه‌خوابمان را پهن می‌کردیم و می‌خوابیدیم، زیر ستاره‌ها، این را فقط کسی که در کویر بوده درک می‌کند.
شراره
۲
وقتی ملتی زیر یوغ دیکتاتوری زندگی می‌کند، مسافر این را در همه‌جا احساس می‌کند. فضا خشک و جدی یا شاید سرد و بی‌روح است، فشار روحی صامتی بر همه دیدارها و گفت‌وگوها سنگینی می‌کند. مردم راست می‌ایستند و کمتر در چشم آدم خیره می‌شوند، آرام حرف می‌زنند، حرف‌های‌شان را پیش از بر زبان آوردن مزمزه می‌کنند. کشورهایی که می‌توانیم آزاد به‌شمار بیاوریم ـیعنی کشورهای دموکراتیک ــ حالت خاصی در فضایشان احساس نمی‌شود. آزادی مثل فشار بلافاصله تشخیص داده نمی‌شود چون کسانی که صاحبش هستند آن را بدیهی تلقی می‌کنند و نه می‌شود به سادگی به آن بی‌اعتنا بود نه فراموشش کرد
نور
۲
پی بردم که فقط برای اینکه بتوانم خودم باشم یک‌چهارم دور دنیا را طی نمی‌کردم، برای این طی می‌کردم که بتوانم به بهترین وجوه شخصیت خود دست پیدا کنم. و این وجوه نمی‌بایست با هر ناملایمی می‌رنجید و از کوره در می‌رفت. به‌عکس می‌بایست بیشترین بهره را از زندگی و از این
anis
۲
اما دیگر آن‌قدرها هولناک نبود. داشتیم به آن عادت می‌کردیم. خوشبختانه عمر ترس کوتاه است.
sumit
۱
من بی‌حرکت سر جای‌ام مانده بودم و برخلاف باران سیل‌آسا که با صدایی کرکننده به چادرم می‌کوبید، آرام و عمیق نفس می‌کشیدم. اثری از پایان گرفتن طوفان به چشم نمی‌خورد. سال‌ها بود آن‌طور به وجد نیامده بودم.
sumit
۱
نروژ محل خوبی برای تمرین تحمل این تنهایی بود. در جاده‌هایش تقریبآ ترافیک وجود نداشت
sumit
۱
چون تابستان بود دروازه‌های ضدیخ ــ در زمستان این دروازه‌ها بسته‌اند تا آب وارد تونل نشود و یخ نزند و فقط موقعی باز می‌شوند که ماشینی نزدیک می‌شودــ تمام مدت باز بودند و ما به سهولت رد شدیم.
sumit
۱
آذربایجان کوچک‌ترین کشوری بود که از نورکاپ تا کیپ تاون می‌بایست در آن رکاب می‌زدم
sumit
۱
شهرهای کوچکی چون سلفچگان، دودِهَک، دلیجان و مِیمِه در میان کوه‌های بی‌پایان می‌آمدند و می‌رفتند، هرچند ما به‌ندرت در آن‌ها ایست می‌کردیم.
sumit
۱
من به معجزه اعتقادی ندارم. اما به تصادف‌های خارق‌العاده اعتقاد دارم و اعتقاد دارم که سفر امکان بروز این تصادفات را زیاد می‌کند.
Hossein Forouzan
۱
اصل قضیه قیمت بنزین است. دولت مدتی بود برای بنزین سوبسید می‌داد اما حالا می‌گوید که دیگر برایش مقدور نیست و قیمت یکشبه بالا رفت. می‌دانید تظاهرکننده‌ها چه‌کار کردند؟ چندتا پمپ‌بنزین رو آتش زدند! می‌دانید دولت چه جوابی بهشان داد؟ اینترنت را قطع کرد! رفیق، مجازات خیلی عجیبیه! ببین، من کشورم‌رو دوست دارم، اما یواش‌یواش داریم ترسناک می‌شیم!»
شراره
۱
پول طبیعت بی‌نهایت اغواگرانه‌ای دارد و هنگامی که ماده اصلی کار روزمره انسان را تشکیل می‌دهد، اغواگری‌اش صدچندان می‌شود.
نور
۱
بیشتر لذت سفر از برنامه‌ریزی ناشی می‌شود، از پیش‌بینی چیزی که فرد تازه از راه رسیده ممکن است انتخاب کند، از چیزی که می‌شود دید و تجربه کرد و پیشاپیش دوست داشت
Hossein Forouzan
۰
«عجیب نیست که یک‌چهارم دور دنیا را طی کنی فقط برای اینکه بتوانی خودت باشی.» و پی بردم که فقط برای اینکه بتوانم خودم باشم یک‌چهارم دور دنیا را طی نمی‌کردم، برای این طی می‌کردم که بتوانم به بهترین وجوه شخصیت خود دست پیدا کنم. و این وجوه نمی‌بایست با هر ناملایمی می‌رنجید و از کوره در می‌رفت. به‌عکس می‌بایست بیشترین بهره را از زندگی و از این دنیا می‌گرفت، دنیایی که هنوز چیزهای بسیاری داشت که باید می‌دیدم.
Hossein Forouzan
۰
سفر از موقعی که فهمیدم برای رکورد انجامش نمی‌دهم و فقط برای دل خودم است، به‌مراتب لذت‌بخش‌تر شد.»