جملات زیبا از متن کتاب سیگار شکلاتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب سیگار شکلاتی

کتاب سیگار شکلاتی

۳.۷(از ۶۷۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
هما پوراصفهانی
انتشارات: 
انتشارات سخن

قیمت:

۱۷۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
همه با دلم غریبی می‌کنن کوچه‌ها، پنجره‌ها، خاطره‌ها نمی تونم دیگه اینجا بمونم می دونم باید برم اما کجا؟!
MV
۷۱
ما هر ضربه‌ای از این جامعه میخوریم به خاطر فقر فرهنگی و عدم اطلاع رسانی درسته! مردم ما از شدت فقر فرهنگی روز به روز پسرفت می‌کنن و خودشون هم دلیلش رو نمی‌دونن.
bahar.msvnd
۵۹
چقدر سخت بود با صدای آهسته داد زدن!!
Nazanin
۴۵
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم، خطا سوختم خود را برای او غلط کردم، غلط اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد جان که دادم در هوای او غلط کردم، غلط
Fatemeh
۳۹
- «خدایا، چه ساختن هایی که منو سوخت و چه سوختن هایی که منو ساخت! خدایا! به من فهمی بده که از سوختنم ساختنی آباد بجا بمونه.»
کاربر ۲۰۶۵۷۲۷
۳۷
نگاه گرم مادرم، تنها همدم روزهای تنهاییم! تنها گوش شنوای دردهای دلم، تنها حریم امن زندگیم.
sarar-'
۲۷
- خمیازه‌های کش دار سیگار پشت سیگار شب گوشه‌ای به ناچار سیگار پشت سیگار این روح خسته هر شب جان کندنش غریزیست لعنت به این خود آزار، سیگار پشت سیگار
کاربر ۱۵۷۵۶۹۸
۲۳
آن کس که نداند و نداند که نداند، در جهل مرکب ابد الدهر بماند!
mohammad@samet60
۲۲
اگه بلایی که سر ساسان من آوردن رو سر خواهر تو می‌آوردن تن به کارای خیلی بدتری می‌دادی. تن به روسپی گری هم می‌دادی. هرچند که برای مرد هیچ واژه‌ای معادل روسپی گری نیست. حتی واژه‌ها هم پشت مردان! حتی واژه‌ها هم نمی‌شناسن مردی رو که خراب باشه! مردی رو که تن فروشی کنه، ولی به ولای علی می‌کردی!!!
fatemeh
۲۱
نمی دانم از چه می‌ترسد از خرابه‌های باز مانده کودکی ام؟ از آرزوهای به گور رفته پدر؟ یا از چروک‌های صورت مادرم؟ از چه می‌ترسد؟ پس چرا بزرگ نمی‌شود؟
Nazanin
۲۰
هر روز عمرم از، دیروز بدتره عمری که هر نفس، بی غم نمی‌گذره
Nazanin
۱۱
یه وقتایی زندگی یه فشارهای زیر پوستی به آدم وارد می‌کنه که خودت هم نمی‌فهمی. فقط یهو می‌بینی حوصله هیچ کس و هیچی رو نداری. دوست داری هر چی دم دستت می‌یاد رو له کنی. بی حوصله ای، همینجور الکی. دلیلش رو نمی‌دونی
ARASTEH
۱۰
عاشق که می‌شوی دلت می‌خواد مدام مریض شوی تا او پرستارت شود. دوست داری لوس شوی تا او نازکشت شود. دوست داری بمیری ... آره گاهی حتی با بدجنسی دوست داری بمیری تا او عزادارت شود.
mohammad@samet60
۱۰
هر حیوانی در درجه اول از آدم می‌ترسد و فقط وقتی شجاع می‌شود که بفهمد آدم از او ترسیده.
Paniz
۹
تو خوابت برده اما من پر از تکرار آوارم تو رو باید به این کابوس بی تعبیر بسپارم نمی بوسم تو رو حتی برای آخرین بدرود که از تشویش لبریزم، که از تردید سرشارم
delaram
۸
آن کس که نداند و نداند که نداند، در جهل مرکب ابد الدهر بماند!
Captain
۸
هر کس باید از خودش شروع کنه.
Captain
۷
هر چند هنوز هم دیر نشده بو کن گریه هایش بوی خون می‌دهد
Captain
۷
گاهی اوقات به درد نخور بودن خیلی بیشتر ارزش دارد تا به درد بخور بودن
mohammad@samet60
۷
دخترها همیشه روی برادرهای بزرگترشان حس تملک داشتند. اصلاً مگر می‌شد دختری برادری داشته باشد و با او پادشاهی نکند؟
کاربر ۱۴۸۶۴۳۲
۶
چشمان تیره‌اش ... تمام قانون‌های فیزیک را یک جا به چالش کشیده.
Nazanin
۵
در درونم کودکی هراسان نشسته که با هر نگاه به گذشته زار زار گریه می‌کند
Nazanin
۵
عاشق که می‌شوی دلت می‌خواد مدام مریض شوی تا او پرستارت شود. دوست داری لوس شوی تا او نازکشت شود. دوست داری بمیری ... آره گاهی حتی با بدجنسی دوست داری بمیری تا او عزادارت شود
sahar
۵
خوب گوش کن ببین چی میگم بهت سارا. ترس بدترین چیزیه که می‌تونه زمینت بزنه. تا وقتی می‌تونی به خودت ایمان داشته باشی و مطمئن باشی که برنده بازی تویی که نترسی یا اگه می‌ترسی بتونی خودت رو کنترل کنی. باید یاد بگیری صورتت همیشه غرق بی حسی باشه. نه تعجبت نه خشمت نه ترست نتونه راهی به صورتت پیدا بکنه. باید تمرین بکنی احساست رو درونی بکنی ...
sahar
۴
چقدر سخت بود با صدای آهسته داد زدن!!
Paniz
۴
کسی که با پشتکار قوی می‌شه قوی می‌مونه! اما اونی که از اول قویه ممکنه یک روز جا بزنه و از هر ضعیفی ضعیف تر بشه.
حُمی
۳
همه با دلم غریبی می‌کنن کوچه‌ها، پنجره‌ها، خاطره‌ها نمی تونم دیگه اینجا بمونم می دونم باید برم اما کجا؟
ARASTEH
۳
می خوام از اینجا برم برسم به شهری که اسممو فریاد بزنم
کاربر ۱۴۸۶۴۳۲
۳
چرا آدما اکثرشون عادت دارن دنیا رو از دید خودشون نگاه کنن؟ چرا خیلی وقتا یادشون می‌ره هستن کسای دیگه‌ای که دنیای زیبای اونا رو با زجر تماشا کنن؟ آدمایی که شاید هیچ چیز زیبایی وجود نداره براشون!
Rozhan
۳
صدای عصبی‌اش همزمان شد با راه افتادنش. - من یه گردان پشتمه، توام یه شهراد پشتته! به گوش هایم شک کردم، سریع نگاهش کردم، اینقدر خونسرد بود که فکر کردم اشتباه شنیدم. اما قلبم به تب و تاب افتاده بود و شدیداً بی قراری می‌کرد.
sahar
۳