- من میرم برات قهوه بگیرم. نگاه کن چی به روز خودش آورده دختره احمق!
بعد از این حرف رفت و من فقط داشتم به قهوه فکر میکردم. من قهوه نمیخواستم. من حالم را دوست داشتم. من این خندیدن ها را دوست داشتم. حتی اگر فیک باشد. من این تاثیر الکل روی مغزم را دوست داشتم. این مضحک شدن دردهایم را، این بی توجهی به زندگی را. همه و همه را دوست داشتم.