انگار فرشته نه، خدایم شدهای
هر روز بهانهی دعایم شدهای
یک لحظه اگر نبینمت میمیرم
تو عادت خوب چشمهایم شدهای
داریوش
هم معنی، هم ردیف شعرم هیچ است
یعنی که کتاب عمرم از دم هیچ است
از طرز نگاهاین و آن فهمیدم
هیچ است جهان و زندگی هم هیچ است
داریوش
مرغ دل من همیشه کوکو میکرد
بی وقفه هوای دیدن او میکرد
فکرم همه اینکه عشق پنهان ماند
اشکم همه جا دست مرا رو میکرد
داریوش