جملات زیبا از متن کتاب این عاشقانه‌های کوچک یک روز بزرگ می‌شوند | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب این عاشقانه‌های کوچک یک روز بزرگ می‌شوندsubscriptionAvailable

کتاب این عاشقانه‌های کوچک یک روز بزرگ می‌شوند

۳.۱(از ۸ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
محسن حسین‌خانی
categoryدسته‌بندی:
شعر معاصر

قیمت:

۳,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

خدا تو را آفرید تا عاشقت شوم
amid :)
۱۳
تو نذری بیاور من در را باز می‌کنم تولبخندبزن من من م م ن... بشقاب شکست!
plato
۱۱
برای یک‌بار هم که شده از ته قلبت بگو دوستت دارم تفنگی که دقیق نشانه نرود می‌تواند عمری یک نفر را عذاب دهد
plato
۹
قطارها مسافر می‌برند کلاغ‌ها خبر تو با قطارها رفتی لعنت به همه‌ی کلاغ‌ها
باران
۹
تو تابلویی زینتی بودی من روزنامه‌ای که دور آن پیچید و زمانه دست‌های مردی ثروتمند!
milad
۸
عجیب نیست درآمدن خرگوش یاکبوتر ازکلاه یک شعبده‌باز وقتی تو ازلای موهایت بهاررا بیرون می‌آوری
amid :)
۸
سرد شده‌ای درست مثل این چایی اما نمی‌دانم چرا از دهان نمی‌افتی!
amid :)
۷
برای آمدنت برگ‌ها را دانه‌دانه شمردم حالا نوبت ب ر ف ها ست
amid :)
۶
دنیا جای کوچکیست برای کسی که واقعاً عاشق باشد
باران
۶
به انتظار نشسته‌ام چون پرنده‌ای در برف به کمی خورده نان مهمانم کن فقط بوی دستانت را بدهند!
amid :)
۵
خورشید روسری‌اش را پهن کرده روی میز گنجشک‌ها سروصدایی به پا کرده‌اند که نپرس مانده‌ام چایی اول صبحم را با شکرخنده‌ات بخورم خنده لبت!
دختر دریا
۴
می‌روی که خوشبخت شوی و من حال کودکی را دارم که نخ بادبادکش پاره شد مانده برای اوج گرفتنش ذوق کند یا برای برنگشتنش گریه
دختر دریا
۴
اولین شعرها را من برایت گفته‌ام
دختر دریا
۴
این برکه هم مثل من عاشق است وگرنه هر شب عکس ماهش را در آغوش نمی‌گرفت
amid :)
۴
نگران نیستم که دیگر شعرنمی‌گویم! شعر ازدل می‌آید که تو آن رابرده‌ای
amid :)
۴
شال و ‌کلاه را برای خودت بافتی خیالت را برای من
plato
۳
خط‌های روی پیشانی‌ام ربطی به سنم ندارد! دارم روزهای بعد رفتنت را علامت می‌زنم
amid :)
۳
پیراهنم فقط با معجزه‌ی انگشتان تو دهان باز می‌کند
پاییز بانو
۳
باد موهایت را تکان می‌دهد باد چقدر ازانگشتان من خوشبخت‌تراست
پاییز بانو
۲
هنوز وسط کوچه خم می‌شوم باز بودن بند کفش‌هایم را بهانه می‌کنم تا تو با چادر گل‌دارت بیایی و رد شوی... هنوز بند کفش‌هایم را پروانه‌ای می‌بندم!
پاییز بانو
۲
جنگ تو را به من نزدیک‌تر کرد شب‌ها با هر منوری که رد می‌شد برایت آرزویی می‌کردم و روزها پشت دوستت دارم‌هایت سنگر می‌گرفتم جنگ تو را به من نزدیک‌تر کرد آن‌قدر که برایت کشته شدم
amid :)
۱
بعد تو همه‌چیز از پشت پنجره اتفاق افتاد هیچ‌کس در این خانه را نزد حتی مرگ! سرنوشت سیاهی دارد کلاغی که خبر آمدن پرندگان دیگر را می‌دهد و خودش کوچ کردن بلد نیست
amid :)
۱
می‌روی که خوشبخت شوی و من حال کودکی را دارم که نخ بادبادکش پاره شد مانده برای اوج گرفتنش ذوق کند یا برای برنگشتنش گریه
Fa
۱
اولین شعرها را من برایت گفته‌ام روی دیواره غارها به شکل شکار، نیزه و آتش و هنوز هیچ‌کس نفهمیده شکار، نیزه و آتش فقط استعاره هستند!
پاییز بانو
۱
جنگ تو را به من نزدیک‌تر کرد شب‌ها با هر منوری که رد می‌شد برایت آرزویی می‌کردم و روزها پشت دوستت دارم‌هایت سنگر می‌گرفتم جنگ تو را به من نزدیک‌تر کرد آن‌قدر که برایت کشته شدم
پاییز بانو
۱
سر تمام قرارها می‌کاشتی‌ام می‌خواهم تلافی کنم! به خانه‌ام که بیایی در تمام گلدان‌ها می‌کارمت
پاییز بانو
۱
کاش پدری که قلعه‌ای شنی را در ساحل برای کودکش می‌ساخت از موج‌ها هم می‌گفت
Moon
۱
نقشه جغرافیا را قبول ندارم! هر جا که تو رفته‌ای دورترین نقطه‌ی دنیاست
Fa
۰
خط‌های روی پیشانی‌ام ربطی به سنم ندارد! دارم روزهای بعد رفتنت را علامت می‌زنم
غزل
۰
حال کودکی را دارم که نخ بادبادکش پاره شد مانده برای اوج گرفتنش ذوق کند یا برای برنگشتنش گریه
Moon
۰