جملات زیبای کتاب زنده تر از زندگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب زنده تر از زندگیsubscriptionAvailable

کتاب زنده تر از زندگی

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۱۶ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
AS4438
۱۲
برای مدتی دراز. باید دوبار به دنیا آمد تا بشود کمی زندگی کرد،
AS4438
۸
باز هم زندگی کنید همواره بیشتر و بیشتر زندگی کنید، خود را آزار ندهید و خنده را فراموش نکنید.
pejman
۶
می‌خواهی بدانی که برای من که هستی: تو آنی که نمی‌گذارد من برای خودم کافی باشم. من قدرت تنهایی زیادی دارم. می‌توانم روزها، هفته‌ها، ماهها تنها بمانم. چرت زنان، آرام، مثل یک نوزاد سیر. تو آمدی و این چرت را پاره کردی. این قدرت را واژگون کردی.
AS4438
۵
چه بسیار مردمانی هستند که از سلامتی خویش بیمارند،
pejman
۴
دوستت دارم ـــ این مرموزترین کلام موجود است، تنها کلامی که شایسته است قرن‌ها به تفسیر آن پرداخته شود.
pejman
۳
ما ساکن مناطق نیستیم. ما حتی در زمین هم ساکن نیستیم. قلب‌های کسانی که دوستشان داریم خانهٔ حقیقی ما هستند.
AS4438
۳
«ما نمی‌توانیم کسی را دوست داشته باشیم مگر این که بخواهیم او را بی‌اختیار در قلب خویش جای دهیم،
فاطمه
۳
هرچه انسان به نور نزدیک‌تر می‌شود بیشتر خود را پر از سایه می‌بیند.
فاطمه
۳
باید پذیرفت که ما زنده‌ها در برابر مرگ شاگردهای بدی هستیم، روزها، هفته‌ها و ماه‌ها می‌گذرند و همواره همان درس روی تخته سیاه نوشته شده.
nicol825
۲
یک مادر کامل مادریست که مثل تو، عشقش را بی‌حساب می‌دهد، بدون انتظار بازگشت و مخصوصاً او فقط به خاطر بچه‌هایش زندگی نمی‌کند، جای دیگر هم زندگی می‌کند، از عشق‌هایی دیگر هم زندگی می‌کند، او کاملاً حضور دارد در هر حرکت یا هر واژه، الو دودوی من، و بلافاصله جای دیگریست، یا اگر ترجیح می‌دهید، بهترین مادرها آنانی هستند که دنیا مادرهای بد می‌نامد، آنهایی که فقط به بچه‌هایشان فکر نمی‌کنند، یا به عبارت دیگر، بهترین مادرها آنانی هستند که فراموش نمی‌کنند با همان شدت، زن، معشوقه، بچه باشند، نمی‌دانم مطلب به این سادگی را چگونه بفهمانم، نمی‌دانم آنچه را مسلم است چگونه توضیح بدهم، آنچه بهترین مادرها هستند، یک جمله تنها می‌تواند آن را بگوید و این جمله برای همه زندگی تو و همه مرگ تو مناسب است: خود را می‌دهند و می‌روند.
فاطمه
۲
اگر جهان این همه خونریز است به خاطر اینست که در دستان کسانیست که آغاز به کشتن خویش کرده‌اند
Yegiii ^_^
۱
باید دوبار به دنیا آمد تا بشود کمی زندگی کرد، حتی کمی. باید جسماً به دنیا بیائیم و بعد روحاً. هر دوی این تولدها همچون کندن می‌ماند. اولی جسم را به دنیا پرتاب می‌کند و دومی روح را تا آسمان پرتاب می‌کند. تولد دوم من زمانی آغاز شد که تو وارد اتاقی شدی، چهارشنبه شبی در اواخر ماه سپتامبر ۱۹۷۹، حدود ساعت ده شب.
pejman
۱
باید دوبار به دنیا آمد تا بشود کمی زندگی کرد، حتی کمی. باید جسماً به دنیا بیائیم و بعد روحاً.
فاطمه
۱
تعداد کمی از کتاب‌ها زندگی را تغییر می‌دهند. وقتی آن را عوض می‌کنند برای همیشه این اتفاق می‌افتد، درهایی باز می‌شوند که حتی گمان وجودشان هم نمی‌رفت، آدم داخل می‌شود و هرگز به عقب بر نمی گردد.
به نام مهربان تر از مادر
۱
غم، غم‌های قبلی را، وزنش را، عمقش را تداعی می‌کند. شادی هیچ پیشینه‌ای ندارد. هیچ وزنی، هیچ عمقی. شادی همواره در آغاز است، در پرواز، در ارتعاش بال‌های چکاوک، ارزشمندترین و تهیدست‌ترین چیز دنیاست.
به نام مهربان تر از مادر
۱
دوست داشتم نامه‌ای از داستایوفسکی را به تو نشان دهم که اخیراً کشف کرده‌ام: «می‌دانید که چه بسیار مردمانی هستند که از سلامتی خویش بیمارند، یعنی از اطمینان بی‌رویه‌شان به این که آدم‌های عادی هستند؟»
کاربر ۵۶۷۹۳۸۱
۱
شر همواره مهربانانه، متواضعانه حتی می‌شود گفت محجوبانه پیش می‌آید. شر در هوای زمانه رسوخ می‌کند مثل آب زیر در. اول تقریباً هیچ است. کمی رطوبت. وقتی سیل راه افتاد، خیلی دیر است. شر از بی‌تفاوتی و عقل سلیم آدم‌های خوب کمک می‌گیرد. بدترین چیز همواره در این زندگی از سوی کسانی آمده که آدم‌های خوب نامیده می‌شوند. دوست داشتم نامه‌ای از داستایوفسکی را به تو نشان دهم که اخیراً کشف کرده‌ام: «می‌دانید که چه بسیار مردمانی هستند که از سلامتی خویش بیمارند، یعنی از اطمینان بی‌رویه‌شان به این که آدم‌های عادی هستند؟»
nicol825
۰
من آهسته با تو سخن می‌گویم، من با صدایی شیفته‌وار با تو سخن می‌گویم، من از صدای مردم قرن دوازدهم استفاده می‌کنم تا با تو سخن بگویم، من کلمات گل سرخ و نسترن را به کار می‌گیرم، کوره راه‌های عشق با نزاکت را، غزل سرایان قرون وسطی مداح لطف زنانی بودند که از آن ایشان نبودند بلکه به شاهزاده‌ای تعلق داشتند، امروز تو همسر پادشاه نوری، تو در بازوان قدرتمند خداوند می‌خوابی و این مانع نیست تا من با تو سخن بگویم و زبان بازی کنم، هیچ چیز و هیچ کس هرگز مانع من نخواهد شد، نه شاهزاده نه خدا، با سخن گفتن با تو من به کلامم این بخت را می‌دهم که شیرین باشد، به اندازهٔ کافی جنون‌آمیز باشد تا هرگز به سوی یکنواختی پر چانگی نرود
به نام مهربان تر از مادر
۰
زندگی ماجرای میل و اشتیاق است و ما را در تناقض و دوپارگی قرار می‌دهد. نبوغ تو در اینست که یک بار برای همیشه با تضادهایت کنار بیایی، نیرویت را در محدود کردن چیزی که قابل محدود کردن نیست تلف نکنی