آنچه گفته شد هشداری در برابر گونهای از «خودخواهی نیچهای» است که در واقع محصول اخلاق مبتنی دگرخواهی بوده و روی دیگر سکهٔ دگرخواهی به شمار میآید: انسانی که بر این باور است که عمل خوب، جدای از ماهیت آن، عملی است که در راستای منافع و علایق شخصی انجام گیرد یعنی همان گونه که ارضای تمایلات غیرعقلانی دیگران معیاری برای ارزش اخلاقی نیست، ارضای تمایلات خود شخص نیز معیاری برای ارزشهای اخلاقی به حساب نمیآید. اخلاق به معنای مخالفت با خواستهها و تمایلات نیست (بنگرید به مقالههای آقای براندن که در فصلهای «فردگرایی دروغین» و «آیا همه خودخواه نیستند؟» همین کتاب آمده است).