بد و نیک هر گونه باید کشید
ز هر تلخ و شوری بباید چشید
آ سید مهدی
همه کار نابوده را باد دار
بمردان ز هر گونه کار آیدا
گهی بزم و گه کارزار آیدا
ز هر خرگهی گل رخی خواستند
Alireza
ستارهشناسان طالع کودک را آشفته دیدند. کیکاووس که این موضوع را دانست بسیار غمگین شد و تصمیم گرفت کودکش را به رستم، پهلوان سیستان، بسپارد.
رستم با کمالمیل پذیرفت و سیاوش را با خود به سیستان برد
|قافیه باران|
به بدرود کردن گرفتش به بر
بسی بوسه دادش به چشم و به سر
محدثه
بیژن تبسم کرد و گفت: به او بگو نه سیاوش هستم و نه پریزاد بلکه من از ایران میآیم و بیژن پسر گیو هستم و از جنگ گرازان آمدهام.
|قافیه باران|
ز ناگاه روی سیاوش بدید
پراندیشه گشت و دلش بردمید
فاطمه ربیعی