جملات زیبا از متن کتاب لیلی و مجنون | طاقچه
تصویر جلد کتاب لیلی و مجنونsubscriptionAvailable

کتاب لیلی و مجنون

۴.۵(از ۴۵۷ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
نظامی گنجوی
انتشارات: 
طاقچه
categoryدسته‌بندی: 
شعر کهن

قیمت:

۱۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

بی‌یاد توام نفس نیاید با یاد تو یاد کس نیاید
Maedeh
۱۹۰
مجنون چو ندید روی لیلی از هر مژه‌ای گشاد سیلی
Eluna
۱۵۶
یارب تو مرا به روی لیلی هر لحظه بده زیاده میلی از عمر من آنچه هست بر جای بستان و به عمر لیلی افزای
Nika
۱۵۲
کم گوی و گزیده گوی چون در تا ز اندک تو جهان شود پر
S
۱۴۸
گر هفت گره به چرخ دادی هفتاد گره بدو گشادی
Nika
۱۰۱
جانی و عزیزتر ز جانی
"Shfar"
۹۶
من بددل و راه بیمناکست چون راهنما توئی چه باکست
ka'mya'b
۸۳
گویند ز عشق کن جدائی کاینست طریق آشنائی من قوت ز عشق می‌پذیرم گر میرد عشق من بمیرم پرورده عشق شد سرشتم جز عشق مباد سرنوشتم آن دل که بود ز عشق خالی سیلاب غمش براد حالی
💚ƒムイ£ო£み.ⓐ💚
۸۰
می‌سوخت به آتش جدائی نه دود در او نه روشنائی
mahdie
۶۰
از طاقچه دو نرگس جفت بر سفت سمن عقیق می‌سفت
پروین اعتصامی
۴۶
مائیم و نوای بی‌نوائی بسم‌الله اگر حریف مائی
Mj Frj
۴۵
مجنون چو حدیث عشق بشنید اول بگریست پس بخندید
ⓝⓐⓡⓖⓔⓢ
۳۴
عاجز شدم از گرانی بار طاقت نه چگونه باشد این کار
hojjat
۳۱
آرام گهی درون ندیدم دانم که هر آنچه ساز کردند بر تعبیه‌ایش باز کردند هرچ آن نظری در او توان بست پوشیده خزینه‌ای در آن هست آن کن که کلید آن خزینه
آساره
۲۸
من کین شکرم در آستین است ریزم که حریف نازنین است
Nafas
۲۸
یارب به خدائی خدائیت وانگه به کمال پادشائیت کز عشق به غایتی رسانم کو ماند اگر چه من نمانم از چشمه عشق ده مرا نور واین سرمه مکن ز چشم من دور گرچه ز شراب عشق مستم عاشق‌تر ازین کنم که هستم
mahdie
۲۶
گر مرگ رسد چرا هراسم کان راه بتست می‌شناسم
hojjat
۲۶
به نام ایزد بخشاینده ای نام تو بهترین سرآغاز بی‌نام تو نامه کی کنم باز ای یاد تو مونس روانم جز نام تو نیست بر زبانم ای کار گشای هر چه هستند نام تو کلید هر چه بستند ای هیچ خطی نگشته ز اول بی‌حجت نام تو مسجل ای هست کن اساس هستی
💕Adrien💕
۲۵
یا شربت لطف دار پیشم یا قهر مکن به قهر خویشم گر قهر سزای ماست آخر هم لطف برای ماست آخر
hojjat
۲۴
چون زلزله ریزد آب ساید درزی زخریطه واگشاید وان درز به صدمه‌های ایام وادی کده‌ای شود سرانجام
آساره
۲۴
من کار ترا به سایه دیده تو سایه ز کار من بریده
پروین اعتصامی
۲۳
در جستن آن نگار دلجوی
پروین اعتصامی
۲۲
ای نام تو بهترین سرآغاز بی‌نام تو نامه کی کنم باز ای یاد تو مونس روانم جز نام تو نیست بر زبانم ای کار گشای هر چه هستند نام تو کلید هر چه بستند
Mahya
۲۱
دارم به خدا امیدواری کز غایت ذهن و هوشیاری آنجات رساند از عنایت کماده شوی بهر کفایت
alchemist
۲۱
مجنون چو حدیث عشق بشنید اول بگریست پس بخندید از جای چو مار حلقه برجست در حلقه زلف کعبه زد دست می‌گفت گرفته حلقه در بر کامروز منم چو حلقه بر در در حلقه عشق جان فروشم بی‌حلقه او مباد گوشم گویند ز عشق کن جدائی کاینست طریق آشنائی من قوت ز عشق می‌پذیرم گر میرد عشق من بمیرم پرورده عشق شد سرشتم جز عشق مباد سرنوشتم
پروین اعتصامی
۲۰
من گم شده‌ام مرا مجوئید
The Little Seed
۲۰
گرچه ز شراب عشق مستم عاشق‌تر ازین کنم که هستم گویند که خو ز عشق واکن لیلی‌طلبی ز دل رها کن یارب تو مرا به روی لیلی هر لحظه بده زیاده میلی
معجزه‌یِ سپاسگزاری.
۱۹
در نوبت بار عام دادن باید همه شهر جام دادن
Nafas
۱۹
چون راهنما توئی چه باکست عاجز شدم از گرانی بار طاقت نه چگونه باشد این کار می‌کوشم و در تنم توان نیست کازرم تو هست باک از آن نیست گر لطف کنی و گر کنی قهر پیش تو یکی است نوش یا زهر شک نیست در اینکه من اسیرم کز لطف زیم ز قهر میرم یا شربت لطف دار پیشم یا قهر مکن به قهر خویشم گر قهر سزای ماست آخر هم لطف برای ماست آخر تا در نقسم عنایتی هست فتراک تو کی گذارم از دست وآن دم که نفس به آخر آید هم خطبه نام تو سراید
بهنام محمودی
۱۸
معروف شوی به نیکنامی
Nafas
۱۸