جملات زیبای کتاب بلبل | طاقچه
تصویر جلد کتاب بلبل
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب بلبل

با فروش بیش از پنج میلیون نسخه در دنیا!

نوع کتاب
۴.۳(از ۸۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کریستین هانا، میثم امامی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
MoonRiver
۱۹
ما در عشق می‌یابیم که می‌خواهیم چه کسی باشیم، و در جنگ می‌فهمیم چه کسی هستیم. جوان‌های امروزی می‌خواهند همه چیز را درباره همه‌کس بدانند. آنها فکر می‌کنند همین‌که درمورد مشکلی حرف بزنیم، آن مشکل حل می‌شود. من متعلق به نسل کم‌حرف‌تری هستم. هم‌نسل‌های من ارزش فراموشی را می‌دانند، ما فریبایی بازآفرینی را می‌شناسیم.
Yasaman
۱۳
همیشه فکر می‌کردم چیزی که می‌خواهم این است که دوست داشته شوم و تحسین شوم. حالا فکر می‌کنم شاید مایل باشم که شناخته شوم.
حوریا
۱۱
«ولی عشق باید قوی‌تر از نفرت باشه، وگرنه هیچ آینده‌ای برای ما وجود نخواهد داشت.»
حوریا
۱۰
ما در عشق می‌یابیم که می‌خواهیم چه کسی باشیم، و در جنگ می‌فهمیم چه کسی هستیم.
ترنج
۸
می‌گویم: «مردها داستان‌هارو می‌گن،» این درست‌ترین و ساده‌ترین جوابی است که می‌شود به سؤال او داد. «زن‌ها با اون کنار میان. برای ما، این جنگ در سایه بود. وقتی تمام شد، هیچکس برای ما شادی نکرد، هیچ خبری از مدال یا یادبودی توی کتاب‌های تاریخ نبود. ما در طول جنگ، کاری رو کردیم که باید می‌کردیم، و وقتی جنگ تمام شد، ما تکه‌های باقی مونده رو برداشتیم و دوباره زندگی رو از سر گرفتیم.
Yasaman
۸
ما در عشق می‌یابیم که می‌خواهیم چه کسی باشیم، و در جنگ می‌فهمیم چه کسی هستیم.
Judy
۶
هرچه به پایان سالهای عمر خودم نزدیکتر می‌شوم، می‌فهمم که اندوه، مثل پشیمانی، در دی. ان. ای ما لانه می‌کند و تا ابد بخشی از وجود ما باقی می‌ماند.
Ma_Az
۵
حالا می‌دانم که چه چیزی مهم است، و آن چیزی نیست که من از دست داده‌ام. چیزی که اهمیت دارد، خاطراتم است. زخم‌ها التیام می‌یابند. عشق پایدار است. ما باقی می‌مانیم.
Yasaman
۵
تو برای من نور خورشیدی در تاریکی. و زمین زیر پایم.
mh.mirvakili
۴
همواره اول کاری را انجام می‌داد و بعد به عواقب آن فکر می‌کرد، شاید به این خاطر بود که سالها حس کرده بود تنهاست.
Judy
۳
ما در عشق می‌یابیم که می‌خواهیم چه کسی باشیم، و در جنگ می‌فهمیم چه کسی هستیم.
Judy
۳
جوان‌های امروزی می‌خواهند همه چیز را درباره همه‌کس بدانند. آنها فکر می‌کنند همین‌که درمورد مشکلی حرف بزنیم، آن مشکل حل می‌شود. من متعلق به نسل کم‌حرف‌تری هستم. هم‌نسل‌های من ارزش فراموشی را می‌دانند، ما فریبایی بازآفرینی را می‌شناسیم.
mt
۳
ناگهان فهمید که یک زن می‌تواند با یک انتخاب، همه زندگیش را تغییر بدهد و موجودیت خودش را ریشه‌کن کند.
Parinaz
۲
ما در عشق می‌یابیم که می‌خواهیم چه کسی باشیم، و در جنگ می‌فهمیم چه کسی هستیم.
Sophie
۲
ویان مرگ را می‌شناخت. حزن و اندوهی که تکه‌تکه‌ات می‌کند و تو را تا ابد شکسته رها می‌کند.
Sophie
۲
شاید برای اینکه رهایش کند، بزرگترین شجاعت زندگیش را نیاز داشت.
mh.mirvakili
۲
«می‌دونی، من عاشق خواهرم هستم. یا می‌خوام باشم. آخه چطور درست وقتی درمورد چیزی توافق نداریم، این رو فراموش می‌کنم؟»
دنیای کتاب
۲
اگر از میان جهنم می‌گذری، به راهت ادامه بده. وینستون چرچیل
Jila
۲
ما در عشق می‌یابیم که می‌خواهیم چه کسی باشیم، و در جنگ می‌فهمیم چه کسی هستیم
Jila
۲
بعضی تصویرها، یک‌بار که دیده شوند، دیگر فراموش نخواهند شد
mt
۱
گذشته شفافیتی دارد که دیگر نمی‌توانم در زمان حال آن را پیدا کنم.
حوریا
۱
درست وقتی ایزابل موهای بلند و پرپشتش را جمع کرد و در مشت گرفت، ویان گفت: «ایزابل این کار رو نکن.» ولی ایزابل عبوسانه به صورت جذاب کاپیتان خیره شد، موهایش را قیچی کرد و دسته بلند دم مانند موهای بلندش را به او داد. «فکر می‌کنم داشتن هر چیز زیبایی باید برای ما ممنوع باشه، مگه نه کاپیتان بک؟»
حوریا
۱
او نمی‌فهمید که عشق می‌تواند چه زوایای تاریکی داشته باشد، اینکه بعضی وقتها پنهان کردن عشق، چطور می‌تواند زیباترین کاری باشد که کسی ممکن است انجام بدهد.
حوریا
۱
حالا می‌دانم که چه چیزی مهم است، و آن چیزی نیست که من از دست داده‌ام. چیزی که اهمیت دارد، خاطراتم است. زخم‌ها التیام می‌یابند. عشق پایدار است. ما باقی می‌مانیم.
mh.mirvakili
۱
هم‌نسل‌های من ارزش فراموشی را می‌دانند،
mh.mirvakili
۱
ایزابل... اون نمی‌دونه چطور شکست رو بپذیره. سال‌ها خودش رو به دیوار سرد بی‌علاقگی پدرم کوبید و سعی کرد علاقه اون رو به دست بیاره
mh.mirvakili
۱
«ایزابل شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسه. اون یه پوسته فولادی داره، اما این پوسته از یه قلب مثل پشمک محافظت می‌کنه.
دنیای کتاب
۱
آنها در جنگ بودند. وقت، کالای لوکسی بود که دیگر هیچ‌کس نمی‌توانست داشته باشد. فردا چیزی زودگذر و آنی بود، مثل بوسه‌ای که در تاریکی رها شده باشد.
دنیای کتاب
۱
ناگهان فهمید که یک زن می‌تواند با یک انتخاب، همه زندگیش را تغییر بدهد و موجودیت خودش را ریشه‌کن کند.
دنیای کتاب
۱
زن‌ها برای مقاومت، بی‌نقص بودند. چرا مردها نمی‌توانستند این را ببینند؟