
بریدههایی از کتاب جادهای به گذشته؛ داستانهایی با شخصیتهای مجموعهی آنی شرلی
۳٫۹
(۶۳)
امان از حرف مردم! قدرتمندترین نیرو در دنیا، از گذشته تا آینده.
سارا عباسی
آدم اگر زرنگ باشد میتواند توی یک بعدازظهر، خیلی چیزها را عوض کند.
فریده
"انسان همان چیزیست که در افکارش میگذرد".»
ولنسی پارسی
گاهی وقتها هیچچیز به اندازهٔ دیوانهبازی، ادم را خوشحال نمیکند. انگار باعث میشود حس کنی یکراست به گذشته برگشتهای.
ولنسی پارسی
ـ گفتم من هم حق دارم به اندازهٔ سهم خودم اشتباه کنم.
کلک فکر کرد بله، حق داریم، ولی حق نداریم بعدها بهخاطر عواقبش دیگران را سرزنش کنیم، که خیلی از ما این کار را میکنیم.
ولنسی پارسی
چقدر تلخ است که هیچوقت کسی عاشقت نشود! هیچوقتطعم عشق را نچشی!
کاربر ۲۹۱۱۵۳۲
به قول لیندا تابهحال دعوا کردن، استخوانهای کسی را نشکسته.»
Emma
مرد پرسید: «خالههایت با تو خوبند؟»
تیمتی محکم گفت: «بله.» اگر نبودند هم همین جواب را میداد. تیمتی پسر وفاداری بود.
Negaarstan
سرزمینی که در آن آرزوها به حقیقت میرسند احمقانهترین تصور است. چون ارزوها هیچوقت به حقیقت نمیرسند.
Nazanin :)
تیمتی خمیازه کشید. اوکسل بود، البته اگر بشود کسل بودن را از نگاه بچهای هشتساله تصور کرد. شنبهها همیشه روز مزخرفی بود و آن روز حتی نمیتوانست به گلن برود. وقتی خالههایش نبودند اجازه نداشت از زمینهای خودشان بیرون برود، حتی نمیشد به اینگلساید برود و با جم بلایت بازی کند. خالههایش این اواخر بیشتر از همیشه با این مسئله مخالفت میکردند.
من عاشق خاله دیبام هستم
گاهی فکر میکرد چقدر عالی بود اگر راهزن میشد. بله، اگر از این شانسها داشت و راهزن میشد، میتوانست تمام شب، بیرون از خانه پرسه بزند و دیگر نه به لباسخواب احتیاج داشت، نه پیژامه.
درست است که خیلیهایشان اعدام شدند، ولی حداقل قبل از مرگ، زندگی کردند.
ریحان
نباید به تلخیها و نفرتها و اشتباهات گذشته بها بدهیم.
سارا عباسی
«زیبا و باهوش و لایق. بهخاطر همین حوصلهٔ مردها را ندارد.»
Sharmin
خانم کالینز تأیید کرد: «زیبا و باهوش و لایق. بهخاطر همین حوصلهٔ مردها را ندارد.»
آنی گفت: «شاید فکر میکند نیازی به آنها ندارد.»
Sahar♡
مرد پرسید: «خالههایت با تو خوبند؟»
تیمتی محکم گفت: «بله.» اگر نبودند هم همین جواب را میداد. تیمتی پسر وفاداری بود.
Emma
«مادرت هم همینطور بود. از تاریکی نفرت داشت. نباید مجبورت کنند در تاریکی بخوابی.»
Emily
ـ پس قبول کردی که خانهٔ رؤیاهایت بشود اینگلساید؟
آنی گفت: «بله، خیلیوقت است.» و آه کشید. به هر حال هیچجا به اندازهٔ خانهٔ رؤیاها برایش دلچسب نبود.
Emily
خدا به ما رحم نماید، به ما که همواره بیثمر، در پی رؤاهای جوانیمان هستیم.
Nazanin :)
امان از حرف مردم! قدرتمندترین نیرو در دنیا، از گذشته تا آینده.
Elize
دکتر بلایت به همسرش که میان پلههای اتاق نورگیر ایستاده بود، گفت: «هیچ آدم محترمی گوش نمیایستد.»
آنی گفت: «پس نه من آدممحترمی هستم، نه تو.»
سیاوش
"انسان همان چیزیست که در افکارش میگذرد".»
raha
چقدر تلخ است که هیچوقت کسی عاشقت نشود!
ز غوغای جهان فارغ:)
گاهی چیزهایی را حس میکرد که دلیلشان را نمیتوانست توضیح بدهد
Book
"انسان همان چیزیست که در افکارش میگذرد"
سارا عباسی
لذتی را که در دیوانه شدن هست
هیچکس نمیفهمد جز دیوانهها.
سارا عباسی
تیمتی غصهدار گفت: «شما گریه کردهاید خاله ایدیت.» بعد از روی صندلی پایین آمد و او را بغل کرد.
ـ صبر کنید من بزرگ شوم. وقتی مرد شوم نمیگذارم هیچچیز گریهتان را دربیاورد.
چشمهای قهوهای و مهربان خاله ایدیت دوباره پر از اشک شد.
پدینگتون
«سرزمینی که در آن آرزوها به حقیقت میرسند احمقانهترین تصور است. چون ارزوها هیچوقت به حقیقت نمیرسند.
zohreh
خانم بلایت گفت: «گاهی ادم متوجه میشود چیزی که فکر میکرده دوستی است، یک عشق عمیق بوده. او خانم خیلی زیباییست.»
Sahar♡
اگر با سوزان بیکر بیشتر حرف بزنید تعجب میکنید که چه تخیلاتی دارد.
انتونی گفت: «هیچچیز زنها من را متعجب نمیکند.»
جیل به او خیره شد و گفت: «این الان از آن حرفهای دوپهلو بود؟ همیشه دلم میخواست یک حرف دوپهلو بشنوم.»
Emily
جیل آرامش کرد: «ما که نیستیم. خودت میدانی، پورکی... ولی خیالبافی که خرجی ندارد.»
انتونی گفت: «باور کن یک وقتهایی دارد، خیلی بیشتر از آنکه ثروتمندترین آدم روی زمین هم بتواند پولش را بدهد.
lahita
حجم
۲۶۲٫۹ کیلوبایت
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۲۶۲٫۹ کیلوبایت
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
قیمت:
رایگان