
٪۷۰
نویسندهکوچك.
۸۸
آن موجودِ ترسناکی که موجب ترس انسان شده، همان انسان است.
مریم!
۵۲
آیا در دنیایی که نمیتوانی در آن چشم باز کنی، میتوانی آرزویی بالاتر از یک چشمبند داشته باشی؟
afsaneh_&_fatemeh
۴۴
بار گفت بهنظرش شبیه خورشید هستم، بهخاطرِ موهام. ازش پرسیدم من هم مثل خورشید میدرخشم؟ جواب داد نه بابا، درخششت بیشتر مثل نور ماه توی تاریکیه.
˼السـیِّدةَالشَهیدة˹
۳۹
حس کرد حتی صدای درون سرش هم دارد میلرزد؛ حتی صدای خودش توی سرش دارد گریه میکند
❤ محمد حسین ❤
۳۵
«این دنیا دیدنی نیست.»
mahyas
۳۳
چطور میتواند از بچهها توقع داشته باشد رؤیاهایی بهبزرگیِ ستارهها داشته باشند، وقتی نمیتوانند سرشان را بالا بگیرند و ستارهها را ببینند؟
مریم!
۳۲
داری زندگیشون رو نجات میدی؛ ولی برای زندگیای که ارزشِ زندگیکردن نداره.
i_ihash
۲۹
«باهم همهچیز رو پشتسر میذاریم»
❤ محمد حسین ❤
۲۶
شاید در این زمانه چیزی بهاسمِ بدتر بیمعنی باشد.
❤ محمد حسین ❤
۲۴
ما خونه رو ترک کردیم؛ چون بعضیها منتظرِ خبر میشن و بعضیهای دیگه خبری که میخوان رو میسازن.
i_ihash
۱۹
به بینهایت اتفاقهای بدی فکر میکند که ممکن است افتاده باشد.
کتاب باز
۱۵
آن موجودِ ترسناکی که موجب ترس انسان شده، همان انسان است.
نویسندهکوچك.
۱۱
هیچچیز عوض نشده و هرگز عوض نخواهد شد.
n re
۱۰
حال خوب مسری است
❤ محمد حسین ❤
۱۰
میدانست که بچهها با ندیدن این دنیای جدید، چیزی از دست نخواهند داد.
❤ محمد حسین ❤
۹
لحظهٔ بین تصمیمگرفتن برای بازکردن چشمها تا واقعاً بازکردنشان، بهاندازهٔ درک حقیقت زندگی در یک دنیای جدید ترسناک است.
❤ محمد حسین ❤
۹
فضولیکردن غلط است. وقتی مردم مجبورند کنار هم زندگی کنند، رعایت حریم خصوصی حیاتی است
Sana
۸
ولی هر خاطرهای یک قلاده و زنجیر دارد
eli
۶
چه وحشتناک؛ بعد از اینهمه سختی و جونبهدربردن از همهچیز، مردن در اثر حادثه.
کاربر ۲۰۶۳۳۱۰
۶
آن موجودِ ترسناکی که موجب ترس انسان شده، همان انسان است.
i_ihash
۶
بعضیها منتظرِ خبر میشن و بعضیهای دیگه خبری که میخوان رو میسازن.
paniz moradinejad
۶
داری زندگیشون رو نجات میدی؛ ولی برای زندگیای که ارزشِ زندگیکردن نداره.
m.mah
۶
بعضیها منتظرِ خبر میشن و بعضیهای دیگه خبری که میخوان رو میسازن.
Violette
۵
خانه را در ذهنش مثل یک جعبهٔ بزرگ تصور میکند. دلش میخواهد از این جعبه بیرون برود. تام و جولز که بیرون از خانهاند هم، هنوز در همین جعبهاند. همهٔ زمین در حبس است. تمام دنیا در همان جعبهٔ مقواییای گیر افتاده که پرندههای پشت درِ خانه را در خودش نگه میدارد. مالوری میداند که تام دنبالِ راهی برای بازکردنِ درِ آن جعبه است. دنبال راه خروج است؛ ولی مالوری دارد از خودش میپرسد درِ دومی پشت این در نیست؟ و درِ سوم بعدازآن؟
فکر میکند محبوس در جعبه، تا ابد.
i_ihash
۵
تعداد نظریاتِ خلقشده در اینترنت اصلاً قابلشمارش نیست. همهشان مالوری را بهشدت میترسانند. بیماری ذهنیِ ناشی از امواج رادیویی در فناوریهای بیسیم، یکی از آنهاست. جهش تکاملی غلط در نوع بشر هم یکی دیگر است. معتقدان به فرقهای بهنام «عصر جدید»، میگویند بهخاطر این است که بشر با سیارهای در حال انفجار در تماس بوده یا شاید خورشید دارد منفجر میشود.
بعضی از مردم معتقدند موجوداتی آن بیرون هستند.
دولت هم که فقط میگوید باید درِ خانه را قفل کنید.
i_ihash
۵
نوزادتان از آنچه شما فکر میکنید باهوشتر است.
Aysan
۴
یه شب که چند نفرمون بیرون دنبال غذا میگشتن، یکی از اون موجودات اومد تو. اون شب خیلیها رو از دست دادیم. یه مادر که یه لحظه قبل کاملاً عاقل بود، یهو قاتی کرد و دچار یه خشم و عصبانیت شد و چهار تا بچهٔ خودش رو کشت. ماهها طول کشید تا دوباره همهچیز بهتر بشه و همهچیز رو ازنو بسازیم. قسم خوردیم که دیگه خطر نکنیم. بهصلاح همهمون بود.»
مالوری به کنستانس نگاه میکند که هیچ جای زخمی ندارد.
ریک ادامه میدهد: «هیچ گزینهٔ دیگهای نبود. خودمون رو با هرچی دمدستمون بود، کور کردیم: چنگال، چاقوی آشپزخونه، انگشت خودمون.
❤ محمد حسین ❤
۴
دیدگاه من اینقدر ایالتیه که تا خبری نزدیکِ خونهٔ من اتفاق نیفته، نگرانش نمیشم.
(€₪@#
۴
هرچیزی که بتواند باعث خندهٔ بچهها شود، چیز خوبی است.
eli
۳
اگه ندونن چیکار میکنن که نمیشه اسمشون رو «شرور» گذاشت.
