فقط باید از زنی که نمیخنده، ترسید.
م.
هیژده سالگی عیبش اینه که دیگه نمیشه هیفدهساله شد عزیز!
م.
حتی عروسکها هم دوست دارند عروسک نباشند
م.
پیدا بود خودش افسانه انتظارش را زودتر از مردم شهر فراموش کرده.
م.
ـ آدمای دوزخی نمیتونن از دوزخ فرار کنن عزیز! هر جا برن، دوزخشون رو با خودشون میبرن. ولی بهش عادت نمیکنن.
parnian