
بریدههایی از کتاب آخرین نبرد (ماجراهای نارنیا، جلد هفتم)
۳٫۷
(۹)
این را به یاد داشته باشید که هر دنیایی به انتها میرسد و اینکه مرگ شرافتمندانه گنجینهای است که هیچکس چنان فقیر نیست که نتواند بهایش را بپردازد
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
مرگ شرافتمندانه گنجینهای است که هیچکس چنان فقیر نیست که نتواند بهایش را بپردازد
آفتاب
برای ما این پایان همهٔ قصههاست و میتوانم به جرئت بگویم که آنها از آن پس به خوبی و خوشی زندگی کردند. ولی برای آنها این تازه آغاز داستان واقعی بود. تمام زندگیشان در این دنیا و ماجراهایشان در نارنیا تنها به منزلهٔ روی جلد و صفحهٔ عنوان کتاب بود؛ بالاخره آنها فصل اول از ''قصهای بزرگ'' را شروع کرده بودند که روی زمین هیچکس تا کنون آن را نخوانده است؛ داستانی که تا ابد ادامه دارد و هر فصلش بهتر از فصل قبلی است.
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
موقع نجوا کردن، صدای ''س'' حتی از فاصلههای دور هم شنیده میشود.
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
ما هیچکدام از اینها را نمیخواهیم. میخواهیم آزاد باشیم.
او و دوستانش
به هر حال، آدم وقتی تصمیم گرفت که چه کار باید بکند، حالش بهتر میشود.
یك رهگذر
جنگجو و شکارچی با تجربهای مثل تیرین میتوانست رأس هر ساعتی که میخواست بیدار شود
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
این را به یاد داشته باشید که هر دنیایی به انتها میرسد و اینکه مرگ شرافتمندانه گنجینهای است که هیچکس چنان فقیر نیست که نتواند بهایش را بپردازد.
او و دوستانش
اینان به جای ایمان، نیرنگ را انتخاب کردهاند. زندان آنها تنها در ذهنهایشان است، با این حال، خود اسیر زندانهایشاناند. چنان از فریب خوردن میترسند که نمیتوانند بیرون بیایند.
یك رهگذر
او تمام دوران تحصیلش را در آرزوی رسیدن به سنی که هماکنون دارد، هدر داد و باقی عمرش را نیز در راه تلاش برای ماندن در همین سن تلف خواهد کرد.
او و دوستانش
تو از آزادی چی سرت میشود؟ تو فکر کردی آزادی همین است که هر کاری دلت خواست بکنی؟ نخیر، اشتباه میکنی. این آزادی واقعی نیست. آزادی واقعی آن است که هر کاری من گفتم بکنی.
یك رهگذر
مرگ شرافتمندانه گنجینهای است که هیچکس چنان فقیر نیست که نتواند بهایش را بپردازد.
آسمان بافکر
به هر حال، آدم وقتی تصمیم گرفت که چه کار باید بکند، حالش بهتر میشود.
ح. دوست حافظ
هر دنیایی به انتها میرسد و اینکه مرگ شرافتمندانه گنجینهای است که هیچکس چنان فقیر نیست که نتواند بهایش را بپردازد.
کاربر ۸۸۷۰۱۴۹
او تمام دوران تحصیلش را در آرزوی رسیدن به سنی که هماکنون دارد، هدر داد و باقی عمرش را نیز در راه تلاش برای ماندن در همین سن تلف خواهد کرد.
یك رهگذر
قنطورس گفت: " پادشاها! نمیدانم. ولی میدانم دروغگوها روی زمیناند و نه در میان ستارگان. "
پری
جوئل! پیش روی ما چیست؟ افکاری شوم به مغزم هجوم آوردهاند. کاش پیش از این مرده بودیم و چنین روزی را نمیدیدیم. "
جوئل جواب داد: " آری. بیش از حد عمر کردهایم. بدترین واقعهٔ عالم بر سرمان فرود آمده است. "
پری
فجر که میدمد، دروغ درهم میشکند.
پری
حجم
۱٫۱ مگابایت
تعداد صفحهها
۲۸۴ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
تعداد صفحهها
۲۸۴ صفحه
قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان