پول زود خرج میشود. پذیرش این موضوع با بزرگ شدن آسان نمیشود، و اگر از بچگی یادش بگیری، که دیگر بدتر. زیباییِ دوران کودکی این نیست که با مفهومی به اسم مخارج زندگی آشنا شوی. غذا خودبهخود توی یخچال ظاهر میشود، سقفی بالای سرت داری چون همه سقفی بالای سر دارند، و برق هم باید نوعی سحر و جادو مثل هری پاتر و اینها باشد، چون مگر کسی میتواند روی نور قیمت بگذارد؟
شاید موضوع اصلاً این نباشد که به جادو اعتقاد داری یا نه. موضوع این است که قبلاً هیچ دربارهاش فکر نکردهای. و یک روز متوجه میشوی که تمام مدت داشتی روی لبهٔ تیغ راه میرفتی.