
٪۵۰
کتاب آهستهخوانی: مجموعه شعر کوتاه
پدیدآورندگان:
سیدعلی میرافضلیانتشارات:
نشر نون٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
سپهر
۷۸
او به دریاهای بیماهی میاندیشد
من به ماهیهای بی دریا.
سپهر
۵۷
یک شهروند مضطرب،
یک کارمند گیج
یک شاعر سرگشته،
یک انسان بیرؤیا؛
تنهایی من شکلهایی مختلف دارد.
مهران کاسبوطن
۱۹
چشمهایت را ارسطو هم اگر میدید
دست بر میداشت از عقلِ ملال آور
بیخیالِ منطق محزون خود میشد
قهوه مینوشید
عشق میورزید
«فن شعر» ش را به طرز دیگری شاید...
مهران کاسبوطن
۱۸
گاه با خاطرههای دیروز
گاه دلواپسی آینده؛
لحظه، بسیار عزیز است
حرامش نکنی!
ویرا
۱۶
تا کی
در شعرهای من بهدنبال خودت هستی؟
یکبار هم
در شعرهای من
به دنبال خود من باش.
لطفاً مرا آهستهخوانی کن!
ویرا
۱۲
تنهای ما تنهاست
دلهای ما با هم
دل، از تو لبریزست
تنهای تنها هم.
مهران کاسبوطن
۱۲
دست آن کودک
که ول شد در شلوغی خیابانها...
طعم آن دستم.
سپهر
۱۰
من از عشق داغم
و از داغ سرشار.
ویرا
۸
نه این باران
که هر باران دیگر
بیتو
باران نیست.
ویرا
۶
بهار، لبخندی است
که از لبان تو تکثیر میشود
در باغ.
ویرا
۶
تقویم ما، تمام ورقهایش
تعطیل هم که باشد
هر روز ذهن من
در دفتر حضور شما تیک میخورد.
ویرا
۶
- چای یا قهوه؟
- نه عزیزم
چشمهای تو!
ویرا
۵
اندازه باران...
ـ چه میگویم؟
اندازه احساس یک کودک به باران
دوستت دارم.
ویرا
۵
تو اینجا نیستی
تمام نیمکتهای جهان خالی است.
ویرا
۵
گریبان را که بگشایی
اجابت میشود دستم.
هوای چیدنِ ماه است در باران پاییزی.
ویرا
۴
باد
با خود میبَرَد ما را
ناگهان
ما را بهخود میآوَرَد
باران.
ویرا
۴
کسی این قدر بارانی
کسی این قدر نارنجی...
فقط پاییز گه گاهی
شبیه توست.
ویرا
۴
مثل گلدان که دلتنگ نور است
مثل صحرا که دلتنگ باران
آآآآآآآآی دلتنگی من!
Sheyda Shojaei
۴
خانههای نیمساز
شهر را
خسته میکنند
عشقهای ناتمام
روح را.
محدثه
۴
خانههای نیمساز
شهر را
خسته میکنند
عشقهای ناتمام
روح را.
محدثه
۴
تاریخ را برای چه باید خواند؟
وقتی که جای عشق
در لابلای این همه اوراق خالی است.
ویرا
۳
آفتابِ تراویده در مهرگانم!
خون دلتنگی توست
در رگانم.
ویرا
۳
از حرفها چیزی نفهمیدم
اما نگاه تو
انشاءنویسِ کهنهکاری بود.
ویرا
۳
از همین بادی که میآید
خوب میفهمم
عطر تو یک شهر را دیوانه خواهد کرد.
ویرا
۳
اگر باران
نگاهت را بلد باشد
به اقیانوس هم راضی نخواهد شد.
ویرا
۳
خیره باشی به کسی
بعد... ای داد ای داد
خیرگی درد بدی است.
ویرا
۳
گاه با خاطرههای دیروز
گاه دلواپسی آینده؛
لحظه، بسیار عزیز است
حرامش نکنی!
مهران کاسبوطن
۳
ازین دشوارتر، اما
زمستانهای بسیاری است در یادش
کلاغ پیر.
ویرا
۳
و عشق و مرگ
از ابتدای خلقت آدم
کاری بهغیر خاطرهسازی نداشتند.
Sheyda Shojaei
۳
برفپاککنها
از پسِ دلتنگی من بر نمیآیند.