جملات زیبای کتاب شیر ساحره و کمد لباس (ماجراهای نارنیا، جلد دوم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب شیر ساحره و کمد لباس (ماجراهای نارنیا، جلد دوم)

بریده‌هایی از کتاب شیر ساحره و کمد لباس (ماجراهای نارنیا، جلد دوم)

۴٫۵
(۴۴)
اما روزی آن‌قدر بزرگ خواهی شد که دوباره خواندن قصه‌های پریان را شروع کنی.
"Shfar"
وقتی در نارنیا شاه شدی، تا ابد شاه نارنیا خواهی بود
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
ولی به طور کلی اگر نظر مرا خواسته باشی، وقتی با چیزی مواجه می‌شوی که قرار است انسان بشود ولی هنوز نشده، یا روزی انسان بوده و حالا دیگر نیست یا باید انسان می‌شده اما نشده، بهتر است چشم ازش بر نداری و تبرت هم دم دستت باشد.
#mahta
ادموند گفت: «فکر کردم... فکر کردم...» ولی چیزی به فکرش نرسید که بگوید. پیتر جواب داد: «نه، تو اصلاً فکر نکردی؛ فقط بدجنسی کردی.
محمد مهدی ابوالکلام
ـ خانم جوان عزیز! برنامه‌ای هست که تا حالا هیچ‌کس پیشنهادش نکرده و قطعاً ارزش امتحان کردن را دارد. سوزان پرسید: «چه برنامه‌ای؟» پرفسور گفت: «اینکه هر کس پی کار خودش باشد و در کار دیگری دخالت نکند.»
Book
وقتی که اصلاً منتظرش نیستید، خودش اتفاق می‌افتد.
Book
کاش هیچ‌کدام از شما که این کتاب را می‌خوانید، به اندازهٔ سوزان و لوسی در آن شب احساس فلاکت نکرده باشید. اما اگر هم چنین بلایی سرتان آمده باشد ـ تمام شب بیدار مانده و گریه کرده باشید تا چشمهٔ اشکتان بخشکد ـ حتماً می‌دانید که دست آخر به نوعی آرامش می‌رسید. حس می‌کنید دیگر ممکن نیست اتفاقی بدتر بیفتد.
جواد
اتهام دروغ‌گویی به کسی که همیشه راست‌گو بوده، موضوع مهم و جدی است؛ یک اتهام بسیار جدی.»
✦𝑵𝒐𝒓𝒂✦
سوزان گفت: «پس هیچ امیدی نیست؟» خانم بیدستر گفت: «واه، نباید غُر بزنیم، عزیزم! معلوم است که امیدی هست، ولی فعلاً ده تا از آن دستمال تمیزهای توی کشو به من بده.
#mahta
ادموند دیگر از اینکه وانمود کند خسته نشده است، خسته شده بود
ف.
لوسی همان حسی را پیدا کرد که وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوی، یادت می‌آید که آن روز عید است یا روز اول تعطیلات تابستانی است.
Book
«نترسید! وقتی پایش در راه درست پیش برود، بقیهٔ بدنش هم به دنبالش می‌رود.»
Book
این آب شدن برف نیست. این خود بهار است! حالا باید چه کار کنیم؟ زمستان شما نابود شده، من مطمئن‌ام! همه‌اش کار اسلان است.
hazratsaadi
روزی آن‌قدر بزرگ خواهی شد که دوباره خواندن قصه‌های پریان را شروع کنی.
ف.
اتهام دروغ‌گویی به کسی که همیشه راست‌گو بوده، موضوع مهم و جدی است؛ یک اتهام بسیار جدی.»
نیک
ولی اتهام دروغ‌گویی به کسی که همیشه راست‌گو بوده، موضوع مهم و جدی است؛ یک اتهام بسیار جدی.
Book
وقتی با چیزی مواجه می‌شوی که قرار است انسان بشود ولی هنوز نشده، یا روزی انسان بوده و حالا دیگر نیست یا باید انسان می‌شده اما نشده، بهتر است چشم ازش بر نداری و تبرت هم دم دستت باشد
Monika
کاش هیچ‌کدام از شما که این کتاب را می‌خوانید، به اندازهٔ سوزان و لوسی در آن شب احساس فلاکت نکرده باشید. اما اگر هم چنین بلایی سرتان آمده باشد ـ تمام شب بیدار مانده و گریه کرده باشید تا چشمهٔ اشکتان بخشکد ـ حتماً می‌دانید که دست آخر به نوعی آرامش می‌رسید. حس می‌کنید دیگر ممکن نیست اتفاقی بدتر بیفتد.
او و دوستانش
فریاد می‌زد: «خطری نیست. بیا بیرون، خانم بیدستر! بیایید بیرون پسر و دختران آدم. چیزی نیست! نبود او!» البته این جملهٔ آخر از نظر دستوری درست نبود، اما وقتی بیدسترها به هیجان می‌آیند این‌جوری حرف می‌زنند. البته منظورم در نارنیاست؛ در دنیای ما که بیدسترها معمولاً حرف نمی‌زنند.
#mahta
اتهام دروغ‌گویی به کسی که همیشه راست‌گو بوده، موضوع مهم و جدی است؛ یک اتهام بسیار جدی.
یك رهگذر
کریسمس مبارک! زنده باد پادشاه واقعی!
hazratsaadi
اما جنگ وقتی زن‌ها در آن شرکت کنند، چهرهٔ زشتی می‌گیرد. حالا...
hazratsaadi
خنجر فقط برای مواقع بسیار ضروری است. چون تو هم نباید در نبرد شرکت کنی.» لوسی گفت: «برای چه قربان؟! فکر کنم ـ البته نمی‌دانم ـ ولی فکر کنم آن‌قدر شجاع هستم.» بابانوئل جواب داد: «موضوع این نیست. اما جنگ وقتی زن‌ها در آن شرکت کنند، چهرهٔ زشتی می‌گیرد. حالا...»
محب
وقتی در نارنیا شاه یا ملکه شدی، تا ابد شاه یا ملکه‌ای.
او و دوستانش
«منطق! چرا در مدرسه‌ها منطق تدریس نمی‌شود؟ سه احتمال که بیشتر وجود ندارد. خواهرتان یا دروغ می‌گوید، یا دیوانه شده، یا حقیقت را می‌گوید. خودتان گفتید که دروغ‌گو نیست و این هم واضح است که دیوانه نشده. پس با توجه به حقایق موجود و تا وقتی خلافش ثابت نشده، باید این‌طور فرض کنیم که راست می‌گوید.»
✦𝑵𝒐𝒓𝒂✦
من این داستان را برای تو نوشتم، اما وقتی آن را شروع کردم، تصور نمی‌کردم که دخترها سریع‌تر از کتاب‌ها رشد می‌کنند. درنتیجه، حالا تو بزرگ‌تر از آنی که قصه‌های پریان را بخوانی و وقتی که این کتاب چاپ و منتشر شود، از این هم بزرگ‌تر خواهی بود. اما روزی آن‌قدر بزرگ خواهی شد که دوباره خواندن قصه‌های پریان را شروع کنی
sara2007717
لوسی فکر کرد اولین باری است که جای به این قشنگی را می‌بیند. غاری کوچک و خشک و تمیز با سنگ‌های سرخ‌رنگ که قالیچه‌ای وسط آن پهن بود و دو صندلی کوچک هم در آن قرار داشت. (آقای تامنوس گفت: «یکی برای من و دیگری برای یک دوست.»)
نیک
شاید توی خواب دیده باشید که کسی چیزی می‌گوید و معنایش را نمی‌دانید ولی در خواب که هستید حس می‌کنید آن کلمات معنای بسیار مهمی دارد؛ یا معنای ترسناک دارد که خوابتان را تبدیل به کابوس می‌کند، یا معنای دوست‌داشتنی دارد که خوابتان را به رؤیایی شیرین بدل می‌کند که تمام عمر آن را به یاد می‌آورید و همیشه در این آرزو می‌مانید که دوباره آن رؤیا را ببینید.
نیک
کاش هیچ‌کدام از شما که این کتاب را می‌خوانید، به اندازهٔ سوزان و لوسی در آن شب احساس فلاکت نکرده باشید. اما اگر هم چنین بلایی سرتان آمده باشد ـ تمام شب بیدار مانده و گریه کرده باشید تا چشمهٔ اشکتان بخشکد ـ حتماً می‌دانید که دست آخر به نوعی آرامش می‌رسید. حس می‌کنید دیگر ممکن نیست اتفاقی بدتر بیفتد.
نیک

حجم

۱٫۱ مگابایت

تعداد صفحه‌ها

۲۴۰ صفحه

حجم

۱٫۱ مگابایت

تعداد صفحه‌ها

۲۴۰ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان