جملات زیبای کتاب انسان ۲۵۰ ساله (حلقه دوم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب انسان ۲۵۰ ساله (حلقه دوم)subscriptionAvailable

کتاب انسان ۲۵۰ ساله (حلقه دوم)

بیانات مقام معظم رهبری درباره‌ی زندگی سیاسی ـ مبارزاتی ائمه‌ی معصومین (ع)

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۱۰۱۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
چڪاوڪ
۲۴۴
هر واقعه‌ای را جداگانه انسان حساب کند، چیزی ملتفت نمی‌شود؛ باید نگاه کند، ببیند این ترتیب کار چگونه است؛ چطور مدبرانه، هوشیارانه، با محاسبهٔ صحیح همهٔ این کارها انجام گرفته است.
Hadith
۲۲۵
علی امتیازش این بود که در حصار «خود» گرفتار نبود. «من» برای او هیچ مطرح نبود، آنچه برای او مطرح بود وظیفه بود و هدف بود و جهاد فی‌سبیل‌الله بود و خدا بود.
H.H.
۲۰۴
آن‌کسانی‌که در قرآن شما می‌بینید «اَلَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ» تعبیر می‌شود، اینها منافقین نیستند، «اَلَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ»؛ البته منافقین هم عده‌ای جزو «اَلَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ» اند، اما هرکسی که «اَلَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ» است؛ یعنی در دل، بیماری دارد، که جزو منافقین نیست؛ گاهی مؤمن است، اما در دلش مرض هست. این مرض یعنی چه؟ یعنی ضعف‌های اخلاقی، یعنی ضعف‌های شخصیتی، یعنی هوس‌رانی، یعنی میل به خودخواهی‌های گوناگون، اینهاست؛ که اگر جلویش را نگیری، اگر خودت با آن مبارزه نکنی، همین، ایمان را از تو خواهد گرفت، تو را از درون پوک خواهد کرد. ایمان را که از تو گرفت، دل تو شد بی‌ایمان، ظاهر تو باایمان است؛ آن‌وقت اسم چنین کسی چیست؟ منافق! اگر دل شما، دل ما خدای‌نکرده از ایمان تهی شد، درحالی‌که ظاهرمان، ظاهرِ ایمانی‌ست، پایبندی‌ها را از دست دادیم، دلبستگی‌های اعتقادی و ایمانی را از دست دادیم، اما زبان ما همچنان مثل سابق همان حرف‌ها را می‌زند که قبلاً می‌زد حرف‌های ایمانی را این می‌شود نفاق؛ آن‌هم می‌شود خطرناک.
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۵۶
خودِ پیغمبر جزوِ اولین کسان یا اولین کسی بود که آمد بیل را دستش گرفت، شروع کرد پی مسجد را کندن. نه به‌عنوان یک کار تشریفاتی، نه! واقعاً، شروع کرد کارکردن و عرق‌ریختن
boly
۱۱۳
من نمی‌دانم شما هیچ‌وقت رئیس یک مجموعهٔ کاری بودید، تا بدانید مسئولیت یک مجموعه، معنایش چیست؟ انسان واقعاً بیچاره می‌شود در یک شرایطی.
حــق پرســت
۱۰۵
در نظام نبوی، پایهٔ همه چیز، دانستن، شناختن، آگاهی و بیداری‌ست.
hiba
۹۹
در شدیدترین مراحل، امیرالمؤمنین ایستاد؛ هیچ برایش مطرح نبود که اینجا خطر است. بعضی‌ها با خودشان فکر می‌کنند که ما خوب است جان خودمان را حفظ کنیم تا بعداً برای اسلام مفید واقع بشویم، امیرالمؤمنین هرگز خودش را با این‌گونه معاذیر فریب نداد و نفْس والای امیرالمؤمنین فریب‌بخور نبود. در تمام مراحلِ خطر در خطوط مقدم، امیرالمؤمنین حاضر بود.
حــق پرســت
۸۵
غربت ائمه علیهم السلام به دوران زندگی این بزرگواران منتهی نشد، بلکه در طول قرن‌ها، عدم توجه به ابعاد مهم و شاید اصلی از زندگی این بزرگواران، غربت تاریخی آنها را استمرار بخشید.
آفتاب
۷۴
وجود امیرالمؤمنین علیهالصلاةوالسلام از جهات متعدد، برای همهٔ نسل‌های بشر، در شرایط گوناگون یک درس جاودانه و فراموش‌نشدنی‌ست؛
Hadith
۶۹
امامت، یعنی همان اوج معنای مطلوب ادارهٔ جامعه، درمقابل انواع و اقسام مدیریت‌های جامعه که از ضعف‌های انسانی، از شهوات انسانی، از نخوت و فزون‌طلبی انسانی سرچشمه می‌گیرد.
محمدحسین
۳۹
زن مسلمان باید در راه فرزانگی و علم تلاش کند؛ در راه خودسازی معنوی و اخلاقی تلاش کند؛ در میدان جهاد و مبارزه از هر نوع جهاد و مبارزه‌ای پیش‌قدم باشد؛ نسبت به زخارف دنیا و تجملاتِ کم‌ارزش، بی‌اعتنا باشد؛ عفت و عصمت و طهارتش در حدی باشد که چشم و نظرِ هرزهٔ بیگانه را به‌خودی‌خود دفع کند؛ در محیط خانه، دل‌آرام شوهر و فرزندانش باشد؛ مایهٔ آرامش زندگی و آسایش محیط خانواده باشد؛ در دامن پرمهر و پرعطوفت و با سخنان پرنکته و مهرآمیزش، فرزندان سالمی را ازلحاظ روانی تربیت کند؛ انسان‌های بی‌عقده، انسان‌های خوش‌روحیه، انسان‌های سالم ازلحاظ روحی و اعصاب، در دامان او پرورش پیدا بکنند، مردان و زنان و شخصیت‌های جامعه را به‌وجود بیاورد. از هر سازنده‌ای، مادر سازنده‌تر و باارزش‌تر است. بزرگ‌ترین دانشمندان، ممکن است یک ابزار بسیار فوق پیچیدهٔ الکترونیکی را مثلاً به‌وجود بیاورند، موشک‌های قاره‌پیما را به‌وجود بیاورند، وسایل تسخیر فضا را به‌وجود بیاورند؛ هیچ‌کدام از اینها اهمیت این را ندارد که کسی یک انسان والا به‌وجود بیاورد و او، مادر است. این، آن الگوی زن اسلامی‌ست.
boly
۲۳
می‌دانید، وقتی‌که اوضاع خوب است، کسانی که دور محور یک رهبری‌ای جمع شدند، همه خب راضی‌اند از اوضاع؛ می‌گویند خدا پدرش را بیامرزد، ما را به این وضع خوب آورد. وقتی سختی پیدا می‌شود، همه دچار تردید می‌شوند، می‌گویند ایشان ما را آوردند؛ ما که نمی‌خواستیم به این وضع دچار بشویم! ایمان‌های قوی البته می‌ایستند؛
hadi nasr
۲۱
و سه خصلت در شما پدید آمد، ضربهٔ آن را خوردید. این سه خصلت عبارتند (از) اولاً «تَنازَعتُم فِی الاَمرِ» با همدیگر اختلاف کردید، وحدت کلمه و وحدت صفوف را به‌هم زدید؛ ثانیاً «فَشِلتُم» سست شُدید، آن شور و حماسه و آمادگی و کمربستگی و پادررکابی اولِ کار را از دست دادید؛ ثالثاً «عَصَیتُم» از فرمان پیغمبر و رهبر و آن‌کسانی‌که مسئول ادارهٔ امور شما بودند اجتناب ورزیدید و سر باز زدید، این سه صفت که در شما پیدا شد،
H.H.
۲۱
هیچ‌کس بر هیچ‌کسِ دیگر جز به برکت تقوا و پرهیزکاری ترجیحی ندارد.
Ali Jafari
۲۱
اگر با یک دید واقع‌بین و منطقی نگاه کنیم، بشریت یکجا مرهون فاطمهٔ زهرا سلام الله علیها است. ا
hiba
۲۰
امیرالمؤمنین که مظهر شجاعت است می‌گوید هروقت ما در جنگ‌ها کم می‌آوردیم به تعبیر امروز، پناه می‌بردیم به پیغمبر. هروقت هرکسی احساس ضعف می‌کرد در جاهای سخت، پناه می‌بُرد به پیغمبر؛ پناه بود.
Narges
۱۸
ولایت و امامت و حکومت
Hadith
۱۷
وقتی می‌گوییم ائمه مبارزه می‌کردند، باید این را بدانیم که مبارزه در هر زمانی به‌شکل خاصی‌ست. گاهی مبارزه با کار فرهنگی‌ست، کار علمی‌ست، گاهی با کار سیاسی‌ست، گاهی با تشکُّل و تحزّب است، ایجاد سازماندهی‌ست. گاهی با کارهای خونین و فعالیت‌های جنگی و نبرد آشکار است و هر زمانی مبارزه به‌نحوی‌ست.
Zeinab
۱۵
. بعضی خوارج را تشبیه می‌کنند به خشک‌مقدس‌ها؛ نه، بحث، سرِ خشک‌مقدس‌مآب نیست. خب مقدس‌مآبی که یک کناری نشسته است، برای خودش نماز می‌خواند، دعا می‌خواند، اینکه خوارج نیست. خوارج آن عنصری‌ست که شورش‌طلبی می‌کند، بحران ایجاد می‌کند، وارد میدان می‌شود، با علی می‌جنگد، بحث جنگِ با علی دارد؛ منتها مبنای کار، غلط؛ جنگ، غلط؛ ابزار، غلط؛ هدف، باطل؛ این خوارج است.
رضا
۱۵
دو نفر در تاریخ اسلام، اسم آورده شدند که صاحبِ خونِ اینها و کسی که حقِ خون‌خواهی از اینها را دارد، خداست. ثارالله یکی امام حسین است، یکی پدرش امیرالمؤمنین؛ «یا ثارَاللهِ وَ ابنَ ثارِهِ»
FG
۱۴
پیغمبر نامه‌ها نوشت، مجادله‌ها کرد، سخن‌ها گفت، لشکرکشی‌ها کرد، سختی‌ها کشید، در محاصرهٔ اقتصادی افتاد، کار به جایی رسید که مردمِ مدینه دو روز و سه روز گاهی نان برای خوردن پیدا نمی‌کردند. تهدیدهای فراوان از همه طرف، پیغمبر را احاطه کرد. بعضی از مردم نگران می‌شدند، بعضی متزلزل می‌شدند، بعضی نق می‌زدند، بعضی پیغمبر را به ملایمت و سازش تشویق می‌کردند؛ اما پیغمبر در این صحنهٔ دعوت و جهاد، یک لحظه دچار سستی نشد و نشد و با قدرت، جامعهٔ اسلامی را پیش بُرد و بُرد، تا به اوج عزت و قدرت رساند؛ و همان نظام و جامعه بود که در سال‌های بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل بشود به برکتِ ایستادگی پیغمبر در میدان‌های نبرد و دعوت
رضا
۱۴
فرج، یعنی گشایش. مسلمان با درسِ انتظارِ فرج، می‌آموزد، تعلیم می‌گیرد که هیچ بن‌بستی در زندگی بشر وجود ندارد که نشود این بن‌بست را باز کرد و لازم باشد انسان، ناامید دست روی دست بگذارد و بنشیند و بگوید دیگر کاری نمی‌شود کرد؛ نه، وقتی در نهایتِ زندگی انسان، در مقابلهٔ با این‌همه حرکت ظالمانه و ستمگرانه، خورشیدِ فرج ظهور خواهد کرد، پس در بن‌بست‌های جاری زندگی هم همین فرج متوقع است
hiba
۱۳
علی را عدلش به خاک‌وخون غلتاند. اگر امیرالمؤمنین می‌خواست عدالت را رعایت نکند، اگر می‌خواست ملاحظه‌کاری بکند، اگر می‌خواست شأن و مقام و شخصیت خودش را بر مصالح دنیای اسلام ترجیح بدهد، موفق‌ترینِ خلفا می‌شد و قدرتمندترین و هیچ معارضی هم پیدا نمی‌کرد. اما امیرالمؤمنین شاخص حق و باطل است. اینکه علی‌بن‌ابی‌طالب را معیار و شاخص حق و باطل می‌دانند و هرکس دنبال علی‌ست و علی را قبول دارد و می‌خواهد مثل او عمل کند، او حق است و هرکه علی را قبول ندارد، باطل است، این به‌خاطر همین است. به‌خاطر این است که امیرالمؤمنین به لُبّ وظیفه، بدون ذره‌ای دخالت‌دادن منیّت و احساسات شخصی و منافع شخصی و «خود»، در آن راه و حرکتی که انتخاب کرده عمل کرده؛ یک‌چنین شخصیتی‌ست امیرالمؤمنین.
۱۳
امام سجاد که خودْ امامِ معصوم بود، نوهٔ امیرالمؤمنین بود، وقتی‌که گفتند تو این‌قدر عبادت می‌کنی، فرمود عبادت ما کجا و عبادت علی کجا! یعنی امامِ سجادِ عابدِ سجاد، او، می‌گوید من با علی قابل مقایسه نیستم. حالا هزاران فرسخ بین امام سجاد و بهترین عُباد و زُهاد زمان ما هم بیشتر فاصله هست.
:)
۱۳
گاهی مؤمن است، اما در دلش مرض هست. این مرض یعنی چه؟ یعنی ضعف‌های اخلاقی، یعنی ضعف‌های شخصیتی، یعنی هوس‌رانی، یعنی میل به خودخواهی‌های گوناگون، اینهاست؛ که اگر جلویش را نگیری، اگر خودت با آن مبارزه نکنی، همین، ایمان را از تو خواهد گرفت، تو را از درون پوک خواهد کرد.
زهرا یارمحمد
۱۲
اگر با یک دید واقع‌بین و منطقی نگاه کنیم، بشریت یکجا مرهون فاطمهٔ زهرا سلام الله علیها است. این گزاف نیست
hiba
۹
اولاً دربارهٔ جهاد حرف می‌زنند و جهاد با مشرکین و کفار را مطرح می‌کنند و اعلام می‌کنند که این جهاد ادامه خواهد داشت تا وقتی‌که کلمهٔ «لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ» همه‌گیر بشود.
حاج عرفان
۹
هر کشته‌شدنی که شهادت نیست؛ کشته‌شدنِ با شرایطی، شهادت است. آن شرایط نبود در آنجا و اگر امام حسن علیه‌السلام آن روز کشته می‌شدند، شهید نشده بودند، کشته شده بودند. امکان نداشت کسی آن روز بتواند در آن شرایط، حرکت مصلحت‌آمیزی را انجام بدهد که کشته بشود و انتحار نباشد، اسمش شهادت باشد، لذا صلح کرد.
امین
۹
اسلامِ پیغمبر، اسلامِ قرآن، اسلامِ جنگ بدر و حنین، اسلامِ ضد تجمل‌پرستی، اسلامِ ضد تبعیض، اسلامِ طرف‌دار مستضعفان، اسلامِ کوبندهٔ مستکبران به درد آن کسانی نمی‌خورْد که می‌خواستند با ماهیت فرعونی، لباس موسوی بپوشند؛ با ماهیت نمرودی، لباس ابراهیمی بپوشند؛ امکان نداشت. مجبور بودند اسلام را تحریف کنند.
امین
۹
امام حسین علیه‌السلام برای انجام یک واجب، قیام کرد. این واجب در طول تاریخ متوجه به مسلمان‌هاست، به یکایک مسلمان‌ها. این واجب هم عبارت است از اینکه هروقت دیدند نظامِ جامعهٔ اسلامی دچار یک فساد بنیانی شده است و بیم آن هست که به‌کلی احکام اسلام تغییر پیدا بکند، هر مسلمانی باید قیام کند.