آنکسانیکه در قرآن شما میبینید «اَلَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ» تعبیر میشود، اینها منافقین نیستند، «اَلَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ»؛ البته منافقین هم عدهای جزو «اَلَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ» اند، اما هرکسی که «اَلَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ» است؛ یعنی در دل، بیماری دارد، که جزو منافقین نیست؛ گاهی مؤمن است، اما در دلش مرض هست. این مرض یعنی چه؟ یعنی ضعفهای اخلاقی، یعنی ضعفهای شخصیتی، یعنی هوسرانی، یعنی میل به خودخواهیهای گوناگون، اینهاست؛ که اگر جلویش را نگیری، اگر خودت با آن مبارزه نکنی، همین، ایمان را از تو خواهد گرفت، تو را از درون پوک خواهد کرد. ایمان را که از تو گرفت، دل تو شد بیایمان، ظاهر تو باایمان است؛ آنوقت اسم چنین کسی چیست؟ منافق! اگر دل شما، دل ما خداینکرده از ایمان تهی شد، درحالیکه ظاهرمان، ظاهرِ ایمانیست، پایبندیها را از دست دادیم، دلبستگیهای اعتقادی و ایمانی را از دست دادیم، اما زبان ما همچنان مثل سابق همان حرفها را میزند که قبلاً میزد حرفهای ایمانی را این میشود نفاق؛ آنهم میشود خطرناک.