
کتاب میشل اوباما شدن
انتشارات:
موسسه نگارش الکترونیک کتاب (ماناکتاب)٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Dexter
۳۰
همیشه هرجور شده در مدرسه نمرهٔ A میگرفتم. من جاهطلب بودم؛ اما خودم هم نمیدانستم هدفم چیست. حالا فکر میکنم این سؤال یکی از بهدردنخورترین سؤالاتی است که یک بزرگسال میتواند از یک کودک بپرسد: «وقتی بزرگ شدی میخوای چهکاره بشی؟»
Dexter
۱۸
مهم نیست اگر گاهی زندگی به ما بد کند و عالی پیش نرود؛ مهم نیست اگر همهچیز واقعیتر از چیزی پیش برود که خودت میخواهی. زندگیِ هر آدم متعلق به خودِ آدم است و همیشه هم با آدم میماند؛ زندگی را باید ساخت.
masum75
۱۴
تمام انسانهای اطراف ما، گذشتهای ناگفته دارند و همین گذشته کافی است تا با آنها مدارا کنیم؛
ehsantarighat
۱۳
شکست احساسی است که مدتها پیش از شکست واقعی به سراغ آدم میآید. آسیبپذیری همراهِ همیشگیِ بیاعتمادبهنفسی است و معمولاً با احساس ترس افزایش مییابد.
علیرضا
۱۱
حالا که زنی بالغ شدهام، میدانم که بچهها از همان سنین خیلی پایین، خودشان میدانند که چه زمانی دارند دستِکم گرفته میشوند و وقتی که بزرگترها از جان و دل برای آنها مایه نمیگذارند، متوجه این موضوع میشوند. عصبانیتِ برخاسته از این موضوع، میتواند بهعنوان سرکشی خودش را در آنها بروز دهد و این اصلاً تقصیر خودشان نیست. از آنها نباید بهعنوان «بچههای بد» یاد کرد؛
mary
۸
به اواسط آگوست که رسیدیم، باراک قبل از اینکه به دانشکدهٔ وکالت برگردد، چند بار به من گفت عاشق من است. این حس آنقدر سریع و طبیعی بین ما شکل گرفت که هیچ نمیدانم دقیقاً چه زمانی عاشق همدیگر شدیم. نمیدانم چگونه و کِی این اتفاق رخ داد. ابراز این عشق مانند آوایی لطیف و پُرمعنی از چیزی بود که جفتمان را شگفتزده کرده بود. با اینکه فقط دو ماه بود که همدیگر را میشناختیم، با اینکه اصلاً منطقی نبود، عاشق یکدیگر شده بودیم.
masum75
۸
باید دو برابر بهتر عمل کنی تا به نیمهٔ راهی برسی که بقیه تا تهاش را رفتهاند
Dexter
۶
وقتی آدم بانوی اول میشود، آمریکا تا فیهاخالدون خودش را رو میکند.
masum75
۶
گویی تفاوت رنگ پوست تنها چیزی بود که به چشم همه میآمد.
masum75
۵
بیرون آمدن از یک جامعهٔ سرخورده یک چیز است و ازسرخودرگی درآوردنِ آن جامعه یک چیزِ دیگر.
masum75
۵
"رئیسجمهور بودن آدم را عوض نمیکند؛ بلکه هویت واقعی آدم را آشکار میسازد."
masum75
۴
آیا باید باهمین دنیایی که داریم مدارا کنیم، یا باید برای ساختن دنیایی که باید وجود داشته باشه تلاش کنیم؟"
masum75
۴
مادری کردن هیچ فرمول مشخصی ندارد و هیچ روشی را نمیشود درست و یا غلط تلقی کرد.
masum75
۴
آن روز هر دوی ما صبح زود به محل رایگیری واقع در سالن ورزشی دبستانِ بئولا شوزمیث رفتیم که فقط چند کوچه از خانهمان در شیکاگو فاصله داشت. ساشا و مالیا را که هر دو لباس پوشیده و آمادهٔ رفتن به مدرسه بودن نیز با خودمان بردیم. حتی در روز انتخابات – شاید هم دقیقاً به خاطر روز انتخابات – فکر کردم خوب است که به مدرسه بروند.
mahnaz57
۴
شما میتوانید در دنیایی که وجود دارد زندگی کنید؛ در عین حال میتوانید برای تبدیل آن به دنیایی که باید وجود داشته باشد، تلاشتان را به کار گیرید.
زینب شیخی
۴
شدن به قسمتهایی مساوی از شکیبایی و صلابت نیاز دارد. شدن، یعنی هیچوقت فراموش نکنی که توانایی پیشرفت را داری.
masum75
۳
هرگز نمیخواستم آنها فکر کنند که فقط با رسیدنِ مردِ خانه به خانه است که زندگی شروع میشود. ما دیگر منتظر پدر نماندیم. این او بود که باید خودش را به ما میرساند.
masum75
۳
برای من رای دادن یک نوع عادت بود؛ مثل سنتی قوی که باید در هر فرصتی برای حفظ وجدان انجام داده میشد. وقتی که بچه بودم، پدر و مادرم مرا همراه خود به محل رایگیری میبردند و حالا من نیز سعی داشتم هرموقع میتوانم ساشا و مالیا را همراه خود بیاورم تا هم سهولت این کار را به آنها نشان بدهم و هم اهمیت آن را.
masum75
۳
او قبلاً معلم و کتابدار بود، سعی کرده بود با استفاده از قدرتی که مقام بانوی اولی به او میداد، وضعیت آموزشی را پیشرفت دهد و از معلمها حمایت کند.
masum75
۳
بعضی از دخترها به این دلیل نمیتوانستند به مدرسه بروند که خانوادههایشان نیاز داشتند آنها کار کنند. بعضیاوقات نزدیکترین مدرسه به آنها، بسیار دور و هزینهاش بالا بود؛ یا اینکه خطر تجاوز شدن به آنها در مسیر مدرسه بسیار بالا بود. در خیلی از جاها، تبعیض جنسیتی و قدرت اقتصادی اینجور اقتضا میکرد که دخترها تحصیل نکنند و به طرز تاثیرگذاری آنها را از داشتن آیندهای مطلوب محروم نمایند. با اینکه آمار نشان میداد با وارد شدن دخترها و زنان تحصیلکرده در بازار کار، تولید داخلی کشورها افرایش مییابد، باز هم به نظر میرسید در بعضی از کشورهای دنیا، مردم بر این باورند که فرستادن دخترها به مدرسه به هزینهاش نمیارزد.
mahnaz57
۳
سعی میکردم از این واقعیت که بحثهای کلاس را پسران تحت تسلطِ خود در میآورند –که اغلب مواقع همینطور بود- هیچ اکراهی نداشته باشم. وقتی حرفهای آنها را میشنیدم، میفهمیدم که آنها به هیچ عنوان از بقیهٔ ما باهوشتر نیستند. آنها فقط به خاطر مردسالاریای که سالها در جهان غالب شده بود جسورتر شده بودند و به دلیل اینکه تاریخ چیزی متفاوت از این مساله را به آنها نشان نداده بود، قوت قلب بیشتری داشتند.
masum75
۲
تمام این افراد با کسانی مواجه شدهاند که بهشان شک داشتند. ممکن است بعضیها همیشه سر شما فریاد بکشند؛ یک عدهٔ بسیار کثیری از منتقدان و منفیبافان که هرموقع شما دچار لغزش و یا اشتباهی میشوید، داد میزنند و میگویند: "دیدی بهت گفتم!" وجودِ اینجور افراد هیچوقت از عرصه پاک نمیشود؛ اما رازِ موفقترین افرادی که من میشناسم، این بود که یاد گرفتند چگونه با این افراد کنار بیایند؛ به کسانی تکیه کنند که آنها را باور دارند و پیوسته به سمت اهدافشان قدم بردارند.
masum75
۲
دوازده سال بود که من خانم اوباما شده بودم؛ اما این واقعیت امروزه داشت رنگی متفاوت به خود میگرفت. یا حداقل بعضی جاها جوری میگفتند خانم اوباما که انگار از اهمیتِ خودم کم شده بود و حالا من ضعیفهای بودم که کنار مَردش تعریف میشد. من همسر باراک اوبامای مشهور، ستارهٔ راک دنیای سیاست و تنها مرد سیاهپوست مجلس سنا بودم؛ مردی که چنان با شور و اشتیاق در مورد امید و مقاومت حرف زده بود که حالا انتظارات، مانند دستهای زنبورِ وزوزکنان دنبالش راه افتاده بودند.
masum75
۲
همیشه تلاش نتایج مثبت و مطلوبی در پی ندارد. میدانستم که در آینده بیشتر به این موضوع ایمان خواهم آورد
masum75
۲
باراک در تمام طول کمپین، رهبری رئیسجمهور فعلی را با شرح جزئیات مورد شماتت قرار داده و قول داده بود که اگر خودش سرکار بیاید، کلی از این اشتباهات را جبران کند.
masum75
۲
به آدمهای شاغل کمک میکرد تا از تبعیض دستمزدی که از جنسیت، نژاد و سن نشأت میگرفت رهایی پیدا کنند. به دستور او شکنجه هنگام بازجویی ممنوع شد و همین موقع تمام تلاش خود را به کار گرفت تا در عرض یک سال بازداشتگاه گوانتانامو را ببیندند؛
masum75
۲
هر ماه لیستی از قیمت خوراکها و دستمال توالتهایی که استفاده کرده بودیم برای پرداخت در اختیارمان قرار میگرفت. هر بار که مهمانی برای گذراندن شب یا صرف شام به خانهٔ ما میآمد، هزینهاش برعهدهٔ خودمان بود.
Tna
۲
زندگیِ هر آدم متعلق به خودِ آدم است و همیشه هم با آدم میماند؛ زندگی را باید ساخت.
مهشید احمدی
۲
شکست احساسی است که مدتها پیش از شکست واقعی به سراغ آدم میآید. آسیبپذیری همراهِ همیشگیِ بیاعتمادبهنفسی است و معمولاً با احساس ترس افزایش مییابد.
mahnaz57
۲
«زندگی کن و بگذار بقیه نیز زندگی کنند.»
