
٪۵۰
منزوی
۱۲۰۷
«پس اگه میخوای یه آتئیست دوآتیشه بار بیاری، اونها رو سفت و سخت بگیر به باد تعلیمات مذهبی. این همیشه جواب داده.»
ساره🌿
۷۷۲
وقتی چیزی میخونید، فقط به این فکر نکنید که نویسنده چی میگه، بلکه زمانی رو صرف کنید و ببینید خودتون چی فکر میکنید.
Sara Lalehzari
۵۰۲
نمیخواهم لحظهٔ مرگ دریابم زندگی نکردهام
A~
۴۲۱
تو شعر میخونی چون عضوی از نژاد بشر هستی چون نژاد بشر، سرشار از شور و عشق و احساسه! پزشکی، قانون، بانکداری، این چیزها برای حفظ و ادامهٔ بقای زندگی لازمان. اما شعر، ادبیات، عشق و زیبایی چی؟ اینها چیزهاییان که ما به خاطرش زندهایم و نفس میکشیم!
کاربر ۵۶۳۰۹۳۷
۳۷۳
وقتی چیزی میخونید، فقط به این فکر نکنید که نویسنده چی میگه، بلکه زمانی رو صرف کنید و ببینید خودتون چی فکر میکنید.
Kak Farhad
۳۳۵
«زنها کلیسای جامعاند، پسرها! در اولین فرصتی که یافتید، یکی از اونها رو برای عبادت انتخاب کنید.»
philodendron
۲۷۱
همیشه یهجورایی از پسش برمیآیم.»
ف مجتهدی
۲۲۸
خود را بهتمامی بر رؤیاهایت بیفکن
وگرنه حرف بیعمل
تو را سرنگون خواهد کرد
...
۲۱۵
فقط به این فکر نکنید که نویسنده چی میگه، بلکه زمانی رو صرف کنید و ببینید خودتون چی فکر میکنید.
امیر محسن مرادی
۱۷۳
«و همچنان ما خوابزدهگانیم.»
Mobina
۱۴۲
«افتخار یعنی عزت نفس و انجام وظیفه!»
prvneh_a82
۱۳۷
تو شعر میخونی چون عضوی از نژاد بشر هستی چون نژاد بشر، سرشار از شور و عشق و احساسه! پزشکی، قانون، بانکداری، این چیزها برای حفظ و ادامهٔ بقای زندگی لازمان. اما شعر، ادبیات، عشق و زیبایی چی؟ اینها چیزهاییان که ما به خاطرش زندهایم و نفس میکشیم!
🌸فطرس🌸
۱۱۶
«احتمالاً دانشگاه ذوق شاعرانهتون رو کور خواهد کرد. تجربهٔ کسالتآور ساعتها تجزیهوتحلیل و نقد این بلا رو سر شما خواهد آورد. البته دانشگاه گونههای دیگهای از ادبیات رو هم براتون فاش خواهد کرد. بسیاری از آثار برتر و سحرانگیز ادبی رو با شما آشنا خواهد کرد که باید با دلوجان اون رو جذب کنید. بعضی از اونها هم به معنی واقعی کلمه چرند و مزخرفان و مثل بلا و طاعون باید ازشون دوری کنید.»
مینا
۱۰۸
دوستان من بیایید
برای جستوجوی جهانی تازه، دیر نیست
برای تحقق اهدافمان
تا فراسوی غروب
همراه باد رهسپار شویم
گرچه کنون مثل گذشتهها
پاهایمان را یارای رفتن نیست
اما زمین و آسمان را میپیماییم
چرا که ما همین هستیم، همین.
اِیْ اِچْ|
۹۰
این کلاسها به همون اندازهٔ کلاسهای درسی مهمان و باید جدی گرفته بشن، درست نمیگم آقایون؟»
ن. عادل
۷۸
غرق در خیال فرداییم
وقتی فردایی در کار نیست
رادیو سکوت :)
۷۳
به همهٔ معلمانی
که کلمه را
در کالبد زبان
جاری ساختند
و با کلامشان
نوع دیگر زیستن را آموختند،
نوع دیگر نگریستن را...
محمد جواد
۶۹
وقتی چیزی میخونید، فقط به این فکر نکنید که نویسنده چی میگه، بلکه زمانی رو صرف کنید و ببینید خودتون چی فکر میکنید.
Kak Farhad
۶۴
«رهسپار جنگل شدم به این امید که اندیشمندانه زندگی کنم. میخواستم زندگیم ژرف و معنادار باشد و تمام عصارهٔ حیات را فرو برم! تا ریشهکن کنم هرآنچه را که زندگیبخش نیست و نمیخواهم لحظهٔ مرگ دریابم زندگی نکردهام.»
Mobina
۵۹
«حس میکنم هرگز پیش از این زنده نبودم. سالهاست که خطر نکردم و برای چیزی دل به دریا نزدم. اصلاً نمیدونم چی هستم یا چی میخوام بشم.
🌸فطرس🌸
۵۹
حتی اگه اون ماشه رو هم نکشیده باشه، باز هم خودش اون رو کشت...
Nika
۵۳
اندیشه و کلمات چنان قدرتی دارند که میتونن جهان را دگرگون کنند.
philodendron
۴۸
اگه میخوای یه آتئیست دوآتیشه بار بیاری، اونها رو سفت و سخت بگیر به باد تعلیمات مذهبی. این همیشه جواب داده.»
vafa
۴۵
جهانباختگانیم ما، جهانآوارههاییم
که در سایهٔ ماه رنگباخته،
گویی همچنان تا ابد،
برانگیزاننده و لرزانندهٔ روزگارانیم.
samira
۴۳
شعری از ویتمن براتون نقل میکنم:
«آه ای خدا! ای هستی!
داد از این پرسشهای تکراری،
داد از زنجیرهٔ بیپایان بیایمانی،
داد از سرزمینهای آکنده از حماقت و نادانی،...
در این میان بگو، چیست مایهٔ امید و دلخوشی،
ای خدا، ای هستی؟
ندا آمد؛
به این خاطر
که تو اینجایی ـ
که زندگی هست و یگانگی ـ
که این نمایش در جریان است با قدرت و برتری،
شاید که تو
شعر خویش را بنگاری...»
🌸فطرس🌸
۴۰
رفقا، در وجود همهٔ ما نیاز بزرگی هست که دوست داره پذیرفته و تأیید شه. اما باید به چیزی که در شما متفاوت و منحصربهفرد هست، اعتماد کنید حتی اگر عجیب و غریبه یا بقیه اون رو نمیپسندن. به قول فراست: «یک دوراهی در جنگل سر برآورده بود و من جادهای را در پی گرفتم که رد کمتری در آن نمایان بود و این همانی بود که راه را متفاوت میساخت.»
Parham Sadr
۳۸
نمیخواهم لحظهٔ مرگ دریابم هرگز زندگی نکردهام.
سایه
۳۶
بدبین نیستم، پسرم. واقعگرا هستم!
Gisoo
۳۶
کمرون که حسابی گیج شده بود، گفت: «فکر میکنید این چیزهایی که گفت سر امتحان بیاد؟»
آساره
۳۵
چرا که چانهشان از بغض میلرزید و اشک داشت از روی گونهشان سُر میخورد.