
٪۱۰
matbuat
۳۴
ترجیح میدهید نصیبتان عشقِ بیشتر و رنجِ بیشتر باشد یا عشق کمتر و رنج کمتر؟ به نظرم، درنهایت، تنها سؤال واقعی همین است.
_SOMEONE_
۱۶
کیست که تعیینِ شدتِ عشقش دستِ خودش باشد؟ اگر دستِ خودش باشد، احساسش دیگر عشق نیست.
Shirin Rassam
۱۲
حوادث بیشماری هست که آنها را به داستانهای بیشمار تبدیل میکنیم. اما فقط یکی از آنها مهم است، درنهایت فقط یک داستان هست که ارزش روایت دارد.
Mo0onet
۹
درک این که عشق، حتی پرسوزوگدازترین و صادقانهترین عشق، حتی با شروع درست، ممکن است دلمه ببندد و به ترکیبی از خشم و ترحم بدل شود.
Mo0onet
۸
خوشبختترین مردم روی زمین دانمارکیها هستند. نه بهدلیل دل خجستهشان، بلکه به واسطهٔ محدودیت دامنهٔ امیدهای بیانشدهشان. آنها بهجای آن که دنبال رسیدن به ستارهها و ماهها باشند، به فکر رسیدن به تیر چراغبرق بعدی بودند، و با رسیدن به آن واقعآ دلشان شاد میشد و ازاینرو، خوشبختتر بودند.
rzvmn
۸
آشکارا کسِل بودم و بیحوصلگیام را هم از اهل خانه پنهان نمیکردم.
Mo0onet
۶
ارتباط خوب بهتر از ارتباط بد است. ارتباط بد بهتر از ارتباط نداشتن است، البته در بعضی موارد ارتباط نداشتن از ارتباط بد بهتر است. ارتباط با خود بهتر از ارتباط نداشتن است، جز مواردی که ارتباط نداشتن از ارتباط با خود بهتر باشد. ارتباط مغمومانه همیشه بهمراتب بدتر از ارتباط خوب، ارتباط بد، ارتباط با خود و ارتباط نداشتن است. ارتباط مغمومانه غمگنانهترین نوع ارتباط است.
siavash fouladi
۶
همهٔ ما فقط دنبال یه جای امنایم. و اگه پیداش نکنیم باید یاد بگیریم چطور زمان رو بگذرونیم.»
کتاب ناب
۵
شگفتا که وقتی جوانید، هیچ دِینی به آینده ندارید. اما پیر که میشوید، به گذشته مدیون میشوید. به چیزی مدیون میشوید که دیگر بههیچوجه توان تغییردادنش را ندارید.
پویا پانا
۵
گاهی یه زن و شوهرو میبینی که کنار هم تا حدّ مرگ دلزده و بیحوصله شدن و نمیتونی تصور کنی که با هم نقطهٔ اشتراکی هم داشته باشن، یا نمیفهمی که چرا بازم دارن با هم زندگی میکنن. اما مسئله فقط عادت یا آسودگی خاطر یا عرف و رسم و رسوم یا چیزی تو این مایهها نیست. دلیلش اینه که یه زمانی با هم یه داستان عاشقانه داشتن.
Mo0onet
۴
حافظه همهچیز را برحسب خواستههای کسی که گذشته را بهیاد میآورد مرتب و غربال میکند
rzvmn
۴
یادم نیست برای چند روز زندگی بیدروغ چه دروغهایی به هم بافتیم.
reyhan loki
۴
ما نسل خسته و ازرمقافتادهای هستیم. بهترینامون رفتن. ما موندیم و کممایهترها. تو دورههای جنگ اوضاع همیشه همینطوریه. واسه همینه که الآن همهچیز به عهدهٔ نسل شماهاست.»
Mo0onet
۳
زندگی یک بُرش مقطعیست، حافظه شکافیست از روی رگه، و حافظه این خط برش را تا به انتها درمینوردد.
MhmD
۳
ترجیح میدهید نصیبتان عشقِ بیشتر و رنجِ بیشتر باشد یا عشق کمتر و رنج کمتر؟ به نظرم، درنهایت، تنها سؤال واقعی همین است.
hou.hou
۳
و عشقِ اول همیشه در قالب نفسگیر روایتِ اولِ شخص اتفاق میافتد. غیر از این چطور ممکن است؟ و درعینحال، در قالبِ نفسگیرِ زمانِ حال. طول میکشد تا بفهمیم که روایتهایی از دیدگاه اشخاص دیگر هم وجود دارد، و همینطور با زمانهای دیگر.
solshima
۳
شگفتا که وقتی جوانید، هیچ دِینی به آینده ندارید. اما پیر که میشوید، به گذشته مدیون میشوید. به چیزی مدیون میشوید که دیگر بههیچوجه توان تغییردادنش را ندارید.
کتاب ناب
۳
همهٔ ما فقط دنبال یه جای امنایم. و اگه پیداش نکنیم باید یاد بگیریم چطور زمان رو بگذرونیم.»
کتاب ناب
۳
حقیقت مهربون نیست. وقتی زندگی بهت فشار بیاره، خودت خیلی زود اینو میفهمی.»
پویا پانا
۳
او مبتلا به بیماریای اخلاقیست، و به همین دلیل است که بیمارستانها و دکترها نمیتوانند دردش را علاج کنند. آنها نمیتوانند شخصیت معیوب و ناقص کسی را که متعلق به نسلی خسته و ازرمقافتاده است درست کنند.
siavash fouladi
۲
عشق یهجور خصلت کشسانی داره. نشتی نداره. مدام به محتویات ظرفش اضافه میشه. چیزی ازت کم نمیکنه.
niloufar.dh
۲
بیشترِ ما فقط یک داستان تعریفی داریم. منظورم این نیست که در زندگی فقط یک اتفاق برایمان پیش میآید. حوادث بیشماری هست که آنها را به داستانهای بیشمار تبدیل میکنیم. اما فقط یکی از آنها مهم است، درنهایت فقط یک داستان هست که ارزش روایت دارد. داستان من این است.
rzvmn
۲
«چیزی که باید درک کنی، پُل، اینه که ما نسل خسته و بیرمقی هستیم.»
rzvmn
۲
در مدرسه و دانشگاه درس خواندهام، اما در عالم واقعیت، چیزی بارم نیست.
پویا پانا
۲
بعضی از ما تو زندگی به جایی میرسیم که متوجه میشیم هیچی اهمیت نداره. هیچ چیزی نیست که قدر تُفِ سگ بیرزه.
پویا پانا
۲
بهدلیل جهل و تفرعنم تصور میکردم که خشونت در خانواده مختص طبقات پایین جامعه است؛ طبقاتی که در آن همهچیز بهشکلی متفاوت انجام میشد، طبقاتی که، برحسب دانستههای من که بهجای زندگی در کوچه پسکوچهها، حاصل کتاب خواندن بود، گمان میکردم زنانشان کتک خوردن از شوهرانشان را به خیانت کردن آنها ترجیح میدهند. اگر کتکت بزند، یعنی دوستت دارد، و از اینجور خزعبلات. تصور این که شوهرانی با مدرک کمبریج با همسرانشان خشونت کنند برای من هضمشدنی نبود.
MhmD
۲
غمِ زندگی. این هم چیستان دیگری بود که او هرازگاه به آن فکر میکرد. کدامیک تعریف درست یا درستتر بود: «زندگی زیبا، اما غمانگیز است»، یا «زندگی غمانگیز، اما زیباست»؟ مسلمآ یکی از این دو درست بود، اما او هیچوقت نتوانست در مورد یکی از آنها به نتیجهٔ قطعی برسد.
صبا
۲
ارتباط خوب بهتر از ارتباط بد است. ارتباط بد بهتر از ارتباط نداشتن است، البته در بعضی موارد ارتباط نداشتن از ارتباط بد بهتر است. ارتباط با خود بهتر از ارتباط نداشتن است، جز مواردی که ارتباط نداشتن از ارتباط با خود بهتر باشد. ارتباط مغمومانه همیشه بهمراتب بدتر از ارتباط خوب، ارتباط بد، ارتباط با خود و ارتباط نداشتن است. ارتباط مغمومانه غمگنانهترین نوع ارتباط است.
سروش لطیفی
۲
«همهٔ ما دنبال یه جای امن میگردیم. و اگه چنین جایی رو پیدا نکنی، اونوقت باید یاد بگیری چیکار کنی تا زمان راحتتر بگذره.»
hou.hou
۱
یاد تبلیغی بهداشتی افتاد، مربوط به همان دورهای که دولت با اکراه تمام به وجود ایدز اقرار کرده بود. آن تبلیغ دو نسخه داشت که انگار پُل آنها را بهیاد میآورد: در متن تبلیغ آمده بود که هربار که با آدمی جدید همبستر میشوید، با همهٔ کسانی که او قبلا با آنها همبستر شده همبستر میشوید. دولت در مورد بیماریای که با ارتباط جنسی منتقل میشود حرف زده بود. اما این در مورد کلمات هم صادق بود، خود آنها هم ممکن بود با ارتباط جنسی منتقل شوند.
