جملات زیبای کتاب سمرقند | طاقچه
تصویر جلد کتاب سمرقند
off
٪۴۰

کتاب سمرقند

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۳۵ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
M a r i a m
۱۴
ايران بيمار است. چندين پزشک به بالين او آمده‌اند، بعضی تجددخواه و بعضی سنت‌گرا. و هر کدام دارويی تجويز می‌کنند. آينده متعلق به کسی است که بيمار را معالجه کند. اگر اين انقلاب پيروز شود ملايان بايد دموکرات بشوند و اگر شکست بخورد دموکرات‌ها بايد تبديل به ملا بشوند.
ezzio
۱۰
خيام برای نشان دادن مجهول در اين رساله‌ی جبر واژه‌ی عربی «شيئی» را به‌کار می‌برد که بعدها در کتب علمی اسپانيا به صورت «xay» در می‌آيد و رفته رفته حرف اول آن «x» سمبل جهانی مجهول می‌شود.
MTA
۱۰
در خواب بدم مرا خردمندی گفت کز خواب کسی را گُل شادی نشکفت کاری چه کنی که با اجل باشد جفت برخيز که زير خاک می‌بايد خفت
ezzio
۹
چگونه می‌توان خود را در برابر کسی که مصمم به شهادت است حفظ کرد؟ هرگونه حفاظتی بر اساس انصراف مهاجمين قرار دارد. چنانکه می‌دانيم شخصيت‌های بلندپايه در پيرامون خود نگهبانانی با قيافه‌های وحشتناک می‌گمارند که هر مهاجم احتمالی را به فکر مرگ حتمی می‌اندازند و منصرف می‌سازند. اما اگر مهاجم از مرگ نترسد تکليف چيست؟ اگر اعتقاد داشته باشد که به‌محض شهادت مستقيما به بهشت می‌رود چه بايد کرد؟ اگر دائما کلمات داعی کبير در گوشش طنين بيفکند که «شما برای اين دنيا ساخته نشده‌ايد، بلکه به جهان ديگر تعلق داريد» يا اينکه: «اگر يک ماهی را تهديد کنند که او را به دريا خواهند افکند آيا دچار ترس می‌شود؟»، در اين صورت هيچ کاری برای متوقف ساختن او نمی‌توان کرد.
MTA
۸
يک دست به مصحفيم و يکدست به جام گه نزد حلاليم و گهی نزد حرام ماييم در اين گنبد فيروزه فام نه کافر مطلق نه مسلمان تمام
*Eli*
۸
آيا تو همان بی‌دينی نيستی که بعضی‌ها می‌گويند؟ پاسخ خيام بيشتر شبيه فرياد شخصی است که در تنگنا قرار گرفته باشد: ــ من از تعصب گريزانم، اما هرگز در وحدانيّت آفريدگار شک نکرده‌ام.
toka
۶
پشت کردن به شاه قبل از خروج از تالار ممنوع است. رسمی عجيب که معلوم نيست به‌دست پادشاهی که نگران آبرويش بوده متداول شده يا ديدارکننده‌ای که از جانش می‌ترسيده است.
M a r i a m
۵
وقتی کسی سه بار از جانب خدا، سلطان و اسماعيليان محکوم به مرگ شده باشد انجير در دهانش چه مزه‌ای دارد؟
ezzio
۴
من از آن کسانی نيستم که دين و ايمان صرفا در نظرشان مترادف با ترس از روز قيامت است و نماز برايشان چيزی جز خم و راست شدن نيست. عبادت من وقتی است که به يک گل سرخ می‌نگرم، ستارگان را می‌شمارم، از زيبايی آفرينش شگفت‌زده می‌شوم، از مشاهده‌ی انسان که کامل‌ترين و زيباترين مخلوق آفريدگار است، از مغز او که تشنه‌ی آموختن است، از قلب او که تشنه‌ی عشق است، از احساسات او که بيدار و سرشار است لذت می‌برم.
ezzio
۴
اخترشناسان از ديرباز اين مطلب را اعلام داشته و دروغ نگفته‌اند: چهار شهر در زير علامت شورش بنا شده‌اند: سمرقند، مکه، دمشق و پالرم. اين چهار شهر هرگز مطيع فرمانروايان خود نبوده‌اند مگر با زور. هرگز به راه راست نرفته‌اند مگر با نوک شمشير. با زور شمشير بود که پيامبر اسلام (ص) روی اهالی مکه را کم کرد. من نيز با شمشير روی اهالی سمرقند را کم خواهم کرد.
صاد
۴
از سينه‌های هزاران تن افراد متعصب يک صدا برمی‌خاست: «بکشيد، بکشيد». هر کس که الفاظ آزادی، دموکراسی و عدالت را بر زبان آورده بود، می‌بايست خودش را پنهان کند. آينده، رؤيايی دست‌نيافتنی به‌نظر می‌رسيد.
|قافیه باران|
۴
در آغاز هر ماجرای عشقی، معمولاً طرفين از طرح سؤالات پيچيده پرهيز می‌کنند از ترس اينکه مبادا بنای سست‌بنيادی که با هزاران احتياط ساخته‌اند فرو بريزد.
toka
۳
زيباترين ستايشی که از يک قاضی می‌توان کرد، تجليل از خصال او نيست بلکه رفتار درست کسانی است که تحت مسئوليت او قرار دارند.
MTA
۳
می‌گويند يکبار گفته‌ای: «من گاهی به مسجد می‌روم چون سايه‌ی آن برای خوابيدن مناسب است.» ــ فقط شخصی که با آفريدگارش در صلح و صفا بسر ببرد می‌تواند در يک مکان مقدس به خواب برود.
صاد
۳
ــ مگر سلطانه‌ها چگونه می‌ميرند؟ با زهر يا خفگی يا در حين زايمان؟ در شکوه و تجمل نمی‌توان از بدبختی‌های بشر گريخت.
Abdolbaghi
۳
نقل کرده‌اند: «ديروز هنگامی که بر فراز تپه‌ای ايستاده و زمين زير پای عظمت و انبوه سپاه من می‌لرزيد به خود گفتم پادشاه جهان منم و احدی بر من چيره نخواهد شد. اين بود که قادر متعال مرا به دست يکی از ضعيف‌ترين بندگان خود به خاک هلاک افکند. اينک با استغفار از اين فکر آمرزش می‌طلبم.» فردای اين حادثه بود که عمر خيام در کتابش نوشت: هر چند يکی برآيد که منم با نعمت و با سيم و زرآيد که منم چون کارک او نظام گيرد روزی ناگه اجل از کمين درآيد که منم!
Shirin
۳
گمان می‌کنی که اشخاص را تنها از نامشان بايد شناخت؟ نگاه، حرکات، طرز رفتار، لحن صدا، برای شناسايی يک فرد کافی است
M a r i a m
۲
خيام برای نشان دادن مجهول در اين رساله‌ی جبر واژه‌ی عربی «شيئی» را به‌کار می‌برد که بعدها در کتب علمی اسپانيا به صورت «xay» در می‌آيد و رفته رفته حرف اول آن «x» سمبل جهانی مجهول می‌شود.
Amene
۲
ــ من که حتی به يک قطره شراب لب نخواهم زد، چون مايلم جايم در بهشت باشد. اما تو مثل اينکه نمی‌خواهی به من بپيوندی؟ ــ تا ابد در جوار اشخاص اندرزگو مانند تو بودن؟ نه متشکرم. خداوند وعده‌ی چيزهای ديگری داده است.
صاد
۲
خيام اظهارنظر می‌کند: ــ سلجوقيان چنين‌اند: غارتگرانی بی‌تمدن اما پادشاهانی دانشمند که قادر به ارتکاب اعمال بی‌نهايت پست و رذيلانه ولی در عين حال کارهای بزرگ‌منشانه می‌باشند.
صاد
۲
نوشته بود: «ايران بيمار است. چندين پزشک به بالين او آمده‌اند، بعضی تجددخواه و بعضی سنت‌گرا. و هر کدام دارويی تجويز می‌کنند. آينده متعلق به کسی است که بيمار را معالجه کند. اگر اين انقلاب پيروز شود ملايان بايد دموکرات بشوند و اگر شکست بخورد دموکرات‌ها بايد تبديل به ملا بشوند.»
MTA
۲
امروز که نوبت جوانی من است می‌نوشم از آنکه کامرانی من است عيبم مکنيد، گرچه تلخ است خوش است تلخ است چرا که زندگانی من است.
Aytak
۲
«وقتی درد تو را از پا درمی‌آورد، وقتی به جايی می‌رسی که آرزو می‌کنی شب جاودانی بر جهان مسلط شود، به سبزه‌ای بينديش که پس از باران می‌درخشد، به لبخندی بينديش که کودکی پس از بيدار شدن می‌زند».
Aytak
۲
ايران مرا به ياد يک کشتی بادبانی بداقبال می‌اندازد که ملوانان آن دائما از نبود باد موافق شکايت می‌کنند و ناگهان آسمان، گويی برای تنبيه آنان طوفان می‌فرستد.
sunlight
۲
تبريز سلطه‌ی شاه را رد کرد، در برابر قدرت‌های خارجی سربرافراشت و در همه جا همبستگی و ستايش آزادمردان را برانگيخت. اهالی تبريز در مرز پيروزی قرار داشتند، اما نگذاشتند طعم آن را بچشند. چون از سرمشق آنان واهمه دارند.
ezzio
۱
پشت کردن به شاه قبل از خروج از تالار ممنوع است. رسمی عجيب که معلوم نيست به‌دست پادشاهی که نگران آبرويش بوده متداول شده يا ديدارکننده‌ای که از جانش می‌ترسيده است.
reza
۱
غرور و تفرعن خان به آنان قوت قلب می‌بخشيد ولو اينکه خودشان قربانی آن باشند. اما اکنون آرامش او ناراحتشان می‌سازد،
reza
۱
او به دومين نسل تعلق داشت که هنوز شور و بلندپروازی بنيادگذار سلسله را دارند. اما نصرخان پنجمين نسل دودمانش بود و بيشتر نگران حفظ دست‌آوردهايش بود تا توسعه‌ی دامنه‌ی آن.
MTA
۱
با اين دو سه نادان که چنين می‌دانند از جهل که دانای جهان ايشانند خر باش که اين جماعت از فرط خری هرگونه خر است کافرش می‌خوانند.
صاد
۱
بين حسن و تو وجوه مشترک زياد است. هر دوی شما در هدفی که دنبال می‌کنيد، خواه بنای يک امپراتوری باشد خواه آماده کردن زمينه‌ی حکومت امام غايب، در وصول آن از کشتن افراد ابا نداريد، اما به عقيده‌ی من هر هدفی که با آدم‌کشی توأم باشد، ديگر اغواکننده نيست.