جملات زیبای کتاب روی ماه خداوند را ببوس | طاقچه
تصویر جلد کتاب روی ماه خداوند را ببوس
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب روی ماه خداوند را ببوس

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۸۷۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
مصطفی مستور
انتشارات: 
نشر مرکز

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ــسیّدحجّتـــ
۴۴۱
مکالمات خداوند و موسی: ای پسر عمران! هر گاه بنده‌ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می‌سپرم که گویی بنده‌ای جز او ندارم اما شگفتا که بنده‌ام همه را چنان می‌خواند که گویی همه خدای اویند جز من.
art
۴۲۱
من گاهی از شدتِ وضوحِ خداوند در کودکان، پُر از هراس می‌شوم و دل‌ام شروع می‌کند به تپیدن.
mah
۲۶۰
هر اندازه که به خداوند باور داشته باشی خداوند همون اندازه برای تو وجود داره. هر چه بیش‌تر به او ایمان بیاری، وجود و حضور او برای تو بیش‌تر می‌شه.»
Rey
۲۲۲
ای پسر عمران! هر گاه بنده‌ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می‌سپرم که گویی بنده‌ای جز او ندارم اما شگفتا که بنده‌ام همه را چنان می‌خواند که گویی همه خدای اویند جز من.
ــسیّدحجّتـــ
۱۶۹
خداوند به موسی گفت از دو موقعیت خنده‌م می‌گیره: وقتی من بخوام کاری انجام بشه و تلاش بیهودهٔ دیگران رو می‌بینم تا جلو انجام اون کار رو بگیرند و وقتی من نخوام کاری انجام بشه و جماعتی رو می‌بینم که برای انجام اون کار به آب و آتش می‌زنند.
جوان خراسانی | javan khorasani
۱۶۷
ای پسر عمران! هر گاه بنده‌ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می‌سپرم که گویی بنده‌ای جز او ندارم اما شگفتا که بنده‌ام همه را چنان می‌خواند که گویی همه خدای اویند جز من.
ــسیّدحجّتـــ
۱۵۲
شک کردن مرحله خوبی در زندگیه اما ایستگاه خیلی بدیه.
khazar
۱۴۳
یکی از مکالمات خداوند و موسی: ای پسر عمران! هر گاه بنده‌ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می‌سپرم که گویی بنده‌ای جز او ندارم اما شگفتا که بنده‌ام همه را چنان می‌خواند که گویی همه خدای اویند جز من.
Mithrandir
۱۲۵
هر گاه بنده‌ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می‌سپرم که گویی بنده‌ای جز او ندارم اما شگفتا که بنده‌ام همه را چنان می‌خواند که گویی همه خدای اویند جز من.
مـَه‌سـا
۱۲۰
ای پسر عمران! هر گاه بنده‌ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می‌سپرم که گویی بنده‌ای جز او ندارم اما شگفتا که بنده‌ام همه را چنان می‌خواند که گویی همه خدای اویند جز من.
کتابخوان
۹۵
خداوند برای هر کس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره
ــسیّدحجّتـــ
۸۳
عزیز می‌گه زن‌ها هر قدر هم که کوچیک باشن اما مادرند، پناه مردها هستند. حتی دختر کوچولوها پناه باباهاشون هستند.
فاطمه ظهراب زاده
۷۵
مکالمات خداوند و موسی: ای پسر عمران! هر گاه بنده‌ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می‌سپرم که گویی بنده‌ای جز او ندارم اما شگفتا که بنده‌ام همه را چنان می‌خواند که گویی همه خدای اویند جز من.
سودا
۷۴
دو سال پیش مادرش سرطان گرفت و وضع روحی‌ش باز هم بدتر شد
Anel
۷۴
خداوند برای هر کس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره.
جواد
۶۷
شک کردن مرحله خوبی در زندگیه اما ایستگاه خیلی بدیه.»
کامکار
۶۵
خداوندِ علی (ع) بی‌شک بزرگ‌ترین خداوندیه که می‌تونه وجود داشته باشه. ما اگه بتونیم تنها به گوشه‌ای از دامن علی (ع) چنگ بزنیم رستگار شده‌ایم اما برای کسی که ایمان نداره متأسفانه خداوندی هم وجود نداره.
چڪاوڪ
۵۴
روی ماه خداوند را ببوس
مـَه‌سـا
۴۷
اگر امروز چیزی از خودم باقی نگذارم چه کسی در آینده از وجود من در گذشته باخبر خواهد شد؟ اگر جای پای مرا دیگران نبینند، من دیگر نیستم.
جواد
۴۷
شک کردن مرحله خوبی در زندگیه اما ایستگاه خیلی بدیه.»
جواد
۴۵
شک کردن مرحله خوبی در زندگیه اما ایستگاه خیلی بدیه
جواد
۴۴
شک کردن مرحله خوبی در زندگیه اما ایستگاه خیلی بدیه.»
سودا
۴۲
من خواب دیده‌ام که کسی می‌آید / من خواب یک ستارهٔ قرمز دیده‌ام
susan
۴۱
یکی از مکالمات خداوند و موسی: ای پسر عمران! هر گاه بنده‌ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می‌سپرم که گویی بنده‌ای جز او ندارم اما شگفتا که بنده‌ام همه را چنان می‌خواند که گویی همه خدای اویند جز من.
فاطمه ناظریان
۳۶
نمی‌خواهم عضو خنثای تاریخ بشریت باشم.
معصومه
۳۵
ای پسر عمران! هر گاه بنده‌ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می‌سپرم که گویی بنده‌ای جز او ندارم اما شگفتا که بنده‌ام همه را چنان می‌خواند که گویی همه خدای اویند جز من.
Mithrandir
۳۴
آدم وقتی می‌میره چه چیزی از دست می‌ده که آدم‌های زنده هنوز اون رو از دست نداده‌اند؟
Zeinab
۳۴
«از طرف من روی ماهِ خداوند رو ببوس!»
امین
۲۹
می‌گوید: «گرچه هستی خداوند ربطی به ایمان ما نداره اما احساس این هستی کاملا به میزان ایمان ما مربوطه.»
فاطمه افضلی
۲۸
وقتی خداوند در معصومیتِ کودکانْ مثل برفِ زمستانی می‌درخشد تو کجایی یونس؟ واقعآ تو کجایی؟ شاید خداوند در هیچ جای دیگرِ هستی مثلِ معصومیتِ کودکی، خودش را این گونه آشکار نکرده باشد. من گاهی از شدتِ وضوحِ خداوند در کودکان، پُر از هراس می‌شوم و دل‌ام شروع می‌کند به تپیدن. دل‌ام آن قدر بلندبلند می‌تپد که بُهت‌زده می‌دَوَم تا از لای انگشتان کودکان خداوند را برگیرم. کجایی یونس؟ صدای مرا می‌شنوی؟