ناله عمیقی از سینه آبراهام بلند شد. " صبر کن. اونها با دستهای خونین ساخته شدند، برای همینه که ما نباید هیچوقت در پیشگاه خداوند ازشون استفاده کنیم. سفرت چقدر طول میکشه؟"
" سه هفته"
" سه هفته موقعیت خوبیه برای دعا و مناجات. نیایش کن."
" من به یه خواب سرد فرو میرم."
" خواب سرد! چرا؟"
" ممکنه نتونم به نیایش و دعا برسم."
پیرمرد شونههای مرد جوون رو گرفت و به طرف خودش کشید، حالا دو تا مرد روبروی هم ایستاده بودند: " خداوند به قلبت نگاه میکنه پسرم. تو دعا میخونی که قویتر باشی. که بهت کمک کنه کارهای احمقانه نکنی."
" فرانسیس قدیس گفته که وقتی ما با خدا راز و نیاز میکنیم انگار که در جستجو و به دنبال هیچیم."