
کتاب سیاست اقتصادی؛ شش گفتار دربارهی سوسیالیسم، کاپیتالسیم، اقتصاد و سیاست
انتشارات:
انتشارات دنیای اقتصاد تابان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Prhaaam
۳۴
مهمترین چیزی که نباید از نظر دور داشت این است که تورم مکافات الهی نیست؛ تورم بلای آسمانی یا مرضی نیست که مانند طاعون فرود آمده باشد. تورم نوعی سیاستگذاری است که کسانی با این گمان که شر آن کمتر از بیکاری است، دست به دامنش میشوند. اما واقعیت این است که تورم علاج بلندمدت نیست و مرض بیکاری را درمان نمیکند.
BookishFateme
۱۴
مهمترین چیزی که نباید از نظر دور داشت این است که تورم مکافات الهی نیست؛ تورم بلای آسمانی یا مرضی نیست که مانند طاعون فرود آمده باشد. تورم نوعی سیاستگذاری است که کسانی با این گمان که شر آن کمتر از بیکاری است، دست به دامنش میشوند. اما واقعیت این است که تورم علاج بلندمدت نیست و مرض بیکاری را درمان نمیکند.
تورم، سیاستگذاری است و سیاستگذاری تغییرپذیر است. بنابراین دلیلی ندارد که تسلیم تورم شویم. اگر کسی تورم را شر میداند، باید جلو چاپ پول را بگیرد. باید بودجه دولت متوازن شود. البته افکار عمومی هم باید از این نظر حمایت کند. باسوادها باید به مردم عادی کمک کنند که این موضوع را بفهمند. منتخبان مردم، اگر حمایت افکار عمومی را پشت سر داشته باشند میتوانند سیاست تورمی را کنار بگذارند.
Soheyla
۱۴
افزایش چاپ پول کاغذی توسط دولتها، موجب کاهش قدرت خرید هر واحد پول و در نتیجه، افزایش قیمتها میشود. تورم، همین است.
HaMiD
۱۰
در جامعه کاپیتالیستی اگر کسی به مرتبهای که میخواهد نرسد، مقصر خود اوست.
Soheyla
۹
سرمایهگذاری خارجی این قدرت را دارد که خودش بهتنهایی اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان را بهبود بخشد
BookishFateme
۸
به یاد داشته باشیم که همه ما در بلندمدت شاید مرده باشیم، و قطعا مردهایم، اما باید امور این جهانی خود را به بهترین وجه ممکن سامان دهیم که به درد همین کوتاهمدتی بخورد که زندگی میکنیم. یکی از کارهای ضروری برای رسیدن به این هدف، کنار زدن سیاست تورمی است.
HaMiD
۷
تفاوت وضع زندگی در ایالات متحده و هند را از این طریق میتوان فهمید؛ روشهای جدید مقابله با بیماریهای واگیردار در هند -دستکم تا حدودی- اِعمال شده و نتیجه آن هم افزایش بیسابقه جمعیت این کشور بوده است، اما از آنجا که همگام با این افزایش جمعیت، سرمایهگذاری افزایش نیافته، فقر بیشتر شده است. کشوری ثروتمندتر میشود که به ازای هر واحد از جمعیتش، سرمایهگذاری هم افزایش یابد.
Soheyla
۶
اگر یک انگلیسی یا هر کس دیگری در هر کشور دیگری از جهان، امروزه به دوستانش بگوید که با سرمایهداری مخالف است، پاسخ خوبی میتوان به او داد: "میدانی که جمعیت امروزی جهان، ۱۰ برابر دوران قبل از سرمایهداری است؛ میدانی که سطح زندگی همه انسانهای امروزی از سطح زندگی آباء و اجدادشان در روزگار پیش از سرمایهداری بالاتر است. با این اوصاف چرا فکرمیکنی تو میتوانستی یکی از آن ۱۰ نفری باشی که در غیاب سرمایهداری میتوانست زنده باشد؟ همینکه تو امروز هستی و زندگی میکنی دلیلی است بر موفقیت سرمایهداری، خواه خودت زندگیات را ارزشمند بدانی یا ندانی."
Prhaaam
۴
در آلمان نوعی نظام سوسیالیستی در کار بود که فرق آن با نظام سوسیالیستی روسیه فقط در این بود که اصطلاحات و عناوین نظام اقتصاد بازار را حفظ کرده بود.
mohammadreza bazmara
۳
ایدهها و فقط ایدهها میتوانند تاریکیها را به روشناییها تبدیل کنند. این ایدهها را باید به شکلی به مردم عرضه کنیم که آنان را متقاعد کند. باید آنان را مجاب کنیم که اینها ایدههای درست هستند نه ایدههای نادرست. روزگار باشکوه قرن نوزدهم، یعنی روزگاری که دستاوردهای بزرگ سرمایهداری حاصل شد، پیامد ایدههای اقتصاددانان کلاسیک، یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو و باستیا و دیگران بود.
چیزی که به آن نیاز داریم فقط نشاندن ایدههای بهتر بهجای ایدههای بد است
Javad
۳
در نظامی که بازار ندارد و همهچیز در اختیار دولت است، همه آزادیهای دیگر توهم است، حتی اگر چنین آزادیهایی بهصورت قانون در آیند و مکتوب شوند و در قوانین اساسی گنجانده شوند.
Soheyla
۲
کسانی از میان طردشدگان و بینوایان برخاستند و دیگران را بسیج کردند و کارگاههایی کوچک به پا کردند که چیزهایی تولید میکردند. این نوآوری بود. نوآوران، کالاهای گران که فقط به درد طبقات فرادست میخورد، تولید نمیکردند؛ بلکه کالاهایی ارزان میساختند که به درد همه بخورد. سرآغاز سرمایهداری به شکلی که امروزه میبینیم، همین بود: آغاز تولید انبوه، اصل بنیادی صنعت کاپیتالیستی.
Soheyla
۲
مداخلهگرایی چیست؟ مداخلهگرایی یعنی اینکه دولت از محدوده فعالیتهایش در زمینه تامین نظم، یا –آنگونه که مردم ۱۰۰ سال پیش میگفتند- از محدوده "تولید امنیت"، فراتر رود. مداخلهگرایی یعنی اینکه دولت بخواهد کاری بیش از این بکند. یعنی اینکه دولت بخواهد در پدیدههای بازار مداخله کند.
Soheyla
۲
اینکه از دولت و پلیس انتظار داریم از شهروندان، از جمله از اهالی کسبوکار و البته از کارکنان آنها، در برابر تهاجمهای داخلی و خارجی دفاع کنند، انتظاری طبیعی و لازم است که برعهده همه دولتهاست. چنین حمایتی، مداخله نیست، زیرا تنها عمل مشروع دولت دقیقا همین تولید امنیت است.
Soheyla
۲
مداخلهگرایی یعنی اینکه دولت علاوه بر ناتوانی در زمینه هموار کردن راه اقتصاد بازار، با کارهایی مانند قیمتگذاری و تعیین نرخ دستمزد و نرخ بهره و سود، در سازوکار بازار دستکاری کند.
Soheyla
۲
این وظیفه شهروندان است که از دولت حمایت کنند، نه اینکه دولت از شهروندان حمایت کند." این سخنی است که باید همه سیاستمداران به دیوار اتاقشان بکوبند و به هر کس که به تمنای پول سراغشان میآید نشان دهند.
Mozhan
۲
دیکتاتوری، همانسان که چاره مسائل مربوط به آزادی هم نیست، راه برونرفت از مشکلات اقتصادی هم نیست. دیکتاتور میتواند کارش را با وعدهها آغاز کند، اما توان وفای به عهد را نخواهد داشت. دیکتاتور، بهجای وفای به عهد، به طرفهالعینی آزادی بیان را سرکوب میکند تا روزنامهها و ناطقان پارلمان، روزها و هفتهها و سالیان بعد نگویند آنچه کرده خلاف وعدههایی است که روز اول داده است.
phoenix
۲
تولید انبوه، اصل بنیادی صنعت کاپیتالیستی.
phoenix
۲
کلمات معروف روسو، "انسان آزاد زاده میشود اما همهجا در بند است"، ممکن است کلمات زیبایی بهنظر برسد، اما انسان حقیقتا آزاد زاده نمیشود. انسان وقتی زاده میشود بسیار ضعیف و ناتوان است و بدون حمایت والدین و بدون حمایتی که جامعه از والدین میکند، نخواهد توانست زنده بماند.
phoenix
۲
باور به اینکه دولت، مقام پدری دارد و نگهبان همگان است، باورِ دوستداران سوسیالیسم است.
phoenix
۲
در کشور سوسیالیستی، این فروشنده نیست که از خریدار قدردانی میکند، بلکه خریدار است که باید شکرگزار باشد.
niloufar.dh
۲
معنای واقعی آزادی، آزادیِ خطا کردن است.
Z
۲
از سیاستگذاریهای اقتصادی هیچ معجزهای برنمیخیزد. بارها در روزنامهها خواندهاید و در سخنرانیها شنیدهاید که آلمان در دوران بازسازیهای اقتصادیِ پس از شکست در جنگ جهانی دوم، معجزه کرد. اما این کار اصلا معجزه نبود. کاری که آلمانیها کردند به کار بستنِ اصول اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد و اجرای روشهای سرمایهداری بود، گو اینکه کاملا هم همین کار را نکردند. همه کشورها میتوانند همین "معجزه" احیای اقتصادی را بیافرینند، گرچه باید بر این نکته تاکید کنم که احیای اقتصادی حاصل معجزه نیست بلکه حاصل و نتیجه به کار بستن سیاستهای اقتصادی روشن است.
Z
۲
کسانی هم که گمان میکنند شرکتهای بزرگ، قدرت زیادی دارند، خطا میکنند، زیرا همهچیز شرکتهای بزرگ، وابسته به حمایت و رضایت کسانی است که باید کالاهایش را بخرند. بزرگترین شرکتها هم اگر مشتریان خود را از دست بدهند، همه قدرت و نفوذشان را از دست خواهند داد.
سطر خالی
۲
انسان آزاد زاده میشود اما همهجا در بند است
شهابالدین آدینه عراقی
۲
آنگاه که مردم به این نتیجه برسند که دولت بنا ندارد سیاست تورمیاش را متوقف کند، درمییابند که قیمتهای فردا بیشتر از امروز است و شروع میکنند به خرید کردن با هر قیمتی. این خریدها، قیمتها را چنان بالا میبرد که موجب فروپاشی نظام پولی میشود.
Mahdi Mpour
۲
بهاصطلاح لیبرالهای امروزی باور بسیار پرطرفداری دارند مبنی بر اینکه بدون آزادی اقتصادی میتوان آزادی بیان و آزادی اندیشه و آزادی مطبوعات و آزادی مذهبی و آزادی زندانی نشدنِ بدون محاکمه، را حفظ کرد. چنین کسانی نمیفهمند که در نظامی که بازار ندارد و همهچیز در اختیار دولت است، همه آزادیهای دیگر توهم است، حتی اگر چنین آزادیهایی بهصورت قانون در آیند و مکتوب شوند و در قوانین اساسی گنجانده شوند.
عآمیم
۲
رژیمهای سوسیالیستی، ادعای دموکراسی دارند. روسها نام نظام خود را گذاشتهاند دموکراسی خلق و لابد منظورشان این است که دیکتاتور آنها نماینده مردم است. بهگمانم یکی از دیکتاتورها، یعنی خوان پرون، در اینجا، در آرژانتین، جواب خوبی گرفت که در سال ۱۹۵۵ از کشور رانده شد. بیایید امیدوار باشیم که همه دیکتاتورهای کشورهای دیگر هم به چنین سرنوشتی دچار شوند.
کاربر ۳۷۱۴۳۰۸
۲
معنای واقعی آزادی، آزادیِ خطا کردن است.
Soheyla
۱
مصرفکنندگان کالاهایی که در کارخانههای بزرگ تولید میشود عمدتا همان کسانی هستند که در این کارخانهها کار میکنند. تفاوت اساسی میان اصول تولید سرمایهداری و اصول تولید در دوران فئودالی همین است.