
کتاب نفر بعدی که در بهشت ملاقات می کنید
دنبالهی رمان در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
انتشارات:
انتشارات شمشاد٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کتابها مرا صدا میزنند...
۵۲
میدانستی که یک سگ اگر در حضور یک فرد خندهرو و یک فرد گریان باشد، میرود پیش آن کسی که دارد گریه میکند؟ سگها، وقتی آدمهای دور و برشان ناراحت باشند، غمگین میشوند. اینگونه آفریده شدهاند. به این حسشان دلسوزی میگویند.
کتابها مرا صدا میزنند...
۳۴
هر پایانی، یک آغاز هم هست.
کتابها مرا صدا میزنند...
۳۲
تو تنها زمانی به آرامش میرسی که با خودت در صلح باشی.
(:Ne´gar:)
۲۴
«اینکه پایان تنهایی زمانی است که کسی به تو نیاز داشته باشد؛ و دنیا پر از نیاز است.»
آیدا
۲۳
عشق، انتقام نیست. نمیتوان آن را مثل سنگ پرتاب کرد؛ و تو نمیتوانی آن را خلق کنی تا مشکلاتت را حل کند. اجبار در عشق، مثل این است که گلی را بچینی و بعد اصرار کنی که رشد کند.
Emma
۱۴
"امروز در این مکان دور هم جمع شدهایم تا..."
اگر میدانستید که قرار است بمیرید، آخرین ساعات عمرتان را چطور سپری میکردید؟
ساااری
۱۴
«تا به حال شده بخواهی یکی از لحظات زندگیات را پس بگیری؟ لحظهای که در آن نمیتوانی باور کنی که کاری داری انجام میدهی تا چه حد بیاهمیت است و چیزی که از دست خواهی داد، چقدر مهم و حیاتی؟»
آرشین
۱۱
کلیو پرسید: «تا به حال به این فکر کرده بودی که چند موجود زنده روی زمین وجود دارد؟»
«انسانها. حیوانات. پرندگان. ماهیها. درختان. باعث میشود تعجب کنی که چطور کسی میتواند احساس تنهایی کند. بااینحال انسانها احساس تنهایی میکنند. تأسفبرانگیز است.»
به آسمان نگاه کرد، حال بنفش پررنگ بود. «آنی ما از تنهایی میترسیم اما خود تنهایی وجود ندارد. هیچ شکلی ندارد. تنها یک سایه است که روی ما میافتد؛ اما وقتی حقیقت رادرک میکنیم، درست همانطور که سایهها با تغییر نور میمیرند، آن احساس غمگینهم از بین میرود.»
آنی پرسید: «حقیقت چیست؟»
پیرزن لبخند زد: «اینکه پایان تنهایی زمانی است که کسی به تو نیاز داشته باشد؛ و دنیا پر از نیاز است.»
юля
۹
حتماً اصطلاح "بهشت روی زمین" به گوشتان خورده است؛ این اصطلاح حاکی از یک اتفاق فوقالعاده است، مثل بدرقهٔ سرشار از شادی بعد از یک عروسی. اما "بهشت روی زمین" میتواند معنای دیگری هم داشته باشد؛ چیزی که حال، همگام با دست تکان دادن پیرمرد –ادی از روبی پیر- از میان جمعیت، داشت برای آنی رخ میداد.
در بعضی لحظات خاص، یعنی زمانی که مرگ نزدیک است
юля
۹
بهشت و زمین همپوشانی پیدا میکنند. در چنین مواقعی، ممکن است برای لحظهای ارواحی را ببینی که قبلاً از این دنیا رفتهاند.
میتوانی ببینی که منتظر رسیدنت هستند.
novelist
۶
داستان زندگی شما ثانیه به ثانیه نوشته شده؛ و همچون جابهجایی مداد و پاککن، بی ثبات و قابل تغییر است.
آرشین
۴
هیچ داستانی به تنهایی بال و پر نمیگیرد. زندگیهای ما همچون نخهای ماشین بافندگی جوری در هم تنیده شده که هیچگاه نخواهیم فهمید.
majid
۴
داستان زندگی شما ثانیه به ثانیه نوشته شده؛ و همچون جابهجایی مداد و پاککن، بی ثبات و قابل تغییر است
mahzad
۴
«تا به حال به این فکر کرده بودی که چند موجود زنده روی زمین وجود دارد؟»
«انسانها. حیوانات. پرندگان. ماهیها. درختان. باعث میشود تعجب کنی که چطور کسی میتواند احساس تنهایی کند. بااینحال انسانها احساس تنهایی میکنند. تأسفبرانگیز است.»
mahzad
۴
عشق زمانی پیش میآید که که کمتر از همیشه انتظارش را داریم. عشق زمانی پیش میآید که بیشتر از همیشه بدان نیاز داریم. عشق زمانی پیش میآید که پذیرای آن هستید یا دیگر نمیتوانید انکارش کنید. اینها عباراتی هستند که حقایق مختلفی از عشق را در خود گنجاندهاند.
юля
۴
ضربهٔ آرامی به سرش زد.
«یک زندگی جدید، بچه جان.»
ده ساعت باقی مانده بود.
هیچ داستانی به تنهایی بال و پر نمیگیرد. زندگیهای ما همچون نخهای ماشین بافندگی جوری در هم تنیده شده که هیچگاه نخواهیم فهمید.
پ. و.
۴
دو ساعت؟ چطور یک زندگی ظرف دو ساعت تا این حد تغییر میکند؟
فاطمه
۴
و من فهمیدم که اگر واقعاً کسی را دوست داشته باشی، راهی برای برگشت به او پیدا میکنی.»
نور
۴
کودکان در ابتدا به والدینشان نیاز دارند. با گذر زمان، آنها را پس میزنند. در نهایت، به آنها تبدیل میشوند.
Haniye
۴
کارهایی که در زندگی کردهایم، هیچوقت از ما جدا نمیشوند؛ و هر کجا برویم، مثل یک سایه دنبالمان میکنند.
کاربر Fatemeh azmoudeh
۴
کودکان در ابتدا به والدینشان نیاز دارند. با گذر زمان، آنها را پس میزنند. در نهایت، به آنها تبدیل میشوند
reyhan
۳
«میدانستی که یک سگ اگر در حضور یک فرد خندهرو و یک فرد گریان باشد، میرود پیش آن کسی که دارد گریه میکند؟ سگها، وقتی آدمهای دور و برشان ناراحت باشند، غمگین میشوند. اینگونه آفریده شدهاند. به این حسشان دلسوزی میگویند.
«انسانها هم این حس را دارند. اما بقیهٔ احساسات جلوی آن را سد میکند- غرور، خودخواهی، این تفکر که باید اول به دردهای خودمان رسیدگی کنیم. سگها چنین دغدغههایی ندارند.»
mahzad
۳
در زندگیتان، بعضی لمسها هویت دارند؛ بعضی لمسها چنان یادگاری بر جای میگذارند که دیگر با چشمان بسته هم میشناسیشان
Hosein Ald
۳
باخت، به اندازهٔ خود زندگی قدمت دارد. اما ما علیرغم تکاملمان، هنوز نتوانستهایم آن را بپذیریم.
بهناز
۳
«میدانستی که یک سگ اگر در حضور یک فرد خندهرو و یک فرد گریان باشد، میرود پیش آن کسی که دارد گریه میکند؟ سگها، وقتی آدمهای دور و برشان ناراحت باشند، غمگین میشوند. اینگونه آفریده شدهاند. به این حسشان دلسوزی میگویند.
ماهرخ
۳
تو تنها زمانی به آرامش میرسی که با خودت در صلح باشی. من این را به سختترین شکل یاد گرفتم.»
ماهرخ
۳
«بر روی زمین، ما ماهیت همهچیز را درک میکنیم. چراییشان زمان بیشتری میبرد.»
Hadis
۳
تو تنها زمانی به آرامش میرسی که با خودت در صلح باشی.
zahragh
۳
«چون ما زخمهایمان را بیشتر از التیامها، میپذیریم. همهٔ ما روزی که آسیب دیدهایم را دقیق به خاطر داریم، اما چه کسی روزی که زخمهایش دیگر کمرنگ شده بودند را به یاد دارد؟»
کاربر Fatemeh azmoudeh
۳
«تو هر روزی که زندگی میکنی چیزی را از دست میدهی، آنی. گاهی به اندازهٔ نفسی که بیرون میدهٔ کوچک است و گاهی آنقدر بزرگ است که فکر میکنی بعد از آن زنده نمیمانی.»
