جملات زیبای کتاب ‌‫ظرافت جوجه تیغی | طاقچه
تصویر جلد کتاب ‌‫ظرافت جوجه تیغی

کتاب ‌‫ظرافت جوجه تیغی

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۲۳۹ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
صبا بانو:)
۱۷۲
اگر کسی از فردا هراس دارد به خاطر این است که نمی‌داند چگونه حال را بسازد و وقتی کسی نمی‌داند چگونه حال را بسازد، به خود می‌گوید که فردا خواهد توانست آن را بسازد و این چرند است زیرا فردا همیشه بدل به امروز می‌شود، متوجه هستید؟
pejman
۹۲
شاید زنده بودن یعنی همین: دنبال کردن لحظه‌هایی که می‌میرند.
صبا بانو:)
۵۲
آدم‌ها در جهانی زندگی می‌کنند که در آن واژه‌ها حکومت می‌کنند و نه عمل‌ها و این‌که صلاحیت نهایی در تسلط بر زبان است.
صبا بانو:)
۳۹
آن‌کس که بذر آرزو می‌پاشد، سرکوبی درو می‌کند.
مه....
۳۳
به‌طور منظم اندیشه عمیق داشتن بسیار خوب است ولی کافی نیست.
صبا بانو:)
۳۳
«آن‌هایی که می‌دانند کاری بکنند آن کار را می‌کنند، آن‌هایی که نمی‌دانند آموزش می‌دهند، آن‌هایی که نمی‌دانند آموزش بدهند به آموزش‌دهندگان آموزش می‌دهند، آن‌هایی که نمی‌دانند به آموزش‌دهندگان آموزش بدهند سیاست را پیشه خود قرار می‌دهند.»
1073
۲۹
آدم‌ها در جهانی زندگی می‌کنند که در آن واژه‌ها حکومت می‌کنند و نه عمل‌ها و این‌که صلاحیت نهایی در تسلط بر زبان است.
پرویز
۲۵
زحمت بسیار لازم است تا کسی بتواند خودش را از آن‌چه هست ابله‌تر نشان دهد
پرویز
۲۵
جهان به کیفیتی که وجود دارد ارزش زنده ماندن را ندارد. ولی باید توجه داشت که آدم نباید تصور کند که چون نقشه مردن خود را کشیده است پس باید، مثل گیاهی که پوسیده است، راکد بماند و بی‌کار و بی‌عار زندگی کند. حال آن‌که باید درست عکس این رفتار کند
پرویز
۲۱
انسان از خودش می‌پرسد که چرا دانشگاه لجاجت به خرج می‌دهد و سالن سینما را محل درس به شمار نمی‌آورد
pejman
۱۷
توده‌های زحمت‌کش از اثر مارکس چه می‌توانند بفهمند؟ خواندنش دشوار، زبانش فرهیخته، نثرش دقیق، و فلسفه‌اش بسیار پیچیده است.
کتاب باز
۱۷
تمام خانواده‌های خوشبخت شبیه هم‌اند ولی خانواده‌های بدبخت هریک به شیوه خود بدبخت است،
کتاب باز
۱۴
تازگی واقعی آن چیزی است که، به‌رغم گذشت زمان کهنه نمی‌شود.
donye.book
۱۳
رنج می‌کشیدم بی‌آن‌که دردی در میان باشد
Ali Safari
۱۲
من در آستانه خودکشی هستم. میل دارم به دیگران فرصت بدهم به من خوبی کنند
مه....
۱۱
ولی جهان به کیفیتی که وجود دارد ارزش زنده ماندن را ندارد.
صبا بانو:)
۱۱
زندگی یعنی همین: ناامیدی بسیار، ولی همین‌طور لحظه‌هایی از زیبایی که، در آن لحظه‌ها، زمان همان زمان نیست. درست مثل نت‌های موسیقی که نوعی پرانتز در گذر زمان ایجاد می‌کنند، تعلیق، یک جای دیگر در همین‌جا، یک همیشه در هرگز.
Zahra kazemi
۱۱
بی‌قراری می‌کنند، رنج می‌برند، تحلیل می‌روند، افسرده می‌شوند و از خودشان در مورد دنده چرخی که در آن گیر کرده‌اند که آن‌ها را به جایی کشانده که آن‌ها نمی‌خواستند در آن‌جا باشند سؤال می‌کنند
Parinaz
۱۱
«جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است»
صبا بانو:)
۱۰
خانم میشل ظرافت جوجه‌تیغی را دارد: از بیرون پوشیده از خار، یک قلعه واقعیِ نفوذناپذیر، ولی احساسم به من می‌گوید که از درون او به همان اندازه جوجه‌تیغی ظریف است: حیوان کوچک بی‌حال، به‌شدت گوشه‌گیر و بی‌اندازه ظریف.
پرویز
۱۰
این توانایی ما در پذیرفتن آن‌چه می‌خواهیم به خودمان بقبولانیم و سر خودمان کلاه بگذاریم تا پایه اعتقادات ما دچار تزلزل نشود، پدیده‌ای مسحور کننده است.
Fateme Nahavandi
۱۰
مهم مردن و در چه سنی مردن نیست، مهم این است که آدم به هنگام مردن در حال انجام دادن چه کاری است
AS4438
۹
چه هیجانی لذت‌بخش‌تر از هیجانی است که خواندن کتاب نصیب انسان می‌کند.
Mahsa Bi
۹
هر چیزی به وقتش می‌آید، برای کسی که می‌تواند منتظر بماند...»
pejman
۸
آن‌کس که بذر آرزو می‌پاشد، سرکوبی درو می‌کند.
پرویز
۷
یکی از بالاترین موفقیت بازی گو این است که ثابت می‌کند برای بُردن، باید زندگی کرد ولی همین‌طور اجازه داد که دیگری هم زندگی کند. آن کسی که خیلی آزمند است بازی را خواهد باخت. بازی گو یک بازی ظریف توازن است که در جریان آن باید، بی‌آن‌که حریف نابود شود، امتیاز به‌دست آورد. سرانجام، زندگی و مرگ در آن نتیجه‌های ساختاری است که خوب باید بنا شده باشد
Zahra kazemi
۷
هیچ‌چیز بی‌رحم‌تر و ناعادلانه‌تر از واقعیت بشری نیست: آدم‌ها در جهانی زندگی می‌کنند که در آن واژه‌ها حکومت می‌کنند و نه عمل‌ها و این‌که صلاحیت نهایی در تسلط بر زبان است
کتاب باز
۷
چه وسیله تفریحی شریف‌تر و چه هم‌صحبتی سرگرم‌کننده‌تر از ادبیات وجود دارد و چه هیجانی لذت‌بخش‌تر از هیجانی است که خواندن کتاب نصیب انسان می‌کند.
saeedeh
۷
وقتی که بیماری وارد یک کانون خانوادگی می‌شود، فقط بر یک جسم چیره نمی‌شود بلکه بین قلب‌ها تارهای سیاهی می‌تند که در میان آن‌ها امید رفته‌رفته مدفون می‌شود. بیماری، مثل تارهای عنکبوتی که به طرح‌ها و نفس کشیدن‌های ما بپیچد، روز به روز، زندگی ما را بیشتر می‌بلعید.
صبا بانو:)
۶
اگر آینده را فراموش کنی زمان حال را از دست می‌دهی