جملات زیبای کتاب ساعت ستاره | طاقچه
تصویر جلد کتاب ساعت ستارهsubscriptionAvailable

کتاب ساعت ستاره

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
کلاریس لیسپکتور

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۱۴۱۱۲۷۹
۴
اگر صبورانه منتظر بمانید، درد خیلی زود می‌گذرد.
Farnaz Bagherlou
۳
فکر کردن یک عمل است. احساس کردن یک حقیقت.
انا
۲
چه کسی زمانی از خودش نپرسیده «من یک هیولا هستم یا این همان معنای انسان بودن است»؟
Zeinab Ghahremani
۲
تا وقتی سؤالاتی دارم که جوابی برایشان وجود ندارد، به نوشتن ادامه می‌دهم.
Zeinab Ghahremani
۲
اگر صبورانه منتظر بمانید، درد خیلی زود می‌گذرد.
Farnaz Bagherlou
۱
خدا تمام دنیا است. حقیقت همیشه، بدون هیچ توضیحی، نیرویی درونی است.
Farnaz Bagherlou
۱
فکر می‌کرد یک انسان موظف است خوشحال باشد. بنابراین، خوشحال بود.
Zeinab Ghahremani
۱
زمان گذشته است. از خودم می‌پرسم: او چیست؟ پاسخ: او نیست.
انا
۱
می‌ترسید اگر خوشی و لذت را تجربه کند، مجازات وحشتناکی متحمل شود و حتی محکوم به مرگ شود. بنابراین، با زندگی در پایین‌تر از حد متوسط خودش را در برابر مرگ محافظت می‌کرد، با صرفه‌جویی در زندگی‌اش تا ناگهان به پایان نرسد.
mostafavipour
۱
همیشه مشتاق حقایق بوده‌ام، به‌دور از ادبیات ــ حقایق سنگ‌های سختی هستند و من به عمل بیش از تفکر علاقه‌مندم. برای فرار از حقایق راهی وجود ندارد. از خودم می‌پرسم آیا باید به‌موقعش جلو بپرم و پایانی فوری را ترسیم کنم. اتفاقاً نمی‌دانم این داستان چطور تمام می‌شود. می‌فهمم که باید طبق یک دورهٔ زمانی که بر حسب ساعت اندازه‌گیری می‌شود قدم‌به‌قدم پیش بروم
Farnaz Bagherlou
۰
ما منحصراً در زمان حال زندگی می‌کنیم، چراکه زمان همیشه و تا ابد امروز است، و فردا هم امروز خواهد شد. ابدیت، حالت همه‌چیز درست در همین لحظه است.
Farnaz Bagherlou
۰
اکنون فهمیده‌ام که فقر هم زشت است و هم بی‌قیدوبند.
Farnaz Bagherlou
۰
اگر صبورانه منتظر بمانید، درد خیلی زود می‌گذرد.
Farnaz Bagherlou
۰
مرگ مواجهه با خود است.
Farnaz Bagherlou
۰
تحصیل‌کرده بودن یعنی بدانی چطور دروغ بگویی.
کاربر ۱۴۱۱۲۷۹
۰
در همین حین، می‌خواهم عریان یا ژنده‌پوش بیرون بروم؛ می‌خواهم حداقل یک بار طعم بی‌مزهٔ نان عشای ربانی را بچشم. خوردن نان عشای ربانی برای این است که بی‌اهمیتیِ دنیا را حس و خود را در عدم و نیستی غرق کنم. کنار گذاشتن عقاید آرامش‌بخش گذشته نشانهٔ شهامت من است.
Zeinab Ghahremani
۰
بگذارید خواننده‌هایم مشتی به شکمشان بکوبند تا ببینند چه لذتی می‌برند. چون زندگی مشتی به شکم است.
Zeinab Ghahremani
۰
زنگ‌ها نواختند بدون اینکه کوچک‌ترین صدایی ایجاد کنند.
Zeinab Ghahremani
۰
در این حین، فراموش نکنید که فصل توت‌فرنگی‌ها است. بله.
Zeinab Ghahremani
۰
تا وقتی سؤالاتی دارم که جوابی برایشان وجود ندارد، به نوشتن ادامه می‌دهم.
Zeinab Ghahremani
۰
دندان‌دردی که در این داستان رخنه کرده درد شدیدی درست در دهانم ایجاد کرده است.
Zeinab Ghahremani
۰
بینش قریب‌الوقوع بودنِ... قریب‌الوقوع بودنِ چه چیزی؟ شاید بعدها بفهمم. همان موقع که می‌نویسم، هم‌زمان خوانده می‌شوم.
Zeinab Ghahremani
۰
حقیقتی در داستان نهفته باشد ــ و مشخصاً این داستان حقیقت است با اینکه ساخته و پرداخته شده ــ هر کس انعکاس آن را در خودش می‌بیند، چراکه ما همگی انسان هستیم و مشابه،
Zeinab Ghahremani
۰
زمانی را به خاطر می‌آورم که دعا می‌کردم تا روحم را نورانی کنم: حرکتْ روح است.
Zeinab Ghahremani
۰
صرف نظر از آنچه می‌نویسم، ابزار اصلی‌ام کلمه است.
Zeinab Ghahremani
۰
صرف نظر از آنچه می‌نویسم، ابزار اصلی‌ام کلمه است.
انا
۰
اما دربارهٔ این دختر، او در یک بلاتکلیفی غیرشخصی زندگی می‌کند، مصون از آنچه بدترین یا بهترین است. او فقط زنده است، دم و بازدم، دم و بازدم.
انا
۰
نه او دربارهٔ خدا فکر می‌کرد، و نه خدا دربارهٔ او.
فروغ
۰
همان موقع که می‌نویسم، هم‌زمان خوانده می‌شوم. فقط به پایانی که آغاز را توجیه می‌کند نمی‌پردازم ــ مثل مرگ که می‌آید تا توضیحی بر زندگی باشد ــ چراکه باید رویدادهای گذشته را ثبت کنم.