همیشه مشتاق حقایق بودهام، بهدور از ادبیات ــ حقایق سنگهای سختی هستند و من به عمل بیش از تفکر علاقهمندم. برای فرار از حقایق راهی وجود ندارد.
از خودم میپرسم آیا باید بهموقعش جلو بپرم و پایانی فوری را ترسیم کنم. اتفاقاً نمیدانم این داستان چطور تمام میشود. میفهمم که باید طبق یک دورهٔ زمانی که بر حسب ساعت اندازهگیری میشود قدمبهقدم پیش بروم