جملات زیبای کتاب ماموریت در قصر | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماموریت در قصر

کتاب ماموریت در قصر

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۵۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
سعید محمدی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
گنجینه
۱۹
ای علی! کفارهٔ اعمال شما، احسان و نیکی به برادرانتان است. تو برای من یک چیز را ضمانت کن، من برای تو سه چیز را ضامن می‌شوم. تو قبول کن که کسی از دوستان ما را نبینی، مگر اینکه نیاز او را برآورده کنی و مورد احترام قرار دهی و من برای تو ضمانت می‌کنم که سقف هیچ زندانی هرگز بر تو سایه نیفکند، هرگز تیزی شمشیری به بدن تو نرسد و هرگز تنگدستی وارد خانهٔ تو نشود
Yas Balal.جواد عطوی
۷
شیعه واقعی، حتی برای آب خوردن هم باید اذن مولایش را داشته باشد،
_.kowsar._
۵
ای علی! هر کس مؤمنی را خوشحال کند، در درجهٔ اول خدا، بعد رسول خدا و سپس ما را خشنود کرده است.
مستاصل!
۲
خلیفه‌ای که عاشق ساز و آواز باشد، رعیتش در این کار از او سبقت خواهند گرفت.
fetemh zhra
۱
شیعه واقعی، حتی برای آب خوردن هم باید اذن مولایش را داشته باشد، گرچه مولایش حاضر و ناظر نباشد. من صلاح کار را بهتر می‌دانم یا مولایم ابالحسن؟ اگر می‌شد، تمام زندگی‌ام را تقدیم ایشان می‌کردم.
امیر رضایی
۰
علی بدون تعارف تکه‌ای نان برداشته و با ماست در دهانش می‌گذارد. لذتی عجیب از این صمیمیّت در دل یوسف به وجود می‌آید. علی لقمه را می‌بلعد و می‌گوید: - ببخشید اگر آمدید و ناامید بازگشتید. به دعای خیر شما است که گرفتاری و مشکلات از سر ما می‌گذرد. اکنون هر امری که باشد، من در خدمتم. ابن حمزه از این رفتار علی بن یقطین کاملاً متعجب است. نگاهی به لباس فاخر علی می‌کند که روی خاک‌ها قرار گرفته و کاملاً خاکی شده است؛ اما وقتی چهرهٔ خندان و خوشحال علی را می‌بیند، سخنی نمی‌گوید.
امیر رضایی
۰
ای علی! کفارهٔ اعمال شما، احسان و نیکی به برادرانتان است. تو برای من یک چیز را ضمانت کن، من برای تو سه چیز را ضامن می‌شوم. تو قبول کن که کسی از دوستان ما را نبینی، مگر اینکه نیاز او را برآورده کنی و مورد احترام قرار دهی و من برای تو ضمانت می‌کنم که سقف هیچ زندانی هرگز بر تو سایه نیفکند، هرگز تیزی شمشیری به بدن تو نرسد و هرگز تنگدستی وارد خانهٔ تو نشود.
مستاصل!
۰
بغداد، این شهر هزار فرقه، هزار معمّای پیچیده در خود دارد
مستاصل!
۰
عزّت و ذلّت هر کس در دست خودش است. روزگار فراز و نشیب‌های بسیاری دارد.
کتابدوست
۰
من خود نیز هنوز متحیّرم. صبح که از خانه بیرون آمدم، خبری از این صندوقچه و لباس نبود. مشتاقم که هر چه زودتر به خانه برسم و از این مسئله سر در بیاورم. علی همین طور که قدم برمی‌دارد، لحظاتی سکوت می‌کند و سپس می‌گوید: - ولی این را می‌دانم که وقتی تو برای مولایت خوب بندگی کنی، او خودش کارش را به بهترین شکل انجام می‌دهد. یقین دارم این مسئله نیز از عنایات آقایم، موسی بن جعفر علیه‌السلام است.