تنها چیزی که برای بنده تسکیندهنده است حکایت آن پیر زن قد خمیده مصری است که هنگام فروش یوسف در بازار بزرگ مصر با یک کلاف ریسمان، خودش را از خریداران یوسف اعلام کرد. به او گفتند: ای پیر زن! یوسفی که اول شخص مملکت یعنی پادشاه و همه طبقات مصر خریدار او هستند، چگونه به تو میفروشند آن هم به یک کلاف ریسمان؟ گفت: میدانم که به من نمیدهند و من خریدار یوسف نخواهم بود، امّا میخواهد نام من هم در تاریخ جزو خریداران او ثبت شود.