
٪۲۰
Patrick
۱۶۱
یا خواهم مرد یا دیوانه خواهم شد
Patrick
۴۲
هر کجایی انسان بتواند احساس آزادی کند، آنجا خانه اوست.
lucifer
۲۰
آنها خیلی عصبانی میشوند موقعی که میبینند کل کاری که در این پنجاه سال گذشته انجام دادهاند بیهوده بوده زیرا مردم هنوز افکار خودشان را دارند، هنوز چیزی از خودشان دارند.
Patrick
۱۲
امیدوارم که نسلهای آینده از یاد نبرند که نیکی هرگز از بین نمیرود، که نیکی در قلبهای آدمیان، حتا در تاریکترین زمانها، میزید و در جاهایی که هیچکس گمان بر وجود داشتنش نمیکند نهفته است، که نیکی هرگز به طور کامل نابود یا ناپدید نمیشود.
پویا پانا
۱۱
یکی از قوانین نانوشته در اتحاد شوروی این بود که شما هرگز نباید هیچ حرفی را به صراحت بیان میکردید.
Patrick
۱۱
آنها خیلی عصبانی میشوند موقعی که میبینند کل کاری که در این پنجاه سال گذشته انجام دادهاند بیهوده بوده زیرا مردم هنوز افکار خودشان را دارند، هنوز چیزی از خودشان دارند
lucifer
۹
«آره دقیقآ؛ آدمها آنجا عاقل میشوند. آدم موقعی که بدترین چیز برایش اتفاق میافتد، تازه عاقل میشود.»
Mary gholami
۶
«زندگی مثل یک گورخر است. نوارهای سیاه را از سر میگذرانی، اما میدانی که به زودی به نوارهای سفید هم خواهی رسید.»
lucifer
۵
در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹، که ولادیمیر پوتین در پی استعفای غیرمنتظره بوریس یلتسین، زمام ریاستجمهوری روسیه را در دست گرفت، سوتلانا به توماس میلر هشدار داد:
به نظرم روسیه، با توجه به این مأمور مزخرف سابق کاگب که حالا سرپرست ریاستجمهوری شده، به سرعت دارد به گذشته سوق پیدا میکند. امیدوارم مردم در انتخابات ریاستجمهوری به او (پوتین) رأی ندهند، اما البته در انتخابات همیشه میتوان تقلب کرد...
پویا پانا
۵
افراد از نظرش به سه دسته تقسیم میشدند: قدرتمندان که به وجودشان نیاز بود؛ همسطحها که مزاحم بودند؛ و ضعیفان که هیچ استفادهای برای هیچکسی نداشتند.
پویا پانا
۴
احساس میکنم ساکت ماندن و صبوری به خرج دادنِ بیشتر، امکانپذیر نیست. همیشه برده بودن ناممکن است.
کاربر ۱۳۰۶۴۰۲
۳
امیدوارم که نسلهای آینده از یاد نبرند که نیکی هرگز از بین نمیرود، که نیکی در قلبهای آدمیان، حتا در تاریکترین زمانها، میزید و در جاهایی که هیچکس گمان بر وجود داشتنش نمیکند نهفته است، که نیکی هرگز به طور کامل نابود یا ناپدید نمیشود.
امیرحسین
۲
به این نتیجه رسیدهام که مهمترین چیز در زندگی رسیدن به موفقیتها نیست، بلکه رسیدن به تواضع است، که البته کار بسیار مشکلی است ــ توانایی گم نکردن خویش
کتابخوان
۲
او به رزا شاند گفت: «من همیشه گرفتار این یا آن توهّم هستم ـتوهّم مثبت یا توهّم منفی... هرگز زندگی در واقعیت آمریکایی را یاد نخواهم گرفت. این مافوق تواناییهایم است.»
Patrick
۲
روسیه پرچم و برخی اسامی را عوض کرده، اما مطمئنآ این کشور هنوز همان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی است... پوتین سرگرد سابق کاگب است با سوابقی مشکوک که توانسته خود را به رأس حاکمیت برساند (زیرا او به اندازه کافی زرنگ بود که اجازه ندهد سوابق فساد مالی بوریس یلتسین رو شود). اینجا، موقعی که از رادیوی دولتی آمریکا میشنوم که «این مرد تازه در کرملین، قهرمان روسها و انتخاب قطعی آنها برای ریاستجمهوری کشورشان است» تنها کاری که میتوانم بکنم فحش دادن به زبان روسی است
lucifer
۱
سوتلانای عزیز، حتا به رغم بزرگترین غمی که داری، مطمئن باش به طریقی، که احتمالا نه تو نه من الان قادر به فهمش نیستیم، بر این همه شجاعت و ایمانی که به خرج دادی مُهر تأیید خواهد خورد و حقانیت تو ثابت خواهد شد ــ و حقانیت تو بر پسرت هم ثابت خواهد شد.
میرزاقلمدون
۱
«مسیح تو را حتا اگر دختر استالین هم باشی دوست دارد.»
میرزاقلمدون
۱
شاید خود سوتلانا در شرح تراژدی زندگیاش موجزترین توصیف ممکن را ارائه کرده است: «تو دختر استالین هستی و در واقع، پیشاپیش مردهای. زندگیات پیشاپیش به پایان رسیده است. نمیتوانی زندگیات را بکنی. نمیتوانی هیچ زندگیای بکنی. تو فقط در ارجاع به یک اسم موجودیت داری.»
میرزاقلمدون
۱
در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹، که ولادیمیر پوتین در پی استعفای غیرمنتظره بوریس یلتسین، زمام ریاستجمهوری روسیه را در دست گرفت، سوتلانا به توماس میلر هشدار داد:
به نظرم روسیه، با توجه به این مأمور مزخرف سابق کاگب که حالا سرپرست ریاستجمهوری شده، به سرعت دارد به گذشته سوق پیدا میکند.
پویا پانا
۱
میتوانستم در روسیه زندگی کنم ــ مثل خیلیهای دیگرــ به شرطی که آدمی دورو بودم و عقایدم را پنهان میکردم. بیش از نیمی از مردم ما اینگونه زندگی میکنند. ما هیچ فرصت و مجالی برای انتقاد کردن نداریم، هیچ مطبوعات آزادی نداریم، هیچ آزادیای نداریم و هیچکس هم نمیخواهد مرتکب هیچ ریسکی شود. هر کسی خانواده و فرزند و شغل دارد و از دست دادن اینها خطرناک است. من برای سالهای متمادی اینگونه زندگی کردم و میتوانستم باز هم زندگی کنم ــ اما سرنوشت وادارم کرد که انتخاب قاطعی بکنم... .
پویا پانا
۱
سوتلانا در ادامه سخنانش گفت: «من به قدرت عقل و هوش در جهان باور دارم، فارغ از اینکه شما در کدام کشور زندگی میکنید. مردم به جای نزاع و ایجاد خونریزیهای غیرضروری، باید به اتفاق هم کار بیشتری برای پیشرفت انسانیت بکنند. معتقدم هر کجایی انسان بتواند احساس آزادی کند، آنجا خانه اوست. او در پایان حرفهایش، شاید برای خوشایند جرج کنان، گفت: «هدف اصلی من از سفر به این کشور، چاپ و انتشار کتابم است.»
پویا پانا
۱
شاید درست باشد که یک زندگی مشکل، انسانِ بهتری را به وجود میآورد.
پویا پانا
۱
پول، به ویژه در غرب، معادل با آزادی و تنها مسیر به سوی امنیت روحی و روانی است.
پویا پانا
۱
فرار به گذشته بدترین نوع بیماریای است که میتواند بر ما عارض شود... آن گذشته شگفتانگیزی که ناگهان تنفس مرگبارش را شروع کرده همچون یک گورِ باز است.
پویا پانا
۱
«زندگی مثل یک گورخر است. نوارهای سیاه را از سر میگذرانی، اما میدانی که به زودی به نوارهای سفید هم خواهی رسید.»
سعیده افضلی
۱
او برای سوتلانا خبر آورد که دختر بیست وچهار سالهاش کاتیا از رشته زمینشناسی «دانشگاه مسکو» فارغالتحصیل شده و حالا خودش مشغول تدریس است. کاتیا هنوز ازدواج نکرده بود
کاربر ۳۷۱۳۸۳۲
۱
فیشر از پشت تلفن طوری برخورد کرده بود که انگار سوتلانا دارد شوخی میکند و دوباره با او گرم گرفته بود. اما سوتلانا به او نوشت اگر فکر میکند که میتواند رابطه دوستانهشان را از سر بگیرد، بهتر است این فکر را از سرش بیرون کند.
کاربر ۳۷۱۳۸۳۲
۱
من جرئت کافی نداشتم که روی آنچه گمان میکردم کار درستی است پافشاری کنم.
کاربر ۳۷۱۳۸۳۲
۱
من یک جورهایی زیر آن زمزمههای خوشایند شهرت و معروفیت و حرفهای دلپذیر دوستان و نامههای دوستانه بیشمار، نرم شدم ــ وا دادم.
کاربر ۳۷۱۳۸۳۲
۱
فکر به اینکه در این مراسم مجبور است نقش نماینده پدرش را بازی کند حالش را به هم میزد.
